«دين و مذهب» مقوله اي که بعداً اضافه شد!
کد خبر:۴۱۰۷۸
محمد حسين خوش بيان

«دين و مذهب» مقوله اي که بعداً اضافه شد!

و چه بسا با حذف دين بازدهي بسياري محمولات مفروض در سوالات بالا بيشتر نيز خواهد شد! به عنوان مثال  در کارخانجات غير خصوصي تمامي کارکنان و کارگران چه وقت زيادي براي انجام مناسک مذهبي مي گذارند و در انجام آنها تاکييد بيشتري هم مي کنند و به قولي به راحتي با بهانه دين از زير کار در مي روند !

سرويس انديشه - اگردين ومذهب از سيستم و سازمان اکنون جامعه ما حذف گردد چه اتفاق شگرفي خواهد افتاد؟ آيا سيستم و سازمان از حرکت باز خواهد ماند؟ آيا بازدهي کارخانجات و کلا صنعت ما کمتر خواهد شد؟ وآيا با حذف دين ومذهب چرخه صنعت ما از حرکت باز خواهد ايستاد؟

آيا مراکز علمي ، تحقيقاتي و دانشگاهي ما با حذف دين و مذهب از آن ،ديگر رشد نخواهند کرد و توليد علم نخواهند کرد؟

و يا حتي اگر در مراسم هاي مذهبي ! دين حذف گردد! اتفاق شگرفي خواهد افتاد و شالوده مراسم هاي مذهبي از هم خواهد پاشيد؟

جواب تمامي سوال هاي بالا منفي است!

و چه بسا با حذف دين بازدهي بسياري محمولات مفروض در سوالات بالا بيشتر نيز خواهد شد! به عنوان مثال اگر کسي در کارخانجات غير خصوصي ( مخصوصا انها که اعتبار دين را به يدک مي کشند )  مدتي کار کرده باشد ، ديده است که تمامي کارکنان و کارگران چه وقت زيادي براي انجام مناسک مذهبي(خصوصا در ماه هاي رجب و شعبان رمضان و محرم ! ) مي گذارند و در انجام آنها تاکييد بيشتري هم مي کنند و به قولي به راحتي با بهانه دين از زير کار در مي روند ! اينجا مي شود که يازدهي کارخانجاتي که مذهب در آنها به قول خودشان ! رعايت مي شود کمتر از يک کارگاه کوچکي است که مذهب را مقوله اي شخصي مي داند و وقتي را براي انجام مناسک آن در نظر نمي گيرد!

در مراکز و سازمان هاي علمي و تحقيقاتي با سيستم روال نيز به همين شکل است!

حتي در بسياري از مراسم هاي مذهبي مقوله دين رعايت نمي شود و بعضا بسيار پا فراتر از دين گذارده مي شود و حرمت دين براحتي هتک مي گردد!

مذهب مقوله اي است که بر آمده از دين است و در واقع اصول مذهب برآمده از دين است و دين به مثابه ستون هاي مستحکم يک مذهب و عقيده منسجم است.

مشکل کجاست؟

آيا مذهب و دين ما به اندازه کافي رشد ندارند که بتوانند علاوه بر حضور خود در سيستم ها و سازمان هاي مختلف نقش مثبتي بر آن ايفا کنند و باعث رشد وپيشرفت و تعالي دين و دنيا شوند؟

آيا دين و مذهب مقوله اي اَخروي هستند و با دنيا سروکار زيادي ندارند؟ بنابراين وقتي با مقوله دنيا آميخته مي گردند نوعي اصطکاک بر سر راه ترقي اين دنيا خواهند شد؟

و يا اينکه سيستم و سازمان هاي ما طوري چيده شده اند که هرگز مقوله اي به نام دين و مذهب را نمي توانند بپذيرند و در صضورت اضافه دين و مذهب به آن بالا مي آورند؟

پاسخ به همه اين سوالات به آنچه پيش فرض اوليه ما و تعريف ابتدا به ساکن ما از دين و مذهب ماست برمي گردد ؛ اگر دين و مذهب را راه و روش زندگي بدانيم پس بايد آن را هم مناسب احوالات دنيوي وهم مناسب احوالات اَخروي خود بدانيم و با استفاده از آن حض دنيوي و اخروي لازم را در جهت به تعالي ببريم.

در اين صورت بايستي سازمان و سيستم را بر مبناي آن تنظيم کنيم و بر مبناي آن شروع به برنامه ريزي کنيم، هدف تعيين کنيم ، و راه پيش ببريم

در 150 سال در ايران خانه ها و شهر ها بر اساس جهت قبله ساخته مي شدند، معماري مساجد با اصول کامل و ضوابط دقيق براي اجراي مراسم هاي مختلف اجرا مي شدند که به عنوان مثال در مسجد هاي قديم سيستم هاي تهويه بسيار دقيق ومحاسبات بسيار دقيقي براي انعکاس و رساندن صوت و صدا به جاي جاي مسجد صورت مي گرفت که نشان از اين معني داشت که معمار آن هويت و ماهيت يک بناي اسلامي و آغاز و پايان آن اشنا ست از اين رو در هر طرح و نقش و نگار به طور منظم و موکد به دين و مذهب اشاره مي کرد و هر کاشي آن سخن از صدها کتاب از وجود آن مي زد.

کار به جايي رسيده است  که اکنون در اداره جات و دانشگاه ها و پاساژهاي مجلل خريد و فروش حقير ترين جا و کمترين فضا را براي اقامه نماز در نظر مي گيرند. و تصور رو به قبله بودن خانه ها و بسياري از اماکن بيشتر به خيال مي ماند.

کار به آنجا رسيد که حتي در طرح توسعه بسياري از امام زاده ها و مراکز مذهبي اصول بر قبله بودن باز هم رعايت نشد ( به عنوان مثال طرح توسعه اوليه حرم حضرت معصومه (س) که قبل از صحن امام خميني اجرا شد و يا طرح توسعه امامزاده حکيمه خاتون  باغفيض و يا امامزاده يحيي بن موسي شهر سمنان و …)

……

اساس سازمان و سيستم کشور بر مبناي نماز نيست. بر مبناي روزه نيست بر مبناي دين و مذهب قرار ندارد. بلکه بر اساس نفي دين و مذهب است. بر اين اساس که با حذف دين و مذهب از بسياري از کارخانجات و اداره جات نه تنها بازدهي پايين نخواهد آمد بلکه با افزايش کاري باعث بازدهي بالاتر ان خواهد شد!

در صورتي که اگر مبناي سياست گذاري ها و برنامه ريزي هاي يک سازمان بر اساس زمان اقامه نماز و شعايردين و مذهب قرار گيريد ديگر مذهب و دين به عنوان سد و مانع پيشرفت نخواهد بود و البته موجب تقويت قواي روحي و عرفاني نيرو ها و سر انجام بازدهي بيشتر آن خواهد شد.

به عنوان مثال در تنظيم برنامه هاي يک کارخانه و يا دانشگاه ابتدا به ساکن بايد در برگه برنامه ريزي ساعات نماز را مشخص کرد و بر اساس آن زمان بندي ساير کار ها را انجام داد. روايات متعددي از شروع به فعاليت و کار بعد از نماز صبح و نهي از خوابيدن بعد از اقامه نماز صبح داريم و بسيار تاکيد شده است که از اين ساعات و اوقات مقدس صبح بهرهاي وافري ببريم. و همچنين بسيار وارد شده است که کار و کوشش براي کسب روزي ، جهاد در راه خداست و از بهترين عبادات است تا آنجا که فردي که در راه کسب روزي حلال بميرد شهيد مرده است! و البته غايت نهايي تمام اين کار و کوشش رضاي ذات مقدس باري تعالي است پس چون براي بهترين وجود عالم کاري انجام شد بايد به بهترين نحو و بيشترين بازدهي و منفعت انجام گيرد که کم فروشي و کم کاري در راه ايزد ممنان به نوعي کفر و ناشکري از اوست.که اگر اين تفکر به عنوان تفکر و فرهنگ والاي يک جامعه قرار گيرد و دين و مذهب جز ارکان برنامه ريزي و سيستم و سازمان ان شود، پديد آوردن جريان اصفهان ديگر به شکل وسيع تر ، دور از دست رس نخواهد بود.

منبع:سايت ترنم يک قلم

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار