فداييان اسلام و مبارزه با اشغالگران قدس
کد خبر:۴۱۰۸۹
سايت «مرکز اسناد انقلاب اسلامي»

فداييان اسلام و مبارزه با اشغالگران قدس

تو سید حسنی هستی. تو باید دین جدت را یاری دهی. تو باید ملت فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات دهی، آن وقت اینجا نشسته ای درس می خوانی كه چه ؟عرفات افزود: این سخنان نواب صفوی مرا تكان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها كردم و به كار نهضت پرداختم.

پاتوق شیشه ای- یاسر عرفات می‌گفت:"هنگامیكه دانشجو بودم و در مصر درس می خواندم یك روز شهید نواب صفوی به دانشگاه آمد و سخنرانی كرد. پس از پایان سخنرانی نزد او رفتم و خودم را معرفی كردم . او به من گفت:« تو پسر علی هستی ، اما ملتت در اسارت به سر می برد. تو سید حسنی هستی. تو باید دین جدت را یاری دهی. تو باید ملت فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات دهی، آن وقت اینجا نشسته ای درس می خوانی كه چه ؟» عرفات افزود: این سخنان نواب صفوی مرا تكان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها كردم و به كار نهضت پرداختم ."

به دنبال اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی اسرائیل در سال 1327 ، امواج خشم و نفرت جوامع اسلامی را نسبت به اسرائیل فراگرفت. سازمانها و نهادهای مردمی در سراسر كشورهای اسلامی و عربی تظاهرات گسترده ای را به راه انداختند و دولتهایشان را برای اعزام آنان جهت نبرد با اسرائیل تحت فشار قرار دادند. در ایران حكومت پهلوی نسبت به این امر حساسیتی از خود نشان نداد. اما جمعیت فدائیان اسلام و آیت الله كاشانی كه همكاری های تنگاتنگی را در آن زمان داشتند، واكنش نشان دادند. به دعوت آنان اجتماع عظیمی در روز جمعه 31 اردیبهشت 1327 در مسجد سلطانی تهران (فقط پس از شش روز از تشكیل دولت اسرائیل) به منظور حمایت از مسلمانان فلسطین در قبال هجوم صهیونیستها برگزارشد.

در این روز نواب صفوی و آیت الله كاشانی قطعنامه شدیداللحنی را علیه اسرائیل و در جهت بیداری امت اسلامی صادر كردند. پس از آن جمعیت كثیری سوار بر اتوبوسها، در خیابانهای تهران به راه افتادند و تاساعت 9 شب بر ضد اسرائیل شعار دادند.(1)

فردای آن روز محلهایی كه برای ثبت نام جهت اعزام به فلسطین، مشخص شده بود مملو از داوطلبینی شد كه برای جنگیدن با اسرائیل اعلام آمادگی كردند. قریب به پنج هزار نفر ثبت نام كردند و فدائیان اسلام خطاب به دولت این اعلامیه را صادر كرد: هوالعزیز، نصرمن الله و فتح قریب خونهای پاك فدائیان اسلام در حمایت از برادران فلسطین می جوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم كمك به برادران فلسطینی هستند و با كمال شتاب از دولت ایران اجازه حركت به سوی فلسطین را می خواهند و منتظر پاسخ سریع دولت می باشند.(2)

سید مجتبی نواب صفوی – فدائیان اسلام پس از صدور این اعلامیه نواب صفوی دولت را تحت فشارقرارداد تا امكان عزیمت داوطلبین را فراهم كند. نواب با ابراهیم حكیمی نخست وزیر وقت ملاقات نمود و برخواست جدی فدائیان اسلام تأكید نمود. اما حكیمی در این دیدار پاسخ روشنی به او نداد و بررسی مسئله را به روزهای بعد موكول كرد. پیگیری ها و تلاشهای فدائیان اسلام نهایتاً بی نتیجه ماند و دولت خواسته آنان را اجابت نكرد. نواب كینه عمیقی نسبت به صهیونیسم پیداكرده بود. در حالیكه سران كشورهای عربی برای مقابله با اعلام موجودیت اسرائیل تعلل می كردند و به نوعی قضیه را بین العربی می دانستند، نواب معتقد بود كه با ملی گرایی عرب نمی توان مسئله فلسطین را حل كرد بلكه باید با شعار امت اسلام آنجا را آزاد نمود. او راه نجات فلسطین را ایثار و شهادت می دانست. (3)

شركت نواب در اجلاس مؤتمر اسلامی درآذرماه 1332 گروهی از دانشمندان و علمای اسلامی اجلاسی را تحت عنوان «مؤتمر اسلامی»، به منظور چاره جویی برای مقابله با تهاجمات اسرائیل و كمك به مردم فلسطین در اردن برگزار كردند. «جمعیت انقاذ فلسطین» و «مكتب الاسرار المعراج» از نواب صفوی برای شركت در آن اجلاس دعوت به عمل آوردند. نواب این موضوع را با برخی ازعلمای مطرح درمیان گذاشت و برخی از این علما از جمله آیت الله سید صدرالدین صدر، شركت در این اجلاس را به عنوان تكلیف شرعی برعهده نواب گذاشتند.(4)

پس از دریافت دعوت نامه مؤتمر اسلامی، مجلس مشورتی در مسجد محمدیه سرچشمه تهران برپا شد كه پس از موافقت اكثریت اعضای فدائیان اسلام، برای تأمین هزینه این سفر فیش هایی از سوی فدائیان اسلام به فروش رسید و مبلغ هشت هزار تومان جمع آوری شد. دراین جلسه سید عبدالحسین واحدی فرد شماره دو فدائیان اسلام ، اهمیت و ابعاد این سفر را برای حاضرین تشریح كرد. (5)

نواب صفوی در تاریخ 11/9/1332به عراق سفر كرد و فردای آنروز به بیروت وازآنجا به بیت المقدس عزیمت نمود.شركت نواب دراجلاس شش روزه كه در بخش شرقی بیت المقدس برگزار شد، بازتاب گسترده ای در سطح مطبوعات داخل ایران داشت. این مطبوعات اهداف این سفر را دعوت و تهییج سران ممالك اسلامی، برای تشكیل جبهه متحد و مستحكم در برابر بیگانگان و اجرای احكام اسلام درسرزمینهای اسلامی و دیدار با رجال سوریه و ملاقات با مراجع عظام نجف اعلان كردند. (6)

سخنرانی نواب در اجلاس در اولین جلسه مؤتمر اسلامی، نواب صفوی فرصت سخنرانی درحضور رؤسای ممالك، اندیشمندان و علمای اسلام را پیدا كرد. نواب ضمن ایراد سخنان آتشین به زبان عربی فریاد بیدارباش مسلمین را سرداد و برگزیدگان كشورهای اسلامی را به دفاع از سرزمین مسلمانان یعنی فلسطین و بیرون راندن صهیونیست فرا خواند. چنین حرارت درسخن وغیرت دینی، موجب حیرت و شگفتی حاضران گردید. (7) تنها موضوعی كه دراین اجلاس نواب را از درون آزارمی داد، فضای ناسیونالیستی عربی حاكم بر جلسه بود كه سخنرانان یكی پس از دیگری دم از ملی گرایی وغیرت عربی می زدند اما نواب معتقد بود كه باید مسئله فلسطین را اسلامی كرد نه عربی. به روایت خود نواب: فضای مؤتمر را به جای اینكه اسلامی ببینم، عربی دیدم .می دیدم كه همه سخنران ها بر این موضوع تكیه می كنند كه حمله اسرائیل به سرزمین عربی فلسطین صورت گرفته است، اما وقتی نوبت سخنرانی من فرا رسید، دو ركعت نماز خواندم و توسل جستم و گفتم خدایا همه اینها به زبان عربی مسلط هستند، می خواهم دراین جمع صحبت كنم، از تو یاری می خواهم. بعد پشت تریبون رفتم و گفتم : اگر افتخار به عربیت باشد من فرزند بهترین مرد عرب هستم. اگر پیغمبر را از عرب بگیرند، عرب هیچ ندارد. شخصیت عرب به پیامبر اسلام است و من فرزند اویم. همان خداوند كه فرمود: « إنا خلقناكم من ذكر و انثی و جعلناكم شعوباًو قبائلاً لتعارفوا إن اكرمكم عندالله اتقیكم»(حجرات،13). حمله به سرزمین اسلامی فلسطین چه سرزمین عرب و چه غیر عرب ، حمله به سرزمین اسلام است.(8)

سخنان آتشین نواب حاضران را به وجد آورده بود و به طوریكه فریاد زدند: زنده باد این مهمان گرامی اسلام، زنده باد این قهرمان ملی ایران. ایشان بi قدری درخشیدند كه مرد هفته شناخته شدند و در روزنامه های عربی عكس نواب و ملك حسین شاه اردن راچاپ كردند و نوشتند كه ملك حسین تحت تأثیر سخنان نواب از سوار شدن برماشین ساخت انگلیس خودداری كرد. (9) « یوسف حناء » خبرنگار مسیحی لبنانی كه تحت تأثیر سخنان پرشور نواب صفوی بعداً مسلمان شد و در اجلاس مؤتمر اسلامی حضور داشت ،شخصیت نواب صفوی را این گونه ترسیم می كند: او جسم نحیفی داشت؛اما روح بزرگی در این جسم نحیف حكومت می كرد كه گویی می خواست تمام دنیا را در میان روح خودش و در میان پنجه های پرقدرت خودش هضم كند. (10)

مفتی اعظم سوریه كه یكی از شركت كنندگان درآن اجلاس بود بعد از سفری كه پس از انقلاب اسلامی به ایران داشت اظهار نمود: بعد از قرن اول هجری ، شهیدی به عظمت نواب صفوی وجود ندارد. (11) در حاشیه اجلاس پس از پایان كار اجلاس مؤتر اسلامی، ملاقاتها و دیدارهایی بین مقامات كشورهای اسلامی صورت گرفت. نواب صفوی نیز با برخی از مقامات سازمانها و جنبش های اسلامی از جمله « سید قطب» سخنگوی اخوان المسلمین دیدار كرد. سید قطب كه از سخنرانی نواب و جسارت فوق العاده او خوشش آمده بود در دیدار با نواب با اشاره به قلب خودش گفت: «أنتَ هُنا». یعنی تو در قلب منی. (12) همین طور نواب صفوی پیشنهاد ملاقات با ملك حسین شاه اردن را پذیرفت و در دیدار با وی چنین گفت: من تا كنون با پادشاهان ملاقات نكرده ام و از دیدن پادشاه خوشم نمی آید اما چون تو سید هستی (ملك حسین سید حسنی است)، استخاره كردم كه به دیدنت بیایم. (13)

در این ملاقات نواب از موقعیت پیش آمده استفاده كرد و با نگاه روانشناسانه ،احساسات ملك حسین را نسبت به مسئله فلسطین برانگیخت و به وی چنین گفت: پسر عمو! اینك از تو انتظار دارم به یاری اسلام برخیزی و اراضی غصب شده فلسطین را از چنگال یهود غاصب آزاد سازی. (14) پس از پایان كار كنفرانس ، نواب صفوی ،همراه هفتاد نفر از شركت كنندگان برای دیدار از آثار به جای مانده از تهاجم اسرائیل به مرز ماوراء اردن رفت. هنگامی كه نواب ابعاد جنایات صهیونیستها را با چشم خود دید، گریه كرد و دست به آسمان برداشت و این آیه را قرائت كرد: « و اعدوا لهم مااستطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوكم » (انفال/ 60) (15) نواب در كنار سیم خارداری كه بین اردن و اسرائیل كشیده شده بود ، به قدری متأثر و عصبانی شد كه ناگهان به آن سوی سیم خاردار پرید و با صدای بلند گفت: این ننگ آور نیست كه جز با اجازه اسرائیل ما مسلمانان نتوانیم قدم به خاك فلسطین بگذاریم.(16)

مفتی اعظم سوریه (از شركت كنندگان دراجلاس) در این مورد می گوید: پس از كنفرانس نواب با هفتاد نفر برای بازدید بخش اشغالی قدس رفته بود یكباره عبایش را كناری انداخت و به حاضران گفت كه باید برویم و درآن مسجدی كه در منطقه اشغالی واقع است نماز بخوانیم و هر كس آماده شهادت است با ما بیاید. درحالیكه همه ترسیده بودند ، او حركت كرد و دیگران نیز با وجود آنكه سربازان اسرائیل دستها را بر روی ماشه گذاشته بودند به دنبال وی به راه افتادند و نماز را به امامت وی خواندند. (17) البته همه این هفتاد نفر، به نواب اقتدا نكردند و فقط حدود ده نفر با اصرار از اوخواستند كه به عنوان امام جلو بایستد ، اما نواب به ایشان گفته بود كه: من شیعه هستم و به روش امام جعفر صادق علیه السلام نماز می خوانم. (18) نواب در جواب احمد سوكارنو رئیس جمهور وقت اندونزی كه پس از بازدید، از نواب پرسیده بود كه چرا چنین كاری كردی و نزدیك بود ما را به كشتن دهی؟ گفته بود: بردم تا شهیدتان كنم تا ملتهای مسلمان با كشته شدن نمایندگانشان، بیدار شوند. (19)

فدائیان اسلام و فلسطینیان: اولین اجلاس مؤتمر اسلامی درخصوص قضایای فلسطین و یافتن راه حلهایی برای آن، برگزارشد اما این امر سرفصل جدیدی برای تعامل فدائیان اسلام با فلسطینیان مبارز را گشود. هرچند كه فدائیان از بدو تشكیل دولت اسرائیل حمایت شان را از مبارزان فلسطینی ابراز نموده بودند و حتی از پنج هزار نفر برای اعزام به فلسطین ثبت نام كرده بودند مواجهه نواب با عمق فاجعه فلسطین در جریان مؤتمر اسلامی، دل مشغولی جدیدی را برای او ایجاد كرد. نواب دریافت كه مقابله با دولت اسرائیل كه ازحمایت شدید انگلیس و آمریكا برخوردار بود، از عهده یك دولت و یا یك سازمان به تنهایی برنمی آید و چاره كار در این است كه تمام سازمانهای انقلابی اسلامی به همراه دولتهای عربی دست به دست هم داده و تحت فرماندهی سازمان واحدی ،علیه اسرائیل عمل كنند. لذا نواب پیشنهاد داد تا برای مبارزه با اسرائیل یك «سازمان انقلاب اسلامی بین المللی » تشكیل شود. این پیشنهاد مورد استقبال بسیاری از جمله اخوان المسلمین قرار گرفت. (20) هرچند كه با شهادت نواب این ایده نیز به فراموشی سپرده شد. در جریان دیداری كه نواب پس از اجلاس اردن، از قاهره به عمل آورد، یكی از محورهای اصلی كاری او قضیه فلسطین بود در جریان سخنرانی هایی كه انجام داد بر اسلامی بودن مسئله فلسطین تأكید نمود و حال آن كه بسیاری آن را مسئله عربی می دانستند. وی در دیداری كه از دانشگاه عین الشمس قاهره داشت، یاسر عرفات كه در آن هنگام دانشجو بود را مورد خطاب قرار می دهد كه فلسطین زیر چكمه های صهیونیزم و آمریكا جان می دهد و تو می خواهی مهندس شوی؟ تو باید شرافتمندانه بجنگی و از سرزمینت دفاع كنی.(21)

یاسر عرفات، كه بعنوان اولین مقام بلند پایه، پس از انقلاب اسلامی به ایران سفر نمود، در دیدار با حضرت امام خمینی (ره) از شهید نواب صفوی به نیكی یاد كرد و گفت: هنگامی كه دانشجو بودم و در مصر درس می خواندم یك روز شهید نواب صفوی به دانشگاه آمد و سخنرانی كرد. پس از پایان سخنرانی نزد او رفتم و خودم را معرفی كردم . او به من گفت:« تو پسر علی هستی ، اما ملتت در اسارت به سر می برد. تو سید حسنی هستی . تو باید دین جدت را یاری دهی. تو باید ملت فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات دهی، آن وقت اینجا نشسته ای درس می خوانی كه چه؟» عرفات افزود :این سخنان نواب صفوی مرا تكان داد و روحیه انقلابی در من پدید آورد و از آن پس درس و مشق را رها كردم و به كار نهضت پرداختم. (22) در دیدار از ایران ،عرفات در چند جا از نواب صفوی به عنوان استاد خود یاد كرد از جمله دراجتماع بزرگ مردم مشهد در سال 1357 گفت: چقدر خوشوقتم كه در این شهر مقدس ، شهر امام رضا(ع)، محبوبم و به شهر استادم نواب صفوی آمده ام. (23) پرداختن به مسئله فلسطین از سوی فدائیان اسلام، در حالی كه خود درگیر مبارزات داخلی علیه رژیم پهلوی بودند، اهمیت این قضیه را نشان می دهد. بی شك نواب صفوی یكی از محبوب ترین شخصیت غیرعربی برای فلسطینیان بود و شیوه های مبارزاتی جمعیت فدائیان اسلام، به عنوان الگوی مبارزاتی مبارزین فلسطینی قرار گرفت تا حدی كه سازمانی با همین نام در فلسطین پدید آمد. «سازمان فدائیان فلسطین» در حدود سال 1970م از طرف روحانیون و رهبران مذهبی فلسطینی تأسیس گشت. یكی از رهبران برجسته این سازمان « شیخ محمد ابو طیر» چند بار دستگیر شد. مؤسسین این سازمان اثرپذیری زیادی از فدائیان اسلام ایران به رهبری شهید نواب صفوی داشته اند و به همین جهت اغلب هواداران سازمان فدائیان فلسطین ، نام پسران نوزاد خود را « نواب صفوی» گذاشته اند. (24)

پی نوشت ها:

1-زمینه های انقلاب اسلامی ایران ، نجف لك زایی و منصور میر احمدی ، مؤسسه فرهنگی انتشارات ائمه (ع) 1377 ، ص122

2- فصلنامه «تاریخ و فرهنگ معاصر» ، ش 3و4 ، ص38-37

3- جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران،داوود امینی، تهران،مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1381 ،ص14

4- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام(خاطرات محمد مهدی عبدخدایی)،تدوین سید مهدی حسینی،تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1379،ص 162

5- همان ، ص163

6- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ،همان ،ص 136

7- جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی – اجتماعی ، همان،ص311

8- بیست سال تكاپوی اسلام شیعی در ایران ، روح الله حسینیان ، تهران ،مركز اسناد انقلاب اسلامی، 1381 ، ص293

9- خاطرات نیره السادات احتشام رضوی ، تدوین حجت الله طاهری ، تهران ،مركز اسناد انقلاب اسلامی ،1383،ص98

10- سید مجتبی نواب صفوی، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص139

11- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام ، همان ، ص 168

12- همان ، ص 170

13- همان ، ص169

14- نهضت روحانیون ایران ،علی دوانی ، بنیاد فرهنگی امام رضا(ع) ، ص 203

15- 15/8/1384 - www.mehrnews.com- به نقل از خبرگزاری مهر

16- نهضت روحانیون ایران ، همان ، ص 203

17- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ، مبارزات و شهادت او ، همان ، ص 136

18- خاطرات نیرة السادات احتشام رضوی ، همان ، ص 91

19- سید مجتبی نواب صفوی ، اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص137

20- مروری بر تاریخچه فدائیان اسلام، همان ص 173

21- سید مجتبی نواب صفوی ،اندیشه ها ،مبارزات و شهادت او ، همان ، ص 145

22- نهضت روحانیون ایران ، همان ، ص 205

23- همان ، ص 205

24- جنبش آزادیبخش ، نشریه شماره 33 حزب جمهوری اسلامی ، ص93/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار