لطفا از در وارد شويد!
قرآن كريم مىفرمايد: «هرگاه مىخواهيد وارد خانههايى بشويد از درِ آن خانهها وارد شويد.»
اين دستورالعمل ابتدا خيلى ساده و كوچك به نظر مىرسد، زيرا هركسى براى خود اين اندازه شعور و ادراك قائل هست كه اگر خواست وارد محوطهاى بشود از قبيل يك خانه مسكونى و يا يك اداره، ببيند درِ آن خانه يا اداره كجاست و از در داخل شود نه از ديوار.
ولى اين يك قاعده و اصل كلى است. انسان بايد توجه داشته باشد كه تنها خانه و يا اداره نيست كه درِ ورودى و ديوارهاى بلند دارد و راه ورود آن منحصراً آن يك يا چند در است. اساساً زندگى و خوشبختى مانند يك محل و يك ساختمان كه از خشت و گل بنا شده، درهايى دارد و انسان بايد اولًا آن درها را بشناسد و ثانياً خود را عادت دهد كه هميشه از راه راست و مستقيم و درِ ورودى زندگى وارد زندگى شود و خوشبختى را جستجو نمايد.
اين قاعده كه: «مپيچ از ره راست بر راه كج- چو در هست حاجت به ديوار نيست» يك قاعده كلى است در زندگى بشر. چشم بصيرت مىخواهد كه راههاى صحيح ورود در محوطه زندگى را بشناسد و پشت ديوار و حصار زندگى معطل و متحير نماند.
بسيارى از افراد مردم در همه عمر در پشت ديوار و حصار زندگى و خوشبختى معطل ماندهاند و مىگويند: ما كه از زندگى چيزى نفهميديم، زندگى بىمعناست. اين افراد هميشه در حيرت و سرگردانى بسر مىبرند و گاهى اين تحير و سرگردانى و بدبينى را به حساب حساسيت ذهن و درّاكيت فهم خود مىگذارند و با يك دنيا غرور و كبر مىگويند: اين ما هستيم كه به بيهوده بودن زندگى و دروغ بودن سعادت و خوشبختى و اصالت رنج و بدبختى پى بردهايم و اما ديگران چون به قدر ما حس و درك ندارند، نمىفهمند.
اين اشخاص نمىدانند كه خودشان مانند كوران بىبصرى هستند كه در پشت ديوار زندگى معطل ماندهاند و نتوانستهاند در همه عمر درِ ورودى اصلى را پيدا كنند. اينها از همان اول، راه را چاه و چاه را راه تصور كردهاند و روى همين تصور غلط، لحظه به لحظه از راه دورتر شده و هميشه در سياه چالهاى زندگى بسر بردهاند؛ به قول يكى از دانشمندان طورى پرورش يافتهاند كه براى احساس رنج و مصيبت كاملًا آمادهاند و از كوچكترين رنجى فريادشان به فلك مىرسد ولى نسبت به آنچه خوشى و سعادت است لَخت و مرده و بىحس مىباشند.
قرآن كريم مىفرمايد: (هركس اعمال صالح انجام دهد و نيكوكارى كند و داراى ايمان هم باشد، خواه مرد باشد و خواه زن، ما او را زنده مىكنيم به يك زندگى خوش و صاف و بىكدورتى، و بعد هم در جهان ديگر بهترين پاداش را به آنها مىدهيم).
نكته جالب در اين آيه كريمه اين است كه قرآن كريم مردم بىايمان و بدكار را زنده و حساس نمىخواند؛ مىفرمايد: كسانى كه نيكوكارى كنند و ايمان و علاقه به معنويت داشته باشند ما آنها را زنده مىكنيم و از مردگى خارج مىسازيم، آن وقت مىفهمند كه معناى زندگى و خوشى و سعادت چيست، آن وقت مىفهمند كه زندگى بى معنا و بىهدف نيست، مىفهمند سعادت واقعيت دارد، مىفهمند كه مىشود در اين دنيا طورى زندگى كرد كه كدورتى از رنج و ناراحتى وجود نداشته باشد.
پيغمبران الهى آمدهاند كه به ما راه زندگى و به تعبير ديگر درِ ورودى زندگى و خوشبختى را نشان دهند، آمدهاند كه به بشر بفهمانند كه بدى و بدكارى و هوسبازى و دروغ و خيانت و منفعت پرستى و كينه توزى و خودپرستى راه ورودى زندگى و طريق رسيدن به سعادت و آرامش و رضايت خاطر نيست؛ در ورودى زندگى و خوشبختى، نيكى و نيكوكارى، راستى و درستى و استحكام اخلاقى و خيرخواهى و مهربانى است؛ تنها ايمان و اعتقاد به معنويات و سپس نيكوكارى بر اساس آن اعتقادات مقدس است كه قلب را آرام و رضايت خاطر را تأمين مىكند و سعادت را ميسر مىسازد.
مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج22
/انتهاي پيام/