دخترتان دارد بزرگ مي شود!
واکنش يک دختر جوان در برابر محيط اجتماعي خود به طبع تحت تأثير موازين اجتماعي و فرهنگي افرادي است که از ميان آنان برخاسته است و از آنجايي که خانواده خود يک واحد اجتماعي است و ارزشها و معيارهاي اجتماعي از طريق آن به يک دختر منتقل ميشود به عنوان يک واسطه به لحاظ تأثير محيط اجتماعي بر او، اهميت زيادي دارد.
کشف نيازها و شناسايي شخصيت يک دختر، تأثيرات بسيار مثبتي در آنان بوجود ميآورد. محبت، تفاهم و حس همدردي براي يک دختر جوان به همان اندازه مهم است که تأمين نيازهاي فيزيولوژيک او.
يک دختر جوان براي درک بهتر و بيشتر خود و آشنايي با محيط پيرامونش، نياز به راهنمايي و آگاهي دارد. او در حال رشد و نمو است و رشد جسمياش به طور طبيعي همراه با حالات و هيجانات روحي و عاطفي ميباشد.
جسم يک دختر جوان به رشد خود ادامه ميدهد و رشد روحي و رواني وي کاملاً مرتبط با جسم اوست و زماني جريان رشد حالت طبيعي و عادي به خود ميگيرد که او از نظر فکري و اعتقادي در يک مسير طبيعي و صحيح قرار گرفته باشد.
بنابراين يک دختر جوان در راستاي رشد و تعالي رواني خود، نيازمند هدايت و راهنمايي مربيان صالح و خيرانديش است. اما از طرف ديگر او نيازمند انديشه و غور در ارتباط با خود و رفتار و اعمال و عکسالعملهاي خويش در محيط زندگي ميباشد.
يکي از آگاهيهاي بسيار مهم يک دختر جوان، آشنايي با «خود» است. او بايد بتواند توجه خود را به شخصيت خويش متمرکز ساخته و رفتار و کردارش را مورد ارزيابي و تحليل قرار دهد.
دختران جوان بايد آگاه باشند که گذشتن از مرحله کودکي و ورود به دوران بلوغ و جواني چندان آسان نيست. صد البته اين راه پرفراز و نشيب بايد به همراه آگاهي و مراقبتهاي اصولي طي شود. يک دختر در دوران نوجواني با بحرانهاي زيادي روبهرو ميشود. بحران بيولوژيکي (جسمي)، رواني و بحران اجتماعي در بحران بيولوژيکي او با تغييرات قابل ملاحظهاي که در بدن و اندامهايش رخ ميدهد مواجه ميشود و سازگاري يک دختر جوان با اين تحولات ناگهاني نيازمند هوش و درايت کافي است.
يک دختر جوان در ارتباط با محيط اجتماعياش، با شرکت در فعاليتهاي جمعي و تعلق به گروه و عضويت در آن به نحوي نيازهاي اجتماعيش را برطرف ميسازد. او در پي کسب راههايي است که بر اساس آن معيارها و رفتار خود و ديگران را مورد قضاوت قرار ميدهد.
اين جست و جوي ذهني چنانچه در مسيري طبيعي و صحيح قرار بگيرد و بر اساس يک بينش صحيح پاسخي منطقي دريافت دارد، شخصيتي اصولي و مثبت مييابد. در اين ميان چنانچه خانواده داراي ثبات مذهبي، فرهنگي و اجتماعي باشند ميتوانند دختر جوان خود را بر اساس يک برنامه صحيح تربيت کنند.
تربيت غلط فرزندان
علي(ع) مي فرمود: خَيرُ ما ورَّثَ الاباءُ الاَبْناءَ الاَْدَبُ
بهترين ارثي که پدران مي توانند به فرزندان خويش بدهند ادب و تربيت صحيح است.
غررالحکم، ص393.
بسياري از والدين بر اين باورند که کار تربيتي با فرزندان، خود صرفا اختصاص به زمانهايي دارد که آنان به بحث و گفت و گو مينشينند حال آنکه فرزندان نه تنها بايد افرادي پاک و شرافتمند بار بيايند بلکه بايستي مديراني خوب و بهرهور نيز باشند.
به عنوان مثال هرگاه بچه از نحوه و ميزان درآمد خانواده خود بياطلاع باشد و اين عادت در او رشد يافته باشد که تنها به نيازهاي خود توجه داشته باشد و به نيازهاي ساير اعضاي خانواده خود بياعتنا باشد، تنها يک مصرفکننده بوده و در دوران جواني ميتواند براي جامعه و خود زيانهاي فراواني را به ارمغان بياورد.
چنانچه والدين بدين گونه بينديشند که فرزندشان بايد همه چيز داشته باشد، بهترينها را بخورد و بپوشد و بهترين اسباببازيها را داشته باشد و ...
اما در عين حال خود را از ضروريترين وسايل و خوردنيها و ديگر راحتيها محروم سازند، ناآگاهانه توقعات فرزند خود را افزايش داده و موجب خواهند شد که او تنها به خود و منافع شخصي خود فکر کند. اين گونه شيوه تربيتي بسيار غلط بوده و والدين قبل از هر فرد ديگري از اين شيوه تربيتي نادرست ضربه خواهند ديد.
حال آنکه بچهها بايد از محل، حرفه و شغل و دشواريهاي کار و شغل والدين خود مطلع باشند و بدانند والدين آنان براي فراهم نمودن آسايش و راحتي بچههاي خود چه زحمات و مشقاتي را تحمل مينمايند.
از سوي ديگر چنانچه مادر خانهدار است فرزندان بايد اهميت خانهداري و کارهاي مادر را بدانند و به اين زحمات احترام بگذارند و دقيقا به آنان تفهيم شود و درک نمايند که آسايش و رفاه و راحتي در خانه مرهون و مديون زحمات شبانهروزي مادر و خانهداري او ميباشد.
بچهها لازم است با هزينه ـ درآمد خانواده خود آشنا بوده و از ميزان حقوق و درآمد پدر و مادر خود آگاه باشند بدين ترتيب آنها ميتوانند ياد بگيرند و بدانند بايد از برخي نيازهاي خود چشمپوشي کرده تا نياز ساير افراد خانواده مرتفع شود.
فرزندان در خانوادههايي که به لحاظ تأمين معاش دچار مشکل و به دلايل مختلف دچار تنگدستي هستند، بايد بدانند و ياد بگيرند که در تلاش براي بهبود زندگي، انسانها بيشتر احساس غرور و سرافرازي ميکنند. والدين چنين خانوادههايي حتما بايد بردباري، تلاش در راه آيندهاي بهتر، گذشت و مساعدت را پرورش دهند. مخصوصا آنان نبايد در نزد بچه خود از مشکلات زندگي شکوه و شکايت داشته باشند.
منبع: پايگاه حوزه
/انتهاي پيام/