بنيان‌هاي فكري علوم انساني قابليت مونتاژپذيري ندارند
کد خبر:۴۱۴۳۹
مديرگروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه:

بنيان‌هاي فكري علوم انساني قابليت مونتاژپذيري ندارند

مديرگروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: آسيب‌شناسي وحدت حوزه و دانشگاه نيازمند تعريفي دقيق از مفهوم وحدت است و نداشتن تعريفي مشخص از اين مقوله در بحث روش‌ها و راهكارها و قلمرو آن باعث ابهام در اين زمينه مي‌شود.

به گزارش گروه علمي و آموزشي «شبکه خبر دانشجو»، حجت الاسلام حسن آقانظري با بيان اينكه منظور از وحدت حوزه و دانشگاه تنها فراخواني دانشجويان به انجام مناسك مذهبي نيست، اظهار داشت: منظور از وحدت دو نهاد اين است كه حوزه و دانشگاه با نزديك ساختن ديدگاه‌هاي علمي و ايجاد يك نگاه مشترك علمي به وحدت در آموزه‌ها برسند، كه البته اين امر فقط شامل علوم انساني بوده و علوم طبيعي و علوم پايه را به جهت اصول ثابتي كه دارند، دربرنمي‌گيرد.

وي افزود: پيرامون علوم انساني گاهي اصطلاحات مبهمي مطرح مي‌شود كه بر پيچيدگي مسئله مي‌افزايد؛ كه به طور مثال اصطلاح بو‌مي‌سازي علوم انساني كه نياز به تعريف دقيق داشته و نبودن چنين تعريفي ابهام مضاعف مي‌آفريند.

مديرگروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ضمن اشاره به بنيان‌هاي علوم انساني و اهميت آ‌نها اظهار داشت: واقعيت اين است كه علوم انساني موجود به وسيله دانشمندان و تئوري‌پردازان هر يك از رشته‌هاي علمي در فضاي فرهنگي خاستگاه اين علوم شكل گرفته و در آنجا داراي كاربرد، و جوابگوي نيازهاي جامعه بوده است و هرگاه بحراني در اين زمينه رخ دهد، بر مبناي بنيان‌هاي فكري اين علوم، تغييراتي در آنها به‌وجود آمده و بدين شكل با مشكل مقابله مي‌شود.

وي گفت: از طرفي نمي‌توانيم اين بنيان‌هاي فكري را به‌طور كامل بپذيريم، و از طرف ديگر تغيير در آنها امري است كه قابلت مونتاژپذيري ندارد، يعني نمي‌توان هر اصل را از جايي گرفته و با جمع آنها به بنيان فكري مشخص رسيد.

آقانظري با بيان اينكه تغيير، حذف و يا اضافه كردن يك اصل به كليت مسئله آسيب جدي وارد مي‌سازد، گفت: به عبارت ديگر ارتباط ميان اصول تشكيل‌دهنده بنيان‌ يك رشته علمي در علوم انساني ارتباط ارگانيك نيست و نپذيرفتن يك اصل باعث متزلزل شدن ساير اصول مي‌شود.

عضو هيئت علمي گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: بنيان‌هاي فكري در واقع زيرساخت اين علوم هستند كه از آنها با عنوان فلسفه مضاف ياد مي‌شود كه در خاستگاه اين علوم فلسفه‌هاي مضاف در مدارس عالي تدريس مي‌شود، اما اين امر مختص افراد مستعدي از همان جامعه است و هرگز فلسفه مضاف علوم به دانشجويان ساير كشورها آموزش داده نمي‌شود.

وي اضافه كرد: افرادي كه از ايران براي تحصيل علوم انساني به غرب رفته‌اند، همان علومي كه ترجمه مي‌شود را آموخته‌اند و رشته‌ علمي خود را محدود به آموخته‌ها و نظرياتي كه فراگرفته‌اند مي‌دانند.

آقانظري افزود: اگر اين افراد فلسفه‌هاي مضاف علوم را فرابگيرند، قادر به مقايسه استدلال هاي خود با آن‌ها مي‌ شوند و به علت اينكه به طور طبيعي استدلال‌هاي عقلي انسان‌ها به علت ارتباطي كه با يك منبع واحد به نام عقل دارند، با يكديگر متفاوت نبوده و داراي تنوع نيستند؛ زيرا عقل آدمي در همه‌جا اصول نسبتا ثابتي را حكم مي‌كند.

مديرگروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصريح كرد: افراد مي‌توانند با پي‌بردن به فلسفه مضاف علوم انساني، متوجه اين نكته شوند كه علوم انساني فقط و فقط همان چيزي نيست كه در آنجا آموخته‌اند و بايد اين علوم را در جامعه خودشان با توجه به فضاي فرهنگي، اقتضائات جامعه و تجربياتي كه دارند، شكل بدهند.

وي با اشاره به سابقه فعاليت 400ساله غرب در زمينه علوم انساني افزود: آنها نيروهاي مهمي را حتي از ميان اتباع ساير كشورها كه در آنجا تحصيل مي‌كردند، با برنامه‌ريزي مناسب و دقيق به‌كار گرفته اند، بنابراين طبيعي است كه به نتيجه مطلوب نيز دست‌يافته و امروزه محصول تلاش‌ آنها در علوم انساني فاصله بسيار زيادي تا ساير كشورها و بخصوص با ما دارد، كه اين فاصله به مراتب از فاصله‌اي كه با آنها در ساير علوم مانند پزشكي داريم، بيشتر است.

آقانظري ادامه داد: اما در كشور ما به علوم انساني به علت نداشتن منفعت مادي و كاربرد اقتصادي، به عنوان علوم درجه سوم و چهارم نگريسته شده و در زماني كه دانش‌آموزان در دبيرستان به مرحله انتخاب رشته مي‌رسند، علوم انساني به شكل علوم كم اهميت و دسته سوم به آنها معرفي مي‌شود؛ اين نگاه به شكل ديگري در دانشگاه‌ها هم وجود دارد كه به طور كلي ناشي از ديدگاهي است كه جامعه و نظام آموزشي در اين زمينه دارد.

مديرگروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با تشريح علل عقب‌ماندگي كشورمان در علوم انساني تصريح كرد: بخشي از عقب‌ماندگي ما در علوم انساني از اينجا شروع مي‌شود كه نيروهاي مستعد خود را در اين زمينه به‌كار نگرفته‌ايم، و بخش ديگر به نظام آموزش نيروي انساني ما در دبيرستان و دانشگاه بر‌مي‌گردد كه منزلت پايين‌تري را براي اين علوم قائل شده است و از سوي ديگر استادان دانشگاه‌ها هستند كه علوم موجود را حرف اول و آخر دانسته و آن را قابل تغيير و نقد نمي‌بينند كه بنابر آنچه گفته شد، شايد تقصيري متوجه آنان نباشد.

وي خاطرنشان كرد: مجموع اين عوامل باعث شده تا ما آن گونه كه بايد در علوم انساني سرمايه‌گذاري نكنيم؛ البته در ميدان عمل نيز برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها در كشور بر پايه علومي صورت مي‌گيرد كه اگرچه در خاستگاه خود بسيار مفيد و موثر بوده‌اند، اما به اين دليل كه با اقتضائات جامعه ما سازگاري ندارند، هرگز رفتارها و اعمال بخش خصوصي و بخش دولتي با آن هماهنگ نخواهد شد.

آقانظري ضمن تاكيد بر ضرورت حل مشكلات يادشده گفت: راه برون‌رفت از چنين وضيعتي اين است كه ابتدا به تعريف روش‌هاي علمي لازم پرداخته و سپس متناسب با فضاي فرهنگي جامعه و رفتارهاي عيني موجود، نظريه‌پردازي كنيم.

مديرگروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه افزود: به عبارت ديگر بايد در علوم انساني موجود كه در درستي و كارآمدي آن‌ در خاستگاه اين علوم ترديدي نيست، به نوعي تجديدنظر واقع‌بينانه و واقع‌گرايانه داشته باشيم تا به علومي همگون با رفتارها و نيازهاي اجتماعي در جامعه خود برسيم.

وي بازنگري در علوم انساني را رسالت مشتركي دانست كه حوزه و دانشگاه برعهده دارند و تاكيد كرد: تحقق اين امر، وحدت حوزه و دانشگاه را نيز محقق مي‌سازد.

آقانظري اشاره كرد: انجام اين رسالت مستلزم آن است كه هريك از آنها در ديدگاهي كه نسبت به خود و ديگري دارد، تجديدنظر كنند؛ به شكلي كه نهادهاي حوزوي بپذيرند كه بايد از علوم دانشگاهي بهره گيرند و بدين جهت نوعي احساس نياز نسبت به دانشگاه داشته باشند.

مدير گروه اقتصاد پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: دانشگاهيان نيز بايد به اين باور برسند كه آنچه در دانشگاه آموخته‌اند بسيار مهم و ارزشمند است، اما براي رسيدن به هدفي كه گفته شد كافي نيست.

وي تصريح كرد: فراهم كردن زمينه تبادل نظر و همكاري وظيفه دستگاه‌هاي اجرايي جامعه است، كه از راه‌هاي گوناگوني از جمله ايجاد و تقويت انجمن‌هاي علمي مشترك و گفتمان علمي در حوزه و دانشگاه قابل دستيابي است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار