كثرت گرايي ديني در بوته نقد
کد خبر:۴۱۲۷۶
وبلاگ «جامعه شناسي اسلامي» / مهدي جمشيدي

كثرت گرايي ديني در بوته نقد

كثرت گراي ديني مدعي تساوي و برابري اديان و عدم ترجيح هيچ كدام بر ديگري است. از اين رو، راه هاي نيل به رستگاري، متكثر و متعدد است. در اين يادداشت،دلايل مدافعان نظريه كثرت گرايي ديني را بيان و سپس نقد و ابطال مي كنيم.

پاتوق شیشه ای-

جان هيك كه در دهه هاي اخير، نظريه پلوراليسم ديني را مطرح ساخته، سه رويكرد را در اين باره برشمرده است  :

 

      رويكردهاد               قلمروحقانيت اديان             قلمرو رستگاري پيروان

1  حصرگرايي                      يك دين                             يك دين

٢   شمول گرايي                 يك دين                            همه اديان

3   كثرت گرايي                  همه اديان                         همه اديان

    

بنابراين، كثرت گراي ديني مدعي تساوي و برابري اديان و عدم ترجيح هيچ كدام بر ديگري است. از اين رو، راه هاي نيل به رستگاري، متكثر و متعدد است. در اين يادداشت، دلايل مدافعان نظريه كثرت گرايي ديني را بيان و سپس نقد و ابطال مي كنيم.

١- اين نظريه از ظهور جنگ ها و جدال هاي خونبار درون ديني ( فرقه اي و مذهبي ) و برون ديني جلوگيري مي كند. به عنوان مثال، در اروپاي قرن هفدهم، جنگ هاي مذهبي متعددي ميان پيروان دو فرقه مسيحي كاتوليك و پروتستان رخ داد.

    نقد:

 الف. اسلام در مقام دعوت و تبليغ، از دو ابزار استفاده مي كند:

اول . «گفت وگو» . در آيه ١٢٥ سوره نحل مي خوانيم:

« { اي پيامبر!} از طريق حكمت ، موعظه حسنه و جدال نيكو مردم را به دين خدا دعوت كن . »

دوم . «جهاد ابتدايي» . در شرايطي كه بر جامعه غير اسلامي، حكومت جائر و طاغوتي حاكم است، به گونه اي كه اجازه تبليغ اسلامي را نمي دهد ، اسلام مي خواهد مسلمانان با جهاد برضد اين حكومت ، آن را ساقط و بستر را براي دعوت آزادانه مردم به دين اسلام فراهم سازند. بنابراين، مردم در گرايش به اسلام يا روي گرداندن از آن ، مختار هستند .

 ب. اسلام «غير مسلمانان» را به سه گروه تقسيم مي كند و تنها اجازه جنگ و جهاد با يكي از آن ها را مي دهد:

اول . «اهل كتاب» كه پيروان ساير اديان توحيدي از قبيل زردشت ، يهوديت و مسيحيت را در برمي گيرد . اينان براي زندگي در جامعه اسلامي، موظف به پرداخت ماليات مخصوص ( جزيه ) به حكومت اسلامي هستند .

دوم. «كفار معاهد» كه به دليل انعقاد قرارداد با مسلمين، همزيستي مسالمت آميز دارند.

سوم. «كفار اهل حرب» كه حاضر به مصالحه و انعقاد قرارداد يا پايبندي به آن نيستند. از اين رو، مسلمين بايد از طريق جهاد، از خود دفاع كنند تا فتنه آن ها دفع گردد ( توبه/٨ ) .

٢- بر اساس نظريه حصرگرايي ديني، تنها پيروان يك دين به رستگاري و سعادت دست مي يابند. به عنوان مثال، «آموزه نجات» در مسيحيت بر اين اصل استوار است كه تنها كساني به رستگاري دست خواهند يافت كه به ربوبيت و مرگ فديه وار حضرت عيسي (ع) ( يعني به اين كه به صليب كشيده شدن ايشان موجب عفو گناه ذاتي همه انسان ها شد ) معتقد باشند. اگر چنين باشد، بسياري از مردم زمين به سعادت دست نخواهند يافت.

نقد :

غير مسلمانان از جهت غير مسلمان بودنشان چند گروه هستند:

اول . كساني كه در «دوره قبل از بعثت پيامبر اكرم (ص)» مي زيستند، در صورتي كه از پيامبر الهي در عصر خود پيروي كرده باشند، رستگار خواهند شد .

دوم . «مستضعف فكري» كه دين حق به او عرضه نشده يا برضد آن تبليغات منفي زيادي در محيط صورت گرفته است؛ در صورتي كه اولاً به خداوند و آخرت ايمان داشته باشد و ثانياً عمل صالح او به قصد تقرب به خداوند و مطابق برنامه الهي باشد، در عين حال كه به دليل عدم دسترسي به دين حق، مبتلا به محروميت هايي معنوي مي گردد، به مرتبه اي از رستگاري دست خواهد يافت .

سوم . «جاهل مقصر» كه با وجود امكان تحقيق، سستي ورزيده است، به اندازه تقصيري كه مرتكب گرديده، عذاب خواهد شد .

چهارم . «اهل عناد» كه به دليل لجاجت آگاهانه، با وجود عرضه شدن دين حق به آن ها، آن را انكار كرده اند، عذاب خواهند شد .

٣- بر مبناي نظريه هرمونتيك، تعدد قرائت از دين نه تنها موجه است بلكه گريزي از آن نيست .

نقد:

نظريه هرمونتيك در يادداشتي ديگر ابطال شده است.

٤- رهيافت «پوزيتيويسم» بر اين باور است كه چون مفاهيم و گزاره هاي ديني، فاقد مصداق عيني محسوس و تجربه پذير هستند، صدق و كذب در آن ها راه ندارد و استدلال پذير نيستند. از اين رو، تنها متكي بر سلايق و اعتبارات هستند . به عنوان مثال، در گزاره هاي « خدا وجود دارد »، «‌ خدا به پيامبر وحي مي كند »، « مؤمنان به بهشت مي روند »؛ مفاهيم « خدا »، « وحي » و « بهشت » به دليل تجربي نبودن، اعتبار ندارند.

نقد:

الف. راه شناخت، منحصر به حس و تجربه نيست، بلكه علاوه بر آن، از سه طريق ديگر نيز مي توان به شناخت و معرفت دست يافت : اول . عقل ، دوم . وحي ، سوم . شهود .

باورها و عقايد اسلامي، دلبخواهانه و سليقه اي نيستند ، بلكه از ناحيه «عقل» حمايت شده و مي توان براي آن ها، استدلال منطقي اقامه نمود. حتي فراتر از اين، اساساً اسلام، تقليد در اصول دين ( توحيد، نبوت و معاد ) را جايز نمي داند و به پيروان خود دستور مي دهد كه اين باورها را به واسطه تعقل و تحقيق بپذيرند.

٥- وجود اختلاف نظر ميان علماي اسلام، به ويژه فقها، خود دلالت بر حقانيت كثرت گرايي دارد و ثابت مي كند كه گريزي از آن نيست .

نقد:

الف. اختلاف نظر ميان عالمان اسلامي، منحصر در حوزه «ظنيات و متشابهات» است نه حوزه «ضروريات و قطعيات» . بنابراين، همه مسايل اسلامي، اختلافي نيست.

ب. در جايي نيز كه اختلاف نظر بروز مي كند، در واقع، «نظر صادق و حقيقي» يكي بيش نيست و بقيه كاذب و باطل هستند .

ج. اختلاف نظر در اين زمينه، از «متشابه بودن آيات» يا «ضعف سند و دلالت روايات» ناشي مي شود. اما در صورت حضور امام معصوم (ع)، حقيقت واحد از سوي ايشان بيان مي شود و تكثر از ميان مي رود.

٦- مدافعان اين نظريه از آيه ٦٢ سوره بقره استنباط كرده اند كه خداوند اهل كتاب را  بي آن كه به اسلام گرويدن آن ها را لازم بشمارد، آن ها را برحق و رستگار دانسته است:

« كساني كه ايمان آورده اند {به اسلام} و يهود و نصارا و صابئين، هرگاه ايمان به خدا و روز قيامت داشته و عمل صالح انجام داده اند؛ اجر و پاداش آنان نزد خداوند محفوظ بوده و نه از عذاب الهي بر آنان بيمي است نه اندوهگين هستند.»

نقد:

الف. آيه ياد شده دلالت بر اين معنا دارد كه صرفاً خود را مسلمان يا يهودي يا نصراني يا صابئبي ناميدن، مايه نجات و رستگاري نيست، بلكه «ايمان» و «عمل صالح» لازم است. از سوي ديگر، روشن است كه «عمل صالح» در هر زماني در گرو «پيروي از شريعت الهي» مخصوص آن زمان است ؛ زيرا با آمدن هر دين نو، شريعت  پيشين نسخ مي گردد.

ب. اسلام از نظر حقانيت، انحصارگراست، يعني «مصداق كامل دين خدا» را در دوره خاتميت، اسلام مي داند، چنان كه در آيات ٨٥ و ٨٦ سوره آل عمران مي خوانيم:

« و هر كس غير از اسلام، ديني را برگزيدند، هرگز از وي پذيرفته نيست و او در آخرت از زيانكاران است. چگونه خداوند گروهي را كه از راه عناد و سركشي، بعد از ايمان به خدا و گواهي دادن به راستي رسول او و بعد از ادله روشن، باز كافر شدند را هدايت كند؟! خداوند هرگز گروه ستمكاران را هدايت نخواهد كرد.»

ج. اسلام، برخي از عقايد اهل كتاب را حق نمي انگارد . در آيه ٧١ سوره نساء آمده است :

« اي اهل كتاب! { در اينجا نصاري} در دين خود غلو نكنيد و درباره خدا، جز سخنان حق نگوييد! مسيح، عيسي بن مريم، فقط فرستاده خدا و كلمه الهي است كه آن را به مريم القا نموده و او روحي الهي است . پس به خدا و پيامبران او ايمان آوريد و نگوييد خدا سه تاست! اين كار { يعني پذيرش توحيد } مايه خير شماست . خداوند يكتاست و از داشتن فرزند منزه است . »

د. دعوت اسلام، علاوه بر «كفار و مشركين» ، «اهل كتاب» را نيز در برمي گيرد . در سوره آل عمران آيه ٧٠ مي خوانيم :

« اي اهل كتاب! چرا آيات خدا {قرآن كريم} را كافر شديد و حال آن كه شما به صدق آن گواهي مي دهيد؟! »

٧- كثرت گرايان به روايتي از حضرت امير (ع) استناد كرده اند كه از نظر آن ها، توجيه كثرت گرايي ديني است :

« اگر حق و باطل از هم جدا مي شدند ، امر بر مردم مشتبه نمي شد.»

بنابراين روايت ، چون حق و باطل، امكان تفكيك از يكديگر را ندارند، عالم سراسر متشابهات است و گريزي از اختلاف نظر و تكثر در باورها و معارف نيست .

نقد:

روايت ياد شده دلالت بر اين معنا دارد كه در مواردي كه حق و باطل، آميخته با يكديگر و تودرتو هستند، توده مردم كه فاقد معرفت و بصيرت عميق هستند، دچار ترديد و تشكيك مي شوند، نه آن كه اساساً حق و باطل از يكديگر جدا نمي شوند؛ زيرا ايشان در روايات ديگر، بياني مخالف معنايي دارند كه كثرت گرايان از اين سخن ايشان اراده كرده اند:

« خداوند به انسان معرفتي اعطا كرده كه به واسطه آن، حق را از باطل جدا مي سازد » ( خطبه اول ).

« { ابو موسي اشعري و عمربن عاص } با اين كه حق را آشكارا مي ديدند، آن را رها كردند!» (خطبه١٧٧ ).

 « همانا من بر طريق حق و مخالفانم بر طريق باطل هستند » ( خطبه ١٩٧).

٨- معرفت ديني به سبب آن كه معرفتي بشري است، ناگزير آميخته با خطا و لغزش است. از اين رو، معرفت هاي متكثر و متضاد از دين برمي خيزد كه نمي توان ميان آن ها داوري كرد.

نقد:

الف. پاسخ نقضي اين است كه آيا همين استدلال و حكم، مشمول خطاپذيري بشر واقع نمي شود؟! اگر چنين است، كه استدلال مخدوش است و اگر نيست، نتيجه مي گيريم كه استدلال به صورت «موجبه جزئيه» صحيح است؛ يعني بعضي از معرفت هاي انسان ممكن است خطا باشند.

ب. با فرض «عصمت» پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع)، معرفت ديني ارائه شده از سوي آن ها در قالب تبيين و تفصيل قرآن كريم، كاملاً صحيح است . در قرآن كريم در آيات ١٥٩ و١٦٠ سوره صافات نيز مي خوانيم:

« خداوند از آنچه كه وصف كنندگان مي گويند منزه است، مگر بندگان برگزيده خدا.»

٩- چنانچه تنها پيروان يك فرقه يا دين را حق بدانيم، «عموميت هدايت و رحمت الهي» را ناديده انگاشته ايم .

نقد:

لازمه عموميت هدايت و رحمت الهي اين است كه براي همه افراد بشر در همه دوران ها، «اسباب هدايت» فراهم باشد، نه اين كه الزاماً همه آن ها اهل هدايت و بهره مند از رحمت ويژه الهي گردند؛ زيرا انسان موجودي «مختار و آزاد» است و طريق سعادت يا شقاوت را خود برمي گزينند، آن چنان كه در آيه سوم سوره انسان آمده است:

« ما راه را به انسان نموديم، او يا خود سپاسگزار است يا كفر مي ورزد.»

شمول هدايت تشريعي نسبت به انسان، مستلزم مهتدي بودن او نيست؛ زيرا هدايت تشريعي به معناي «ارايه طريق» است نه «ايصال به مطلوب» . مهتدي بودن، تابع اختيار و انتخاب خود انسان است.

١٠- استناد به داستان لمس كردن فيل در اتاق تاريك و شكل گيري برداشت هاي غلط لمس كنندگان از چيستي فيل، توجيه ديگري براي اثبات پلوراليسم ديني است.

نقد:

مولوي از داستان فيل، تنها «عجز حس و تجربه» را از شناخت همه حقايق نتيجه گرفته است ، نه حقانيت همه معرفت ها را:

چشم حس همچون كف دست است و بس

نيست كف را بر همه او دسترس

سپس با تشبيه كردن وحي و عقل به « شمع » ، كسب معرفت صحيح و دست يابي به توافق نظر را ممكن شمرده است:

در كف هريك اگر شمعي بدي

 اختلاف از گفتشان بيرون شدي

منابع:

١. خسروپناه، عبدالحسين (١٣٨٣) كلام جديد، قم : مركز پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه قم .

٢. رباني گلپايگاني، علي ( ١٣٧٩ ) نقد و تحليل پلوراليسم ديني، تهران : پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي .

٣. مصباح يزدي، محمدتقي ( ١٣٧٩) كاوش ها و چالش ها، جلد اول، قم: مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره).

٤. مطهري ، مرتضي (١٣٨٧) عدل الهي ، تهران : صدرا ./انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار