لطفا از در وارد شويد!
کد خبر:۴۱۷۵۷
حکمت مطهر و راه سعادت؛

لطفا از در وارد شويد!

در ورودى زندگى و خوشبختى، نيكى و نيكوكارى، راستى و درستى و استحكام اخلاقى و خيرخواهى و مهربانى است؛ تنها ايمان و اعتقاد به معنويات و سپس نيكوكارى بر اساس آن اعتقادات مقدس است كه قلب را آرام و رضايت خاطر را تأمين مى‏كند و سعادت را ميسر مى‏سازد.

قرآن كريم مى‏فرمايد: «هرگاه مى‏خواهيد وارد خانه‏هايى بشويد از درِ آن خانه‏ها وارد شويد.»

 اين دستورالعمل ابتدا خيلى ساده و كوچك به نظر مى‏رسد، زيرا هركسى براى خود اين اندازه شعور و ادراك قائل هست كه اگر خواست وارد محوطه‏اى بشود از قبيل يك خانه مسكونى و يا يك اداره، ببيند درِ آن خانه يا اداره كجاست و از در داخل شود نه از ديوار.

ولى اين يك قاعده و اصل كلى است. انسان بايد توجه داشته باشد كه تنها خانه و يا اداره نيست كه درِ ورودى و ديوارهاى بلند دارد و راه ورود آن منحصراً آن يك يا چند در است. اساساً زندگى و خوشبختى مانند يك محل و يك ساختمان كه از خشت و گل بنا شده، درهايى دارد و انسان بايد اولًا آن درها را بشناسد و ثانياً خود را عادت دهد كه هميشه از راه راست و مستقيم و درِ ورودى زندگى وارد زندگى شود و خوشبختى را جستجو نمايد.

اين قاعده كه: «مپيچ از ره راست بر راه كج- چو در هست حاجت به ديوار نيست» يك قاعده كلى است در زندگى بشر. چشم بصيرت مى‏خواهد كه راههاى صحيح ورود در محوطه زندگى را بشناسد و پشت ديوار و حصار زندگى معطل و متحير نماند.

بسيارى از افراد مردم در همه عمر در پشت ديوار و حصار زندگى و خوشبختى معطل مانده‏اند و مى‏گويند: ما كه از زندگى چيزى نفهميديم، زندگى بى‏معناست. اين افراد هميشه در حيرت و سرگردانى بسر مى‏برند و گاهى اين تحير و سرگردانى و بدبينى را به حساب حساسيت ذهن و درّاكيت فهم خود مى‏گذارند و با يك دنيا غرور و كبر مى‏گويند: اين ما هستيم كه به بيهوده بودن زندگى و دروغ بودن سعادت و خوشبختى و اصالت رنج و بدبختى پى برده‏ايم و اما ديگران چون به قدر ما حس و درك ندارند، نمى‏فهمند.

اين اشخاص نمى‏دانند كه خودشان مانند كوران بى‏بصرى هستند كه در پشت ديوار زندگى معطل مانده‏اند و نتوانسته‏اند در همه عمر درِ ورودى اصلى را پيدا كنند. اينها از همان اول، راه را چاه و چاه را راه تصور كرده‏اند و روى همين تصور غلط، لحظه به لحظه از راه دورتر شده و هميشه در سياه چال‏هاى زندگى بسر برده‏اند؛ به قول يكى از دانشمندان طورى پرورش يافته‏اند كه براى احساس رنج و مصيبت كاملًا آماده‏اند و از كوچكترين رنجى فريادشان به فلك مى‏رسد ولى نسبت به آنچه خوشى و سعادت است لَخت و مرده و بى‏حس مى‏باشند.
قرآن كريم مى‏فرمايد: (هركس اعمال صالح انجام دهد و نيكوك
ارى كند و داراى ايمان هم باشد، خواه مرد باشد و خواه زن، ما او را زنده مى‏كنيم به يك زندگى خوش و صاف و بى‏كدورتى، و بعد هم در جهان ديگر بهترين پاداش را به آنها مى‏دهيم).

 نكته جالب در اين آيه كريمه اين است كه قرآن كريم مردم بى‏ايمان و بدكار را زنده و حساس نمى‏خواند؛ مى‏فرمايد: كسانى كه نيكوكارى كنند و ايمان و علاقه به معنويت داشته باشند ما آنها را زنده مى‏كنيم و از مردگى خارج مى‏سازيم، آن وقت مى‏فهمند كه معناى زندگى و خوشى و سعادت چيست، آن وقت مى‏فهمند كه زندگى بى معنا و بى‏هدف نيست، مى‏فهمند سعادت واقعيت دارد، مى‏فهمند كه مى‏شود در اين دنيا طورى زندگى كرد كه كدورتى از رنج و ناراحتى وجود نداشته باشد.

پيغمبران الهى آمده‏اند كه به ما راه زندگى و به تعبير ديگر درِ ورودى زندگى و خوشبختى را نشان دهند، آمده‏اند كه به بشر بفهمانند كه بدى و بدكارى و هوسبازى و دروغ و خيانت و منفعت پرستى و كينه توزى و خودپرستى راه ورودى زندگى و طريق رسيدن به سعادت و آرامش و رضايت خاطر نيست؛ در ورودى زندگى و خوشبختى، نيكى و نيكوكارى، راستى و درستى و استحكام اخلاقى و خيرخواهى و مهربانى است؛ تنها ايمان و اعتقاد به معنويات و سپس نيكوكارى بر اساس آن اعتقادات مقدس است كه قلب را آرام و رضايت خاطر را تأمين مى‏كند و سعادت را ميسر مى‏سازد.

مجموعه ‏آثار استاد شهيد مطهرى، ج‏22

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار