ترويج مصرف گرايي در سال اصلاح الگوي مصرف!!
«جومونگ» شمشير به دست دوشادوش رقيب ديرينه اش «تسو» به سمت لشكر «هان» حمله ور مي شود كه ناگهان پيامهاي بازرگاني پخش ميشود و به اين اميد كه اين پيام ها تا يكي دو دقيقه ديگر تمام ميشود همچنان مشتري شبكه سوم باقي ميمانم.
سه دقيقه گذشت، اما كماكان آگهيهاي بازرگاني پخش ميشود.
نه خير! مثل اينكه اين بار حداقل پنج شش دقيقهاي طول ميكشد تا خاتمه ماجراجوييهاي جناب «جومونگ» را در قسمت پاياني از قاب جعبه جادويي منزل به نظاره بنشينم.
با بيحوصلگي و اكراه، تبليغات تلويزيون را به اميد تمام شدن هر چه زودتر اين توفيق اجباري (!) مي بينم كه در اين بين يك آگهي توجهم را به خود جلب ميكند.
مرد خانه در غياب همسرش ميكوشد در كوتاهترين زمان ممكن كارهاي خانه را انجام دهد. نماي منزل خيلي شيك و تر و تميز است و آشپزخانه بهترين و گران ترين لوازم خانگي را در خود جاي داده است. در يك چشم به هم زدن و زماني كه خانم خانه وارد منزل ميشود همه چيز براي صرف غذا آماده است. بچهها هم كه روي با كلاسترين مبلهاي راحتي لم داده و سرشان به تماشاي تلويزيون LCD گرم شده به بابا و مامان لبخندي از سر رضايت ميزنند و ...
واقعيت آن است كه فضاسازي فوق، تم اصلي اغلب آگهيهاي بازرگاني رسانه ملي است؛ تبليغاتي كه اگر چه پخش آنها به منظور تأمين بخشي از هزينههاي سرسام آور صدا و سيما از سوي مديران توجيه ميشود، اما به اذعان كارشناسان، به دليل اغوا كننده و وسوسه برانگيز بودن خيل عظيم و رنگارنگ آنها، تاثيرات نامطلوبي از حيث تاكيد بر مصرف گرايي بيشتر بر تفكر و رفتار مخاطب به عنوان مصرف كننده كالاهاي تبليغ شده ميگذارد.
تازه اين فقط مربوط به پيام هاي بازرگاني صدا و سيماست و اين همه ماجرا نيست؛ چرا كه رسانه ملي با نمايش سريالها و فيلمهايي كه در آنها شيكترين و با كلاسترين خودروها، گران قيمتترين منازل و ويلاها، همچنين پرهزينهترين كالاها و اقلام مصرفي مردم اعم از خوراكيها و پوشيدنيها تا وسايلي چون تلفن همراه، مبلمان، وسايل خانگي و غيره جلوي چشمان ميليونها مخاطب خود رژه ميروند، نقش پر رنگي در برگزاري هر چه باشكوهتر مسابقه چشم و همچشمي بين خانوادههاي ايراني در مصرف هرچه پر زرق و برقتر ايفا ميكند.
به تعبير يكي از استادان علم روانشناسي صدا و سيما در اين بعد از فعاليت رسانهاي خود، گاه به طور ناخواسته به مخاطبش چنين القا مي كند كه مصرف بيشتر و ولخرجيهاي افزون تر يك امتياز اجتماعي و ابزاري جهت نشان دادن منزلت بالاي اجتماعي محسوب ميشود، حال آن كه توازن منطقي در مصرف گرايي يكي از شاخصه هاي مهم توسعه يك جامعه است.
نشان دادن مجالس بسيار پرهزينه عروسي و ختم در برنامههاي نمايشي صدا و سيما و نيز تبليغ بيش از حد كالاها و اجناس خارجي ـ در شرايطي كه بسياري از كالاهاي ساخت داخل در انبارها خاك مي خوردـ آن هم با توجيه درآمدزايي بيشتر براي ساخت سريالها و فيلم هاي تلويزيوني بعضا سطحي و با عرض پوزش ـ آبكي و آبگوشتي ـ از ديگر عوامل تشديد كننده نهادينه سازي مصرف گرايي در رسانه ملي است.
رسانهاي كه بايد به معناي واقعي دانشگاه عمومي ايرانيان باشد، اما متأسفانه خود ـ خواسته يا ناخواسته - در ايجاد و اشاعه معضل اسراف در جامعه، نقش اول را بازي ميكند؛ معضلي كه رهبر فرزانه انقلاب به درستي از آن به عنوان «عيب ملي » ياد كردند.
ايشان بعد از نامگذاري امسال با عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف»، در جلسهاي خطاب به مسئولان خاطرنشان كردند: «بخش مهمي از اسراف در اختيار مردم نيست {بلكه} در اختيار مسئولان كشور است.»
با عنايت به اين فرمايش معظم له بايد از مسئولان صدا و سيما پرسيد كه رسانه ملي پس از گذشت حدود نيمي از سالي كه قرار است نقطه عطفي در اصلاح الگوي مصرف باشد، چه برنامه و راهكار علمي را براي اين مهم در دستور كار قرار داده است؟ خروجي اين راهبردها كدام است؟! آيا صرف به روي آنتن بردن برنامههاي كليشهاي مثل آن كه گزارشگر تلويزيون ميكروفن را جلوي دهان مردم بگذارد و از آنها بپرسد آيا شما در مصرف آب و برق صرفه جويي ميكنيد يا ساخت برنامههاي سفارشي و انجام مصاحبه هاي خشك و بيفايده با برخي از كارشناسان غيرمربوط و يا امثال برنامههايي مثل «شب نشيني» و گپ و گفتي شعاري با هنرمندان و فرهيختگان، تكليف را از رسانه فراگير تلويزيون و حتي راديو بر ميدارد؟!
در اين بين هر چند نبايد از تلاشهاي قابل توجه برخي از مديران و برنامه سازان خوش فكر و تلاشگر صدا و سيما در نهادينه ساختن فرهنگ درست مصرف كردن، چشم پوشيد، اما به هر روي اين واقعيت تلخ هم كتمان ناپذير است كه تناقض هاي صدا و سيما در گفتار و كردار در اين خصوص به معناي عدم توجه جدي مسئولان رسانه ملي به ضرورت ترويج صرفه جويي و گسترش فرهنگ قناعت و بهره وري است.
در اين خصوص بايد ديد متوليان اين رسانه پر مخاطب در آينده چه برنامه و اقداماتي خواهند داشت؛ قطعاً در آن زمان بهتر ميتوان نسبت به عملكردها قضاوت كرد.
سميرا مرادي
/انتهاي پيام/