يا رب! دست دلم را بگير
اي پروردگار من! چقدر در اشتياق ديدار توأم و چه اميد بزرگي به پاداش تو دارم.
تو لطيفي، در درگاه تو نااميدي را راه نيست، تو مايه دلگرمي همه آناني که به تو اميدي استوار دارند، با وجود تو هيچ ناکامي در پندار نميآيد، تو تمناي همه آناني که در آتش اشتياق ميسوزند.
پروردگارا! من اگر سزاوار تو نيستم و کردههايم مرا به تو نزديک نميکند؛ باري، اين ناتواني من است که مرا به اعتراف گناهانم وا ميدارد و چه نيک است که تو ببخشايي، که هيچ کس چنان تو بخشاينده نيست؛ و چه دشوار است اگر تو مجازات کني، که هيچ کس چونان تو در اجراي آن عادل نيست.
اشکهايم فرو ميچکند آن گاه که روحم را مينگرم و براي روحم تنها نگريستن به زيبايي توست که برجاي ميماند و در اين ميان واي بر روحم اگر به ابتهاج در نرسد.
پروردگارا! نگذار که ايمانم فرو ريزد در تمام روزگاران زندگيم و مپسند که اين ريسمان پس از مرگ بريده شود و مرا از بزرگواري تو دور سازد.
اميد دارم که رحمتش در تمام روزهاي زندگيم، همنشين من بوده، بخشندگيش در وسعت مرگ همراهم باشد.
آه، اي پروردگار من! چگونه ميتوانم از زيبايي ديدار تو پس از مرگ نااميد شوم حال آن که تويي که در سراسر زندگيم جز خوبي به من نبخشيدي.
پروردگارا! اگر به سبب گناهاني که مرتکب شدهام نبود از تنبيه تو هراسي نداشتم و اگر سخاوت تو را نميشناختم به پاداش تو اميد نميبستم.
اي سر تو در سينه هر محرم راز پيوسته در رحمت تو بر همه باز
هرکس که بدرگاه تو آورد نياز محروم زدرگاه تو کي گردد باز
/انتهاي پيام/