منتقدان دولت دهم و عيار اصولگرايي
گروه اندیشه - كسي منكر وجود برخي اشتباهات دولتمردان نيست، اما سير تحولات روزها و هفته هاي اخير، بويژه اظهارات و مواضع برخي شخصيتها و جريانات، حاكي از آن است كه متأسفانه باز عدهاي ميخواهند به موازات دامن زدن به ناآرامي هاي سياسي، «فضاي بيبندوباري در حرف زدن عليه دولت» را براي چهار سال دوم دولت دكتر احمدينژاد نيز تكرار كنند.
در اين بين واقعاً جاي بسي تأسف است كه برخي از اصولگرايان با وجود ادعاي تبعيت از ولايت فقيه در اين وادي افتاده و به بهانههاي مختلف سخنان غيرمنصفانه را درباره دولت و شخص رئيس جمهور بر زبان ميآورند.
اين روزها گرچه خيلي ها تابلوي پيروي از خط امام و رهبري را در دست دارند، اما آنچه اهميت دارد، واقعيت امر و عملكرد پشت اين تابلوها و جبههگيريهايي است كه بخشي از آنها را در قالب اظهارنظرها و مصاحبه ها عيان مي كنند.
بويژه درخصوص مبحث اصولگرايي - هرچند در روزگار كنوني داعيهداران آن كم نيستند - بايد توجه داشت اصولگرايي به معناي گرايش به ريشهها و خاستگاهها و تأكيد بر اصول اساسي در فرهنگ اسلامي، نه يك نحله و مشي سياسي، بلكه فراتر از آن، مشي در رفتار و ديدگاه فرد مسلمان در همه حوزههاي مسئوليت اعم از وظايف فردي، اجتماعي و سياسي اوست.
از همين منظر است كه به درستي منابع سنجش اصولگرايي را قرآن كريم، نهجالبلاغه، صحيفه حضرت امام(ره) و نيز بيانات مقام معظم رهبري عنوان كردهاند.
دقيقا از همين رو و با توجه به اين مفهوم است كه معتقديم كسي نبايد از عناوين ارزشمندي چون «اصولگرايي» و يا «اصلاحطلبي» استفاده و برداشت صرفاً شخصي و گروهي كند، بدون آنكه در عمل و گفتار حق مطلب را ادا نمايد.
به ياد دارم رهبر معظم انقلاب، خردادماه سال 85 در ديدار با مسئولان نظام، با تأكيد بر جناح نبودن اصولگرايي فرمودند: «هركس و هر جرياني كه به مباني انقلاب، علاقهمند و پايبند است، هر نامي كه داشته باشد جزو اصولگرايان است.»
ايشان البته براي اينكه اصولگرايي صرفا به يك ژست سياسي تبديل نشده و از اين رهگذر به دكاني براي كاسبي شكستخوردگان و ورشكستگان آشفته بازار سياست مبدل نشود، در آن جلسه هشت شاخصه مهم اصولگرايي را مطرح كردند كه براي مشخصشدن عيار اصولگرايي ضروري است بار ديگر آنها را مرور كنيم:
1. ايمان و هويت اسلامي و انقلابي
2. عدالتمحوري
3. استقلال همهجانبه كشور
4. اصول خودباوري
5. جهاد علمي
6. تثبيت و تعميم آزادي و آزادانديشي
7. اصلاحات اصول گرايانه و اصولگرايي مصلحانه
8. شكوفايي اقتصادي كشوري و رسيدگي به زندگي مردم
البته چنانچه اصولگرايي را مناسب ترين شيوه سياستورزي و حكومتداري در دهه چهارم انقلاب بدانيم، بايد به لوازم پايبندي به آن همچون ارتباط فروتنانه با مردم، التزام به مباني اسلام و ولايتمحوري، محروميتزدايي، سعه صدر و تحمل مخالف، شايستهسالاري و مشورتپذيري، تلاش بيوقفه براي خدمترساني بيمنت به مردم، قانونگرايي و شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال آنچه حق است، گردن نهاد.
آنچه مهم است اينكه، ملاكهاي فوق اينك فراروي منتقدان دولت از طيف اصولگرا از يكسو و دولتمردان اصولگرا از سوي ديگر است.
جاي هيچ ترديدي نيست كه توجه به اين مسائل در كنار تبعيت از امر وليفقيه، عيار اصولگرايي افراد را محك ميزند و آنان را در ميدان آزمايش سربلند ميكند.
خلاصه كلام اينكه در آغازين روزهاي عمر دولت دهم اين انتظار از همه اصولگرايان وجود دارد كه در نقد دولت، جانب انصاف و مصلحت را هيچگاه فراموش نكرده و با پيروي از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب، ولايت مداري خويش را به اثبات برسانند و از دولتمردان نيز تبعا چنين توقعي دور از انتظار نيست.
/انتهاي پيام/