تحلیلی بر شعار «بسیجی واقعی همت بود و باکری»
پاتوق شیشه ای- پرسش از مرز واقعیت و خیال شاید مهم ترین سوال معرفت شناختی بوده است. چه چیزی واقعی است و چه چیزی موهوم است؟ خود این سوال متضمن این پیشفرض است که مقولات یا موهومی اند یا واقعی پس چیزی به نام موهومات یا تخیلات نیز واقعیت دارد. واقعیت هر آن چیزی است که کلمه یا دالی برای اشاره به آن وجود داشته باشد. مثلآ سراب یک واقعیت است چون ما چیزی به نام سراب را می بینیم و کلمه ای هم به نام سراب وجود دارد. واقعیت هر آن چیزی است که راجع به آن گفتگو می شود. شاید بگویید : ((سیمپلاها، هیمپلاها را خوردند)) ولی سیمپلاها و هیمپلاها هیچ واقعیتی ندارند چون جایی در گفتمان ها ندارند و هیچ گفتگویی درباره آنها انجام نمی شود. این تعریف از واقعیت تعریفی گفتمانی است و گفتمان ها مشخص می کنند که چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست.
اما گاهی کلمه "واقعی" به معنای با اصالت استفاده می شود. مثلآ وقتی می گوییم طعم واقعی نوشابه یعنی نوشابه های قدیم و اصیل و اولیه همچین طعمی داشته اند و نوشابه های جدید دیگر آن طعم واقعی و اصیل گذشته را نمی دهند. وقتی سبزها شعار می دهند : بسیجی واقعی، همت بود و باکری یعنی بسیجی های اولیه مثل همت و باکری بودند خوب تا اینجا که حرف جدیدی گفته نشده و همه می دانیم که همت و باکری بسیجی واقعی بودند و با شهادت شان این را اثبات کردند. به واقع بسیجی واقعی و اصیل یعنی بسیجی ای که برای آرمان هایش تا سر حد شهادت مبارزه می کند. اما باید دید آنها با ذکر اینکه بسیجی واقعی همت و باکری هستند چه منظوری را دنبال می کنند؟ در درجه اول تاکید بر اصالت اولیه هر چیزی ممکن است به معنای مخالفت با تغییر تلقی شود. شبیه آن دسته از اشراف و ثروتمندان با اصالت قدیمی که هنوز توی منزل شان با گرامافون، شد خزان گلشن آشنایی گوش می کنند و با تغییرات جلو نیامده اند. جالب است که یکی از اتهامات قرتی ها به نظام و جماعت بسیجی و حزب اللهی همیشه این بوده که اینها عقب مانده اند و خود را با زمانه همراه نمی کنند. خوب اگر قرار است که همه چیز تغییر کند چرا مفهوم بسیجی تغییر نکند؟ چطور اینها که اینقدر به تغییر و تحول علاقه داشتند وقتی نوبت به بسیجی می رسد متحجر می شوند و با تغییر و تحول در مفهوم بسیج مخالفت می کنند؟ چرا بسیجی همواره باید مفهومی متعلق به دهه شصت باشد؟ اگر تغییر خوب است بسیجی هم می تواند تغییر کند چنانکه صفحه های گرامافون نیز تبدیل به سی دی و دی وی دی می شوند و چنانکه طعم نوشابه ها نیز قرار نیست همیشه ثابت باقی بماند. پس با گفتن این شعار باز چیز جدیدی گفته نمی شود. چون واقعیت همواره در حال تغییر است.
هم، همت و باکری، بسیجی واقعی بودند و هم بسیجیان فعلی که ممکن است تغییر کرده باشند واقعی هستند. گذشته از این مطابق با تعریفی که از واقعیت کردیم یعنی هر آنچه که جایگاهی در گفتمان داشته باشد بسیجیان امروزی نیز موهومی نیستند، واقعی هستند چون وجود دارند، دیده می شوند و درباره آنها گفتگو می شود. اما نکته قابل استخراج دیگری از این شعار می تواند این باشد که بسیجی واقعی حتمآ باید شهید شده باشد تا یک بسیجی واقعی باشد. به عبارت دیگر یک بسیجی خوب، یک بسیجی شهید است. پس رزمندگان داوطلبی که شهید نشدند بسیجی واقعی نیستند. جانبازها و شیمیایی های بازمانده از جنگ تنها در صورتی واقعی هستند که شهید شوند. سردار جانباز علی فضلی، بسیجی واقعی نیست چون هنوز زنده است و خود را سرباز ولی فقیه می داند. پیام نهفته در این شعار در واقع نابودی بسیج و بسیجی است. بسیجی واقعی نباید زنده باشد تا با آشوب گری و قانون شکنی قرتی ها مبارزه کند. و این هم یک نشانه دیگر از افکار فاشیستی آنهاست که قصد نابودی بسیجی را دارند.
بسیجی واقعی هر آن کسی است که در راستای حفظ نظام و انقلاب اسلامی عمل می کند. هم امثال همت و باکری و هم بسیجیان امروز همه واقعی هستند و بهترین دلیل واقعی بودن بسیجیان امروز همین است که دشمنان اسلام و ایران و قرتی ها از آنان متنفرند. رمز زنده بودن شهید همین است که حتی از جنازه و سنگ قبر او نیز می ترسند. آنهایی که امروز شعار همت و باکری می دهند همان هایی هستند که از دفن شهدا در دانشگاه ها هراس دارند. اما اگر تعریف آنها از بسیجی را بپذیریم و قبول کنیم که یک بسیجی خوب یک بسیجی شهید است باز هم قرتی ها نمی توانند سودی از این شعار ببرند چرا که با این شعار، بسیجی را تحریک می کنند تا سر حد شهادت با آنها مبارزه کند و تبدیل به یک بسیجی واقعی شود. بسیجیان قدیم نیز موجودات عجیب و غریبی نبودند آنها نیز مثل بسیجیان حال حاضر پوست و گوشت و استخوان داشتند آنها نیز دغدغه اسلام و ایمان داشتند. آنهایی که می خواهند اسم همت و باکری و شهدا را مثل خیلی چیزهای دیگر مصادره کنند بهتر است اول سری به وصیت نامه شهدا بزنند تا کمتر باعث خنده حضار شوند./انتهای پیام/