ورود آقايان ممنوع!
نظر حضرت علي(ع) درباره زنان چيست؟
مقدمه
دو نظريه اصلي در مسئله «زن از نظر اسلام» وجود دارد؛ بعضي زن را موجودي ناقص ميدانند و تساوي مرد و زن را رد مي کنند و بعضي کلا منکر اين هستند و ميگويند: تمام حقيقت انسان روح اوست و روح نه مذکر است نه مؤنث، و زن و مرد يک حقيقت هستند و اصلاً طرح اين سؤال که آيا زن و مرد مساويند يا فرق دارند؟ صحيح نيست.[i]
اما بايد دانست که همه علماء قائلند که زن و مرد در جزا و پاداش اخروي و قرب الهي از شرائط مساوي برخوردارند:
مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا يَعْمَلُونَ. هر کس کار شايستهاي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي که مؤمن است، او را به حياتي پاک زنده ميداريم؛ و پاداش آنها را به بهترين اعمالي که انجام ميدادند، خواهيم داد.[ii]
اما راجع بيان حضرت علي (ع) نسبت به زنان(وَ قَالَ ع: الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا)زنان همگي شر هستند واز همه بدتر اينکه چاره اي از آنان نيست"[iii] چندين نظريه قابل طرح است که ذيلاً به بعضي از آنها اشاره ميشود:
1ـ بعضي مفهوم کلام امير المؤمنين را به معناي معروفي گرفتهاند که نسيم شمال آن را در شعري آورده است:
زن بلا باشد به هر کاشانهاي بي بلا هرگز نباشد خانهاي
يعني زن مايه زحمت است، از جهت جنسي، از جهت حفظ ناموس، از جهت حفظ امنيت و و ...؛ و پر زحمتترين چيز درباره او همين است که با تمام اين زحمات، همگان براي ادامه زندگي، ناچار از ازدواج هستند.
اين مطلب برداشتي است از آنچه انديشمند گرامي محمد جواد مغنيه در ج 3 کتاب «في ظلال نهج البلاغه» که شرح نهج البلاغه است، آورده است.
2ـ ممکن است اين حديث را به نحو ديگري توضيح داد و آن اينکه، آري زن شر است و مردان نيز چارهاي از او ندارند، ولي بدي و شر از جهت بدني و تن خاکي زن است و در ارتباطي است که با مرد دارد؛ چه اينکه در نشئه ماده اگر از زنان هم پرسيده شود ممکن است همين نظريه را نسبت به مردان داشته باشند، يعني بگويند: آري زن مي تواند براي خودش زندگي راحتي داشته باشد ولي با ازدواج زحمات بسياري را بايد تحمل نمايد، زحمت شوهرداري، زحمت مادر شدن و ... که همگي از جانب مرد است؛ لکن چارهاي نيست و اگر کسي بخواهد به زندگي ادامه دهد بايد ازدواج کند [و مردان را تحمل نمايد].
و اينچنين نيست که حديث شريف آن قسمت ديگر را نفي کرده باشد، بلکه مي توان گفت اين کلامي است که حضرت با مردان و از جهت جايگاه شوهر در مقابل زن فرموده است و اگر شرائطي بود که زنان نيز گلايه يا مطالبي از مردان عرض مي کردند و جا داشت، ممکن بود حضرت همين کلام را براي زنان بفرمايد که الرجل شر کله و شر ما فيه انه لا بد منه.
در نتيجه اين نه خصوصيتي براي زن است و نه به حقيقت زن بر ميگردد بلکه حقيقت زن انسانيت اوست و ملاک ارزش آن هم تقوي الله است.
« إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ » " گراميترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست" در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست.[iv] و در اين جهت زن و مرد فرقي ندارند .
3ـ سومين برداشتي که ميتوان از اين حديث بيان کرد، آن است که زن از اين جهت که محبوب، جذاب و مورد علاقه جنسي مرد است: "زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ اْلأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ" محبّت امور مادي، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاي ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند؛ ولي) اينها (در صورتي که هدف نهايي آدمي را تشکيل دهند،) سرمايه زندگي پست (مادي) است؛ و سرانجام نيک (و زندگيِ والا و جاويدان)، نزد خداست.[v]
از اين جهت هميشه مايه گرفتاري و شرور است؛ چنانکه گفته ميشود ريشه بسياري فتنهها بنحوي به دعوا يا رقابتي بر ميگردد که بر سر يک يا چند زن ميباشد و همچنين روايت است که : پيامبر فرمود:"اکثر ما تلج به امتي النار الأجوفان، البطن و الفرج" يعني بيشترين چيزي که امت من بوسيله آن در آتش ميافتند دو شيء اجوف [توخالي] است: شکم و دامن.[vi]
و اين مطلب درست مثل آن است که ميگويند بسياري از دعواها در دنيا بر سر طلا، مال و ثروت انجام ميشود؛ آيا اين مسئله موجب منفور شدن طلا و ثروت ميشود؟ خير؛ بلکه گرچه مال و ثروت مايه فتنههاي دنيائي است ولي هيچ انساني چارهاي ندارد جز اينکه براي تأمين معاش و معاد بدنبال مال و ثروت برود.
درباره زن نيز چنين است که اگر چه زن از جهت جنسي مايه بسياري از فتنههاي دنياست، ولي مردان نميتوانند بکلي او را فراموش کنند و باصطلاح نياز به زن و مسئله جنسي را به حاشيه زندگي برانند، بلکه چارهاي جز متعادل کردن روابط خود با زن را ندارند، چنانکه در رابطه با مال و ثروت و نمودهاي ديگر جهان نيز همين راه در برابر آنان است. بنابر اين شر بودن اينگونه ربطي به ذات و حقيقت زن ندارد، بلکه مربوط به ارتباط ناصحيح جامعه با زن است و الا حقيقت زن با حقيقت مرد يکي است.
[i]براي توضيح بيشتر نظريه دوم به کتاب زن در آيينه جلال و جمال صفحه 73 مراجعه شود
[ii]سوره نحل، آيه 97
[iii]نهجالبلاغه، حکمت 238 ص510، انتشارات دار الهجره، قم)
[iv]سوره حجرات، آيه 13
[v]سوره آل عمران، آيه 14
[vi]کتاب کافي، ج2، باب العف، ص 97
منبع: پايگاه حوزه
/انتهاي پيام/