خيانت مجيد مجيدي به موج سبز؟!
پاتوق شیشه ای- معادلات سياسي و اجتماعي و روابط انساني مثل معادلات رياضي نيستند، يعني نميشود با همان اطمينان و اعتماد به نفسي كه ميگوييم 2+2 مساويست با چهار، درباره مسائل مختلف اجتماعي و سياسي هم حرف بزنيم.
مثلا نميشود گفت: من به موسوي راي دادم، موسوي به نتيجه انتخابات اعتراض دارد، پس من هم اعتراض دارم! يا : من به موسوي راي دادم، موسوي با رهبري مخالف است، پس من هم مخالف هستم!
چنين قطعيتي هرگز وجود ندارد. ممكن است بخشي از راي دهندگان به موسوي ، چشم و گوش بسته پذيراي همه اقدامات موسوي باشند، اما قطعا نميشود گفت همه راي دهندگان به موسوي اينچنين هستند. چرا كه در ميان بستگان، آشنايان و همكاران خود، افرادي را سراغ داريم كه در انتخابات به موسوي راي داده بودند، اما از اقدامات پس از انتخابات او حمايت نكردند. حتي اگر فرض كنيم همه حاميان وي به نتيجه انتخابات معترض باشند، هرگز نميتوان ادعا كرد كه آنها با نظام و انقلاب و رهبري درافتادهاند. اگر كسي اين حرف مرا قبول ندارد، يا دچار تعصب است و يا نميخواهد اين افراد را ببيند.
اشتباه اين دوستان اين است كه همه روابط انساني و عاطفي و اجتماعي افراد را بر پايه معادلات خشك سياسي تجزيه و تحليل ميكنند. اين مطلقنگري و اين سياه و سفيد ديدن آدمها، متاسفانه هم اكنون در ميان سبزهاي متوهم تا حد زيادي وجود دارد. مثلا مجيد مجيدي تا وقتي براي سبزها قابل احترام است كه خودش هم سبز باشد، اما وقتي همين مجيدي در ديدار با رهبري حضور داشته باشد، از نگاه سبزها مي شود خائن! حتي اگر مجيدي در اين ديدار، انتقاداتي را هم مطرح كرده باشد. (فراموش نشود. مجيدي قبلا هم يك بار خائن شده بود. دقيقا همان روزي كه عليه سروش حرف زده بود!)
البته انتظار هم ميرفت كه حضور او و بسياري ديگر از هنرمندان در ديدار روز گذشته با رهبر انقلاب، خشم و عصبانيت سبزهاي متوهم را به همراه داشته باشد. (مثلا یک وبلاگ زحمت كشيده و گوشهاي از عصبانيتش را عليه اين هنرمندان نشان داده و همه آنها را هنرفروش ناميده! من ماندهام اگرهمهي اينان هنرفروشند، پس چرا بسياري از آنها از محبوبترين هنرمندان ايراني نزد مردم هستند؟ بهترين فيلمساز، بهترين كارگردان، بهترين نويسنده، بهترين شاعر و بهترين بازيگر و… يا مردم اشتباه ميكنند، يا آقاي سبز متوهم!)
من شخصا هيچ احساس خاصي پيدا نكردم وقتي ديدم كه مجيدي و شجاعي در ديدار هنرمندان با رهبري حضور دارند. چون اصلا برايم مسالهاي غيرمنتظره و يا عجيب و غريب نبود. كساني از ديدن مجيدي تعجب كردند و به او توهين كردند كه انتظار ديگري داشتند. چند روز پيش هم نوشته بودم كه اگر بعضيها تصور ميكنند در موج سبز موهومي كه «سروش و گوگوش» در آن جاي دارند، «مجيدي و شجاعي و ميرشكاك» هم حضور دارند، كاملا اشتباه ميكنند.
من برعكس سبزها، هرگز آدمها را بطور مطلق سياه و سفيد نميبينم. نگاه من به مجيد مجيدي و سيد مهدي شجاعي و ميرشكاك و بسياري ديگر از حاميان موسوي، آن روزي كه از موسوي حمايت كردند با امروز هيچ فرقي نكرده. چرا كه اعتقاد دارم اين افراد قبل از آنكه ميرحسيني باشند، دلبسته نظام و انقلاب بودند و هنوز هم هستند.( ارتباط عاطفي و قلبي برخي از اين هنرمندان با رهبري به اندازهاي است كه چند سال پيش وقتي فرزند سيد مهدي شجاعي از دنيا رفت، رهبر انقلاب شخصا براي شجاعي پيام تسليت فرستاد)/انتهای پیام/