قفل سكوت را بشكنيد و چاره اي بيانديشيد
به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، دکتر زارعي نجفدري، مشاور رئيس جمهور در آخرين يادداشت خود با اشاره به ماجراي تاسف برانگيز توهين شيخ يوسف صانعي به منتخب مردم ايران آورده است:
احتمال سهو اللسان و يا طراوشات ذهني و زباني ناشي از عصبيّت و يا تحت تأثير القائات ، فشارها و وسوسه هاي ديگران قرار گرفتن و يا ... فرضيه هايي بود كه انسان را از قضاوت صريح و سريع در مورد هتاكي هاي آقاي شيخ يوسف صانعي نسبت به رئيس جمهور منتخب ملت بزرگوار ايران، باز مي داشت و به همين خاطر سكوت اختيار شد تا چنانچه اين احتمالات درست باشد آقاي صانعي به خود آمده ، با توضيح و عذرخواهي از ملّت بزرگوار ايران و رئيس جمهور منتخب،اين برخوردغيرشرعي و غيراخلاقي خود را توجيه و مسئله را فيصله دهد و صد افسوس كه چنين نشد.
شاهده و شنيده مي شود اين هتاكي و فحاشي قابل كتمان و لاپوشاني نيست. از يك طرف اين هتاكي آنقدر زشت است كه هيچ انسان محترمي حاضر نيست آن را به زبان آورده و يا قلم خود را به آن آلوده سازد و از طرف ديگر ، سكوت بيش از اين در اين مورد با وجدان انسانيِ انسان سازگاري ندارد و مهمتر اينكه با اظهارات هتاكانه اخير افرادي مثل خانم حقيقت جو و ... نسبت به رئيس جمهور ، اين احتمال تقويت مي شود كه هتاكي نسبت به مسئولين نظام، سناريو و خط سياسي جديدي مي باشد كه مأموريت كليدزدن آن را به آقاي صانعي سپردند و ايشان هم به دليل ساده لوحي، بي منطقي و در عين حال عصباني مزاج بودن ، خواسته يا ناخواسته در دام اين سناريو افتاده است.
البته اينگونه عصبيت هاي غيراخلاقي و چرخش فكري و سياسي آقاي صانعي، مسبوق به سابقه است كه در اين نوشتة كوتاه به دو نمونه از آن اشاره مي شود :
1- خاطرم هست در دهه 60 كه در قم مشغول تحصيل بوديم؛ بنده در درس اخلاق مرحوم حضرت آيت الله مشكيني(قدّس الله نفسه الزّكيه) شركت مي كردم. درآن زمان يكي از آشنايان كه در جامعةالزهرا (س) قم مشغول تحصيل بود به دليل تلاقي برنامه هاي درسي نمي توانست در درس اخلاق حضرت آيت الله مشكيني شركت كند و حسرت مي خورد. آن موقع براي آقاي صانعي در جامعةالزهرا (س) قم كلاس اخلاق گذاشته بودند. بنده به وي توصيه كردم كه اگر نمي تواند در درس اخلاق آيت الله مشكيني شركت كند، در كلاس اخلاق آقاي صانعي در جامعةالزهرا ( س )حضور يافته و استفاده كند كه ايشان در جواب گفتند در كلاس اخلاق آقاي صانعي شركت مي كنم ولي ايشان در كلاس اخلاق با به رخ كشيدن موقعيت علمي و جايگاه شخصيتي خويش، به طلاب پرخاشگري مي كند به گونه اي كه حالات عصبيّت ايشان ما را هم عصبي كرده و قابل تحمّل نيست .
2- بعد از ارتحال امام راحل عظيم الشأن، مخالف خوانيهاي عجيب و غيرمنتظره و در عين حال غيرمنطقي و غيرعلمي آقاي صانعي نسبت به تئوري مترقي ولايت فقيه و مسئولين نظام به گونه اي نمود پيدا كرد كه با نگاه فكري و مواضع ومشي سياسي اجتماعي ايشان در قبل از ارتحال حضرت امام ( ره ) و مخصوصاً آن زماني كه دادستان كل كشور بودند، چرخش محسوسي پيدا كرده و متغاير و بعضاً متضاد شده است و اين واقعيت آشكار را به راحتي مي توان از تطابق سخنان، مواضع و مشي سياسي ، حقوقي و قضايي ايشان در آن زمان و همچنين كتاب " ولايت فقيه " ( نشربنياد قرآن – تابستان 1364 )ايشان دريافت. كه دراينجا آقاي صانعي را توصيه مي كنم يكبار ديگر هم كه شده كتاب " ولايت فقيه " خودشان را بخوانند تا دريابند كه به چه تناقضات و تضادهايي گرفتار گشته اند و دلسوزانه به ايشان بايد گفت جناب آقاي صانعي : فاين تذهبون ؟
در اين ميان ،علما و اعاظم حوزه هاي علميه و روحانيت معظم چگونه هتاكي هاي خلاف شرع آقاي صانعي به رئيس جمهور نظام اسلامي را تحمّل مي كنند ؟ آيا اين هتاكي ها ،وَهنِ حوزه هاي علميه و سلسله جليله روحانيت را فراهم نمي آورد؟ آيا اين هتاكي ها به منتخب مردم ، هتاكي به شعور مردم شريف ايران نيست؟
آيا تحمل بزرگوارانه و مظلوميّت در عين اقتدار رياست محترم جمهوري مي تواند دليلي بر سكوت ديگران باشد ؟
آيا چنانچه اينگونه هتاكي زشت از يك فرد عادي سر بزند، او را مستوجب عقوبت نمي دانيد؟ البته كه مي دانيد. حال اگر اين هتاكي خلاف شرع از كسيكه لباس روحانيت برتن دارد سربزند،او را مستوجب عقوبت نمي دانيد ؟ البته كه مي دانيد، آنهم به طريق اولي، پس فلسفه سكوتتان چيست ؟
آيا قوة قضائيه كه مدعي العموم است، حق دارد تغافلاً از كنار هتاكي و فحاشي آشكار و خلاف شرع آقاي صانعي به رئيس جمهور مملكت بگذرد؟
آيا دادگاه ويژه روحانيت حق دارد از كنار هتاكي و فحاشي بيّن ومجرمانه آقاي صانعي به منتخب آحاد مردم شريف ايران بگذرد؟ پس فلسفه وجوديتان چيست؟
اگر همان موقع در مقابل هتاكي هاي خلاف شرع آقاي صانعي نسبت به رئيس جمهور منتخب و مورداحترام مردم ايستادگي و پيگيري مي شد ديگر، افرادي مثل آقاي مهدي كروبي بيهوده گوئيها و لاطائلات خلاف شرع خود را متوجه نظام مقدس جمهوري اسلامي نمي كردند.
حفظ حريم روحانيت نه تنها لازم، بلكه بر همه ما تعبّداً و تعقلاً فرض و واجب است تا آنجا كه امام راحل عظيم الشأن مي فرمايند : " اسلام را روحانيت حفظ كرده است " . لذا، اين حريم بايد پاك و منزّه و مقدّس بماند . منزّه و مقدّس ماندن آن متوقف برآن است كه هتاك و هتاكي به اين حريم مقدس منسوب و يا نزديك نشود. به خاطر حفظ اين حريم مقدّس هم كه شده بياييد قفل سكوت را بشكنيد و چاره اي بيانديشيد. در اينجا تغافل چاره ساز نيست./انتهاي پيام/