بايد و نبايد هايِ افسران جوان
کد خبر:۴۱۲۱۳
جُستاري در نقش شناسي و مختصات افسران جوانِ جبهه مقابله با جنگ نرم

بايد و نبايد هايِ افسران جوان

 کمتر کسي است که هدف بودن ايران در جنگ نرم کنوني را انکار کند. اما سئوال اين است که چرا ايران؟ بديهي است که فلسفه وجودي جنگ ناهمخواني منافع دوطرف درگير است، ايران اسلامي امروز يک تنه در برابر ديو عظيم استبداد وشبکه هاي اجتماعي وسياسي آن ها ايستاده است.

سرویس اندیشه - اين چندمين باري است که رهبري خطاب به دانشجويان تاکيد مي کنند خودتان نقش خودتان را در صحنه پيدا کنيد. بهانه نوشتن اين يادداشت بيانات روز 88.6.4 آقا با دانشجويان وفعالين فرهنگي دانشگاه ها است،شايد مهمترين فراز بيانات رهبري در اين ديدار انتساب عنوان «افسران جوان جبهه مقابله با جنگ نرم» به دانشجويان بود. اين مقاله قصد بررسي ومشخص نمودن برخي مختصات، ويژگي ها و ظايف اين افسران جوان را دارد.

 اين مقاله بيش از آن که به چيستي جنگ نرم بپردازد، به شرايط و ويژگي هاي افسران جوان جبهه جنگ نرم مي پردازد.

چرا خودمان بايد نقشمان را صحنه در پيدا کنيم؟

«افسرانِ جوانِ جبهه مقابله با جنگ نرم» عنواني که ايشان تاکيد داشتند خودتان وظايف آن را پيدا کنيد:«حالا شما جوانانى كه گفتيم افسران جوان مقابله‏ى با جنگ نرم هستيد، از من نپرسيد كه نقش ما دانشجويان در تخريب مسجد ضرار كنونى چيست؛ خوب، خودتان بگرديد نقش را پيدا كنيد»(1) اين اولين باري نبود که ايشان تاکيد داشتند خودتان نقش خودتان در صحنه را پيدا کنيد، پيش از اين در ديدار ارديبشهت ماه 1386 نيز آقا خطاب به دانشجويان بسيجي که به ديدار ايشان رفته بودند فرمودند خودتان نقش خودتان را در خيمه انقلاب پيدا کنيد.

بديهي است اگر دانشجويي هميشه به دنبال شناخت نقش خود در صحنه باشد طبيعتاً به دنبال «عمل به تکليف شرعي» خويش مي رود، آن دانشجويي که بگردد و وظايف خود در صحنه را پيدا کنند داراي بينش سياسي وقدرت تحليل مي شود. و اين امر از مطلوبات است.

جنگ نرم چيست؟

جنگ نرم را بطور خلاصه مي توان زائيده دوران جنگ سرد دانست. پس از پايان جنگ جهاني دوم و و دو نيم شدن جهان در يدِ قدرت شوري سابق و آمريکا ، توپ و تفنگ جاي خود را به سيستم هاي اطلاعاتي، رسانه واستحاله فرهنگي داد واين شروعي بود برجنگي که سرد نام گرفت چراکه در آن اثري از گرماي جرقه و باروت نبود. از آن موقع کشورها (علي الخصوص دو ابر قدرت جهاني وقت) به فکر تقويت ابزار وسلاح هاي خود در جنگ نرم افتادند. از جمله سلاح هايي که در جنگ نرم مورد استفاده قرار مي گيرد عبارتند از: رسانه هاي خبري، سينما، کتاب وهر وسيله ارتباط جمعي ديگري که در آن فرهنگ هدف(فرهنگي که قرار است جايگزين فرهنگ کشور هدف گردد) مجذوب تر از حد واقع جلوه داده شده باشد، علم ودانش ، سيستم هاي اطلاعاتي، توان شبکه سازي اجتماعي ، ايدئولوژي فراگير با حداقل قيودات و...

ايران:هدف جنگ نرم

 کمتر کسي است که هدف بودن ايران در جنگ نرم کنوني را انکار کند. اما سئوال اين است که چرا ايران؟ بديهي است که فلسفه وجودي جنگ ناهمخواني منافع دوطرف درگير است، ايران اسلامي امروز يک تنه در برابر ديو عظيم استبداد وشبکه هاي اجتماعي وسياسي آن ها ايستاده است. نگاهي به حاکميت کشور هاي منطقه بياندازيد کدام يک ازآن ها به طور قابل ملاحظه اي منافع آمريکا را به خطر مي اندازند جز ايران؟ چنانچه رهبري در اين ديدار مي فرمايند:« آنها براى حمله‏ى به جمهورى اسلامى استدلال دارند. به نظر من استدلالشان از ديدگاه آنها استدلال تامى است. در يك نقطه‏ى بسيار حساس جهان از لحاظ جغرافيائى، حالا در اين منطقه‏ى بسيار حساس، يك قدرتى دارد قد مي كشد و روز به‏روز خودش را بيشتر نشان مي دهد. اين قدرت با همه‏ى خواسته‏هاى استكبارى و دستگاه‏هاى كمپانى‏ها و شبكه‏هاى عظيم اقتصادىِ مفسد فى‏الارض مخالف است؛ با نظام سلطه مخالف است، با سلطه‏گرى مخالف است، با ظلم مخالف است؛ خوب، اين خيلى براى دستگاه استكبار مهم است. اين مجموعه كه تويش دولت ايالات متحده هست، دولتهاى اروپائى هستند، خيلى از اين نفتخوارهاى ثروتمند منطقه‏ى خودمان هستند، با يك چنين قدرتِ رو به رشدِ رو به اعتلاى در حال قدكشى بشدت مخالفند؛ بنابراين هرچه بتوانند، در مقابله‏ى او كار مي كنند»(2)

 ? مختصات افسرانِ جوان

دستمال تميز يا دستمال کثيف؟!

 در اين بين در جبهه ايران اسلامي نياز به افسران جوان در جنگ نرم احساس مي شود، اما مختصات اين افسران جوان چيست؟ «با دستمال کثيف نمي توان شيشه را تميز کرد» اين مثل را آقا چندين بار در ديدار هايش فرموده است. اگر انگيزه اصلي افسران جوان براي جنگيدن در جنگ نرم را غلبه حق بر باطل بدانيم، بديهي به نظر مي رسد که ابتدا بايد ما افسران جوان حق را در درون بر نفس خود غلبه دهيم. اگر ما خود را نسازيم و بر هواهاي نفساني خود غلبه نکنيم چطور مي خواهيم در ميدان نبرد پرچم دار حق مداري باشيم؟ اگر حواسمان به تهذيب نفس نباشد بسا که نا خواسته خود يکي از افسران جبهه دشمن در جنگ نرم شويم، همچنان که برخي از نخبگان در حوادث اخير شدند. با دستمال کثيف نمي توان شيشه را تميز کرد....

 مختصات اجتماعي: شاخص هاي معرفت و بصيرت

اگر قرار بود قشر مذهبي ما تنها به امورات فردي خود در مذهب برسند و دغدغه اجتماعي در بابِ دين نداشته باشند، الان انقلاب اسلامي اي وجود نداشت که لازم باشد افسران جواني در جبهه جنگ نرم آن بجنگند، دغدغه مندي سياسي اجتماعي و سر را بلند کردن وکمي دور تر از امور شخصي خود را ديدن از ديگر مختصه هاي اين افسران جوان به نظر مي رسد. اما امر ورود به مباححث سياسي اجتماعي نياز به دو پيش زمينه دارد: نخست تعميق معرفت ديني و دوم تقويت بينش سياسي و قدرت تحليلِ ما وقع. 

 آماده تلنگر عقيدتي باشيم!

 حضور در صحنه هاي اجتماعي وخصوصاً صحنه نبرد وعلي الخصوص جنگ نرم، به معني در معرض محک قرار دادن افکار وعقايد است، يعني تلنگر خوردن عقايدي که شايد تا کنون بدون استدلال در پستوي ذهن ما بصورت مفروض بوده اند. اين امر زماني اهميت دوچندان پيدا مي کند که باور کنيم جنگ نرم ماهيتاً يک جنگ فکري است و نه يک جنگ فيزيکي! اگر فردي از بنيان هاي محکم عقيدتي ودين باوري برخوردار نباشد احتمال شکست او در اين جنگ کم نيست. تقويت بنيان هاي فکري ديني به معني صرف باور به پاره اي از اصول ديني نيست، بلکه غور خوردن و مطالعه فراوان در ابعاد شبهه پذير تر دين است.

کدام خواص؟ کدام عوام؟

براي بررسي مختصه بصيرت سياسي در افسران جوان جنگ نرم، نياز به يک تعريف از خواص وعوام داريم، اگر افراد واقشار جامعه را به دو دسته عوام وخواص تقسيم کنيم، «خواص» کساني هستند که تابع تفکر و تامل در تصميات و رفتارهاي خود هستند و رفتار «عوام» معمولاً از تابعي تبعيت مي کند که متغير اصلي آن رفتار خواص و موج هاي اجتماعي که خواص درست مي کنند است، يعني خواص يک نقش راهبري دارند و چشم عوام به آنها دوخته شده است. بدين جهت اگر پاي خواص بلغزد هم خود را مردود مي کنند وهم عوام را !

هنر بزرگ: شناخت صحنه !

اگر نقاط آسيب پذير امت اسلامي در برخورد با «فتنه هاي داخلي» و«تهديدات خارجي» را از تاريخ صدر اسلام تا کنون بررسي کنيم، «ضعف بصيرت سياسي در ميان خواص» را يکي از فصل مشترک هاي اين آسيب ها ميابيم. جمل، صفين و نهروان همه پر است از ضعف بصيرت سياسي و درست نشناختن صحنه توسط خواص، که به دنبال آن گمراهي عوامي را به دنبال داشته است. آن کسي که مي خواهد سردوش افسري در جبهه جنگ نرم بزند بايد صحنه را درست بشناسد و قدرت تحليل داشته باشد، چرا که اين صحنه آنقدر پيچيده است که بسياري از خواص را به دام بي بصيرتي انداخته است، تا جايي که رهبري در ديدار با اعضاي سپاه ولي امر مي فرمايند: « متاسفانه برخي از خواص دچار بي بصيرتي شده اند» کما اين که به دام افتادن برخي خواص در حوادث پس از انتخابات اخير را ديده ايم والحمدالله در اين زمينه نيازي به مطالعه تاريخ نيست! 

 «گاهى يك حرف حق را نبايد زد؛ چون گفتن اين حرف، پازل دشمن را تكميل مى‏كند. مواظب باشيد در هيچ مرحله‏اى، شما تكميل‏كننده‏ى پازل دشمن نباشيد» اين يکي از مهمترين فرازهاي سخنان آقا در ديدار با دانشجويان بسيجي در ارديبهشت ماه سال86 بود، بازي کردن در زمين دشمن وتکميل پازل او يکي از دام هاييست که متاسفانه گاهاً اهل حق به آن گرفتار مي آيند، اين موضوع وقتي اسفناک تر مي شود که بدانيم ، دشمنان ما در اين زمينه، تخصصي ويژه دارند! گاهي همين ويژگي جواني افسران جوان که به اقتضاي دوران تندي و خامي خاص خود را به همراه دارد مسببِ بي تدبيري ها و در نتيجه بازي کردن در زمين دشمن مي شود، چنانچه آقا مي فرمايند:« گاهى اوقات، دشمن كار را به گونه‏اى ترتيب مى‏دهد كه حرف حقى، از زبان يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعه‏اش هم همين حرف حقى است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل دشمن را كامل نبايد كرد.» پس افسر جوان بايد آگاه باشد که در زمين خود بازي کند.

دشمن شناسي راهبردي

در جبهه هاي جنگ فيزيکي به اين دليل حفاظت از اطلاعات در عمليات اهميت دارد که دشمن نقاط ضعف ما را نشناسد وبا استفاده از ان به نقاط آسيب پذير ما ضربه نزند واز طرفي در اطلاعات عمليات اين مائيم که نقاط ضعف دشمن را شناسايي و (درمواقع لازم) درست از همان نقطه به او ضربه مي زنيم.

 اما در جنگ نرم اين مسئله چگونه است؟ در جنگ سخت يا فيزيکي ادوات زرهي ورزمي در اسستتار واختفاء قرار دارند وجز نيروهاي امنيتي کسي از آمار واطلاعات آنها خبر ندارد، اما آيا در جنگ نرم نيز اين گونه است که کسي از ضعف ها و قابليت هاي کشور مطلع نمي شود؟! مثلاً اگر ميزان پايبندي مردم به دين را يکي از مولفه هاي پايداري امنيت در کشورمان بدانيم، آيا دشمنان از ميزان دين باوري مردم اطلاع ندارند؟ يا همينطور درمورد قدرت رسانه اي کشور ما، يا توليد علم در کشور؟! قطعاً تصديق مي کنيد که دستيابي به اطلاعات مولفه هاي فوق از دستيابي به اطلاعات امنيتي و نظامي يک کشور بسيار راحت تر است. راه شناخت ضعف ها در جبهه خودي براي برطرف کردن آنها چيست؟ مهمترين پاسخ به اين پرسش «دشمن شناسي راهبردي» است. دشمن شناسي نه بصورت مقطعي و سطحي، بلکه بصورت راهبردي و عميق مي تواند بر هوشياري هرچه بيشتر افسران جوان بيافزايد. يعني ما افسران جوان بايد هوشيار باشيم که چرا دشمن در سالهاي اخير بر تضعيف جايگاه ولايت فقيه، توسعه نقش اجتماعي روشنفکران سکولار وتجديد نظر طلب، تقويت رسانه هاي بيگانه فارسي زبان، سعي در پاشيدن بذر نااميدي نسبت به آينده در بين مردم و..... تاکيد مي کند. پس از شناخت ضعف ها، تقويت سنگر آن ضعف، گام بعدي در دشمن شناسي است.

علمِ مظلومِ ما

 «فرهنگ تابع قدرت است وقدرت تابع علم» هيچ دقت کرده ايد چرا در چند سال اخير رهبري اين قدر برموضوع توليد علم وتقويت محيط هاي علمي تاکيد مي کنند؟! چون به گفته خودشان:« فرهنگ تابع قدرت است و قدرت تابع علم». بايد پذيرفت که در جهان امروزي قدرت از آن کشوري است که علم قويتري دارد وبه تبع آن صنعت و تکنولوژي پيشرفته تري دارد. و طبق قاعده «الناس علي دين ملوکهم» فرهنگ نيز معمولاً تابع قدرت حاکم است، و اين امري بديهي به نظر مي رسد چرا که قدرت حاکم بنا به فرهنگ خود برنامه ريزي، اجرا وارزيابي مي کند، فرهنگ خود را ترويج مي کند، وبه آن ارج مي نهد. امروز اگر کشوري مي خواهد فرهنگ وارزشهاي خود را نشر دهد، اگر مي خواهد امنيت پايدار بلند مدت داشته باشد لاجراً بايد به فکر توليد علم وارتقا سطح علمي کشور خود باشد. لذا يکي از مهمترين گردان هاي جبهه مقابله با جنگ نرم گردان متشکل از افسران جوان با روحيه علمي وپژوهشي است. 

 کادر سازي وکيفي سازيِ افسران

 افسرانِ جوان پير مي شوند و احتمالاً جاي خود را به فرماندهان جنگ نرم مي دهند، جاي خالي اين افسران جوان را چه کسي بايد پر کند؟! بهتر است سئوالم را اينگونه مطرح کنم، بالفرض که افرادي باشند که ويژگي ها ومختصات مذکور براي افسري در جنگ نرم را داشته باشند، چطور بايد فرآيند توليد اين افسران لاينقطع وبدون وقفه ادامه يابد؟! چندسالي مي شود که حضرت آقا مکررا بحث نخبه پروري سياسي در دانشگاه ها را در کنار نخبه پروري علمي دنبال مي کنند.

تشکل هاي دانشجويي ما بايد به گونه اي عمل کنند که بتوانند نخبه هاي سياسي را لاينقطع توليد کنند.چرا که مهمترين مرکزآموزش اين افسران جوان تشکل هاي دانشجويي است.

 (1)و(2)- بيانات روز 88.6.4 آقا با دانشجويان وفعالين فرهنگي دانشگاه ها

رامين شمسايي

/انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار