اگر دادگاه نمايشي است، اصلاح طلبان بزدلند
بيکار هم ننشستم، سايتهاي اصلاح طلب و اصولگرا را زير و رو کردم، برخي اصولگرايان پريده بودند وسط و گفته بودند ديديد، حالا خودشان دارند اعتراف ميکنند، ابطحي را ديديد؟! عطريانفر را ديديد؟
اصلاح طلبان هم اوائلش کُپ کرده بودند و مبهوت نگاه ميکردند، نمي دانستند تاييد کنند، تکذيب کنند، چه خاکي بر سرشان بريزند، بيشتر به زنداني بودن يارانشان مي پرداختند و از مبارزه مي گفتند و ناله مظلوميت سر ميدادند، اما آنها هم گفتند کم نياوريم شروع کردند به استدلالهاي مختلف که بله، اينها را چيز خور کرده اند، يکي ديگر گفت آمپول زده اند، ديگري گفت تهديد کرده اند و … اما من همچنان گزينه ها را بررسي ميکردم:
1- متهمان چيز خور شده باشند و به همين دليل به ياوه گويي و اعتراف پرداختهاند!
بابا بيخيال! من که حتي از دليل آوردن براي رد اين فرضيه هم خجالت ميکشم، البته بعد از خجالتي که از مطرح کردنش کشيدم.
2- متهمان به راه راست هدايت شده اند، به دليل خلوتي که در سلولهاي انفرادي با خود داشتهاند و نفس قدسي بازپرس! در مورد بچه ها و جوانها حرفي نسيت، ولي خدا وکيلي به من نمي چسبد خيلي از اينها اهل عوض کردن عقايدشان باشند مگر به مصلحتي.
3- اعترافات به متهمان ديکته شده و آنها مجبور به گفتن آنها شده اند!
اين هم از آن دلايل باحال بود که البته قريب به ذهن ترين و قابل باورترين دليل هم همين دليل است.
جمع بندي:
به نظر من دلايل دوم و سوم منطقي و قابل باورند و عمراً دليل اول زير کَت من و امثال من برود، دليل براي نقضش هم اين بس که چرا از اين مواد در جاهاي ديگر استفاده نمي شود، که هزاران مشکل قضايي ما حل شود و مگر زمان شاه و يا زندانهاي صهونيستها از اين دواها ندارند که به طرفت العيني به اطلاعات دقيق دست يابند؟
و اما ته حرفم را بگويم و خلاص: اگر دلايل اول و دوم را قائليد که بحثشان گذشت، اما اگر قائل به اعتراف مصلحتي و زوري و جريان گاليله و اين حرفها هستيد بايد با کمال تاسف عرض کنم که چيزي نمي ماند جز اثبات بزدلي اصلاح طلبان، آخر شما که ادعاي لب پرتگاه بودن مملکت را داريد، شما که مي گوييد ما مي خواهيم مملکت را نجات دهيم آن هم به هر قيمتي که شده، جربزه تحمل شکنجه هاي احتمالي را نداريد؟ اينقدر کم ظرفيت هستيد که حاضر شديد هر چه براي شما نوشتند بگوييد؟
خجالت بکشيد با اين آزادگيتان و قدم گذاشتن در راه آزادي ملت ايران، شما که حاضر نيستيد براي آزادي ملت ايران حتي يک سيلي! از شکنجه گر! بخوريد چطور مي خواهيد ما را نجات دهيد؟
آخر چطور دم از نجات دادن انقلابي مي زنيد که مردان انقلابياش در زندانهاي رژيم پهلوي بدترين شکنجهها را به جان خرديند؟ (رجوع شود به کتابهاي خاطرات عزت شاهي و خاطرات احمد احمد).
چطور دم از نجات انقلابي مي زنيد که آزادگانش در بند رژيم بعث بدترين شکنجهها را ديدند و زجرها کشيدند؟ (رجوع شود به کتاب نسيم تقدير و …).
خواهشمند است از اين به بعد قبل از هرگونه حضوري ابتدا آمادگي تحمل شکنجهها را در خود ايجاد کنيد، بعد تجمع کنيد تا خدايي نکرده اينگونه آبروي آزاديخواهان را نبريد./انتهاي پيام/