اين ليلي خيلي نازش زياد است!
خدايا براي ديدار تو نيازمند به انوار تو هستيم، آن کششهاي پروردگار است انسان را تکان ميدهد.
بعضيها آنقدر قلبشان صفا دارد روزي ده مرتبه او را تکان ميدهند و ميگويند: چرا محاسبه نفس نداري؟
ليلي من و شما، پروردگار است! تو مپندار مجنون سر خود مجنون شد!
مرحوم نراقي فرموده است: اين ليلي خيلي نازش زياد است.
يک ذره اگر عملت با توجه غير خدا باشد، خدا از تو صرف نظر ميکند.
آخه مجنون همه هم و غمش ليلي بود، ولي تو اگر آن ليلي حقيقي را بخواهي بايد گيوهها را وارکشي و مجنونوار حرکت کني!
با چشم گردآلود نميشود ليلي را ديد؛ مگر آنکه شب و نيمه شب گريه کني و چشم را ياري کني، تا آن گرد و غبار از چشم برود و آن ليلي حقيقي را ببيني! باز اشاره ميکنم به موقعيتهايي که انسانها دارند و بايد آن را مغتنم بشمارند.
لقمان حکيم به فرزندش ميفرمايد: يا بني! مزاحم دانشمندان باش! بايد در طلب علم چابلوسي کرد، چابلوسي در اين مورد خوب است.
قلبهاي شما نوعا مرده است؛ پروردگار به واسطه علم آنها را زنده ميکند. جلا ميدهد، دوتا کلمه علم، مساوي است با دو بهشت.
خلاصه اينکه اين کششهاي خداست که شما را کشانده و قلب شما را متوجه کرده.
کشش تو اگر مرا نکشد کوشش من به هيچ جا نرسد
جمعه شب(12/7/70)/انتهاي پيام/