موضوع انشا؛ عيد فطر خود را چگونه گذرانديد؟
پاتوق شیشه ای- نويسنده وبلاگ آغاز در نهایت با انتشارمطلبي به خاطره ای از عید فطر وحلاوت وزیبایی نماز آن روز به امامت رهبر معظم انقلاب پرداخته و مي نويسد:
برای نماز که بیدار میشوم میبینم که بساط سحری پهنه، خنده ام میگیرد، با احتیاط میگوید فقط رهبری اعلام عید کرده میگم کفایت نمیکنه؟ منو من میکنه و میگه حتا اقا فلانی هم نگفته عیده، تو خواب و بیداری بهش میگم اون که تو رساله اش نوشته است یکی از 3 طریق محرز شد عید اعلام رهبریه حالا خودش به رساله اش عمل نمی کنه؟ حوصله بحث ندارم نمی خوام روز عیدم را خراب کنم. نماز را که سلام میدم لباس می پوشم و میپرم سر خیابون بی آر تی تا خر خره ادم سوار کرده از سر نواب هم که خیابان را بسته اند و باید بی خیال تاکسی شد پس پیاده راه می افتم همگام با مردمی که هروله میکنن، جمعیت ادم را یاد روز قدس می اندازد. من هم قدم هام را تند میکنم و مشغول ذکر لعن به خودم میشوم که ادم عاقل! درسته عیده ولی تیپ زدنت چه صیغه ای بود و لباس غیر رسمی یه تا پیرهن چه عیبی داشت و حالا با کاپشن بهاره ات مثلن فک کردی خیلی رسمی شده ای حداقل کت و شلوار میپوشیدی. ولی آنچه واقعی است آنکه از چهار ستون بدنم عرق میچکد. هر چه جلو تر می رویم از فرعی ها ادم میریزد تو خیابون ازادی رسمن صحرای محشری شده قدم هایم را تند تر میکنم رسمن میدوم دیگر. درهای دانشگاه بسته است . از قدس میروم بالا ولی صف ها تشکیل شده به نکبت خودم را میندازم تو بزرگمهر تا چشم کار میکند آدم است که در صف نماز نشسته. از بلندگو صدای تکبیر می آید میروم داخل جو تنها مفریست که میشود تا آخر خیابان رفت سر وصال بین دو نفر آدم جایی پیدا میکنم و با پررویی خودم را میچپانم بینشان. تازه قران می خواند. و تواشیح که شروع میشود بلند میشوم تا اخر خیابان ادم نشسته است بهترین جای ممکن همین جاست که نشسته ام تکان بخورم همین هم گیرم نمیاد.میرداماد شروع به خواندن میکند.
روی بال فرشتهگان پیداست
سفره سفره طبق طبق برکات
میدمد از نگاهشان گل شوق
میچکد از لبانشان صلوات
هر طرف با حضور خیل عظیم
عید فرخنده باد جلوهگر است
عید فطر است و در قیام نماز
صف به صف اتحاد جلوهگر است
یاد شبهای خوب ماه بخیر
که خدا را بسی صدا کردیم
یاد آن روزهای نورانی
که به درگاه او دعا کردیم
روزهایی که با خدا بودیم
شب قدری که قدر دانستیم
عذر تقصیر را زما بپذیر
ما همین قدر میتوانستیم
دل ما تا بقیع پر وا کرد
پشت دیوار آن حریم نشست
نیمه ماه بهتر از هر شب
بر سر سفره کریم نشست
اینک این قلب روزهداران است
که مفاتیح مستجاب شدهست
اشکها برکه زلالیهاست
چشمها شیشه گلاب شدهست
هر شب این بود ذکر لبهامان
ای خدا عاقبت بخیر شویم
نکند دشمن علی باشیم
نکند طلحه و ذبیر شویم
اعرف الحق تعرف اهله
یعنی اندیشه در بغل باشیم
مثل مالک به عرصه صفین
مثل عمار در جمل باشیم
رهبر ما شکسته بتها را
ناله از مارقین در آورده
نهروانی سخن مگو که علی
چشم این فتنه را در آورده
دشمن آمد عطش بنوشاند
آب این بادیه سراب شود
بشکند حرمت شهیدان را
سهم او هتک انقلاب شود
گرچه عید خجسته فطر است
روز ذکر و دعا و آمین است
عید ما روز مرگ اسرائیل
روز آزادی فلسطین است
روز عید است و دستهای دعا
گوید عجل فرج به ساحت او
وحده لا شریک له فی الملک
وحده لا اله الا هو
چند جایش میخوام کف بزنم ، یا صلوات بفرستم یا….تو آسمان پرواز میکنم و نماز عید فطر چه قنوتی دارد خدایا تمام خوبی ها را میخواهم همان که به محمد و خاندانش دادی و دورم کن از تمام بدی ها. نماز که تمام میشود جماعت می ایستد و مشت ها گره میشود انگار نه انگار که در تقاطع بزرگمهر وصال هستند و تا جایگاه ده ها متر فاصله دارند ، شعار میدهند شعار میدهیم. یاد نماز سالهای قبل می افتم نماز که تمام میشد ملت سجاده هایشان را جمع میکردند و میرفتند ثواب صبحانه اول وقت ازشان فوت نشود و ما هم سجاده را جمع میکردیم و میرفتیم جلو تا پشت نرده ها تا جمال آقا را خوب زیارت کنیم اما امسال شعارها را که دادیم جماعت نشستند کسی تکان نخوردخطبه های امسال را باید داغ داغ نیوشید نه اینکه صبر کرد تا اخبار ساعت 9 شب و شنیدن از تلویزیون./انتهای پیام/