چه کسانی شعار «مرگ بر روسیه» را برای سبزها نوشته اند؟
کد خبر:۴۱۹۹۵
یادداشت - مقداد فروزش

چه کسانی شعار «مرگ بر روسیه» را برای سبزها نوشته اند؟

چگونگی پيدايش شعار «مرگ بر روسيه» از روزهاي ابتدايي مخالفت هاي خياباني با راي مردم، به نکته تامل برانگيزي تبديل شد که تشريح آن زواياي جديدي از اين واقعه را روشن مي نمايد.

گروه انديشه - پس از پيروزي دکتر احمدي نژاد در انتخابات 22 خرداد و مشارکت بي نظير مردم در اين عرصه ملي، برنامه هاي دشمنان داخلي و خارجي براي خدشه دار کردن اين مشارکت باشکوه آغاز شد و از اولين روز بعد از انتخابات، حرکت هاي راديکال بازندگان فرايند دموکراسي در ايران، رنگ خشونت به خود گرفت تا آنجا که پس از قريب به يک ماه که کشور از حالت عادي خود خارج شده بود، اين تحرکات با قرباني شدن 40 نفر از هموطنانمان فروکش کرد.

اما نکته اي که از اولين روزهاي آغاز اعتراضات توجه ناظران را به خود جلب کرده بود، اعتراض حاميان نامزدهاي شکست خورده انتخابات از پيام تبريک ساده اي بود که توسط رئیس جمهور روسیه براي رئيس جمهور منتخب مردم ايران فرستاده شد.

اعتراضي که در تجمعات غير قانوني اين افراد با شعار «مرگ بر روسيه» بروز و ظهور يافت و از همان روزها به يکي از مباحث ثابتي تبديل شد که معترضان در محافل خصوصي و غير خصوصي خود نيز به تبيين دلايل آن مي پرداختند.

اما همچون ديگر مواردي که مراجعه به تاريخ، به دريافت علل پيدايش چنين رويکردهايي کمک مي کند، علت خلق شعار «مرگ بر روسيه» را هم می توان در تاریخ جستجو کرد.

با مراجعه به تاريخ و بررسي چگونگي برخورد و مواجهه رژيم ستمشاهي در زمان محمدرضا پهلوي با مخالفان خود، نکته جالبي نمايان مي شود.

از ديد رژيم پهلوي يکي از مستدل ترين و محکم ترين دلایلی که در آن زمان براي محکوم کردن مخالفان رژيم شاه به کار برده مي شد، داشتن رابطه با «حزب توده» به عنوان مهمترين بازوي بلوک شرق در ايران بود. اما اثبات رابطه با حزب توده هدفي نبود که رژيم شاه آن را دنبال مي کرد و مسئله اي ثانوي هدف غايي محمدرضا بشمار مي رفت. هدف اصلي رژيم پهلوي در اثبات رابطه مخالفانش با حزب توده، اثبات لزوم رابطه با آمريکا بود که آن زمان دليل قانع کننده اي براي آن رابطه وجود نداشت، آمريکايي که به عنوان ديگر قطب موجود در مقابل شوروي عرض اندام مي کرد.

در بازگشت به تاريخ فعلي کشورمان بوضوح مي توان دريافت که هدف اصلي طرح شعار «مرگ بر روسيه» در موقعيت کنوني و آن هم از جانب طرفداران بازندگان انتخابات، همان استفاده اي است که پيشينيان اين جريان ها برده اند، يعني معقول به نظر آمدن و حتي وجوب پناه بردن به آغوش آمريکا.

با تغير ساختار قدرت در جهان، ديگر تلاش براي دستيابي به هژموني فيزيکي بر دولت ها و ملت ها موضوعيت چنداني ندارد، بلکه آنچه مهمترين نقش را ايفا مي‌کند مهندسي افکار عمومي است و در اين ميان افکار عمومي داخلي در برخي کشورها اهميت بيشتري از افکار عمومي خارجي دارد.

دولت آمريکا در حوزه پاسخگويي به افکار عمومي داخلي خود بيش از آنچه تصور مي شود دچار بحران است و بايد پاسخگوي مبالغي باشد که مدعي است براي مبارزه با دشمنان آمريکا و در صدر آنها در ايران هزينه مي شود.

در واقع آمريکا بايد فضا را طوري آماده کند تا پس از اعترافات ضمني به حمايت هاي پشت پرده از جريانات معاند و معارض داخل ايران، دليل مناسبي را براي اين حمايت ارائه داده باشد.

به همين منظور پروژه مطرح شدن شعار «مرگ بر روسيه» به عنوان شاهد مثال خارجي آمريکا در ايران براي حمايت از اين جريان ها مطرح شد تا دولت آمريکا مستمسکي براي پشتيباني از چنين جرياناتي را پيدا کرده باشد.

به بيان ديگر وقتي هيلاري کلينتون با صراحت تمام به عنوان يکي از تلاش هاي دولت آمريکا براي مبارزه با ايران، از پرداخت هزينه هاي فراوان براي جلوگيري از فيلتر شدن سايت «تويتر» خبر مي دهد، بايد در کنار آن دليل روشني هم براي چنين کاري ارائه دهد و به اين منظور است که هيئت حاکمه آمريکا با عملياتي کردن پروژه شعار «مرگ بر روسيه» قصد اين را دارند تا نشان دهند در ايران طيفي حاکم هستند که طرفدار اصلي آنها رقيب ديرين آمريکا در عرصه بين الملل است، و براي اثبات اين موضوع نشان مي دهند که مخالفان حکومت فعلي ايران، مخالف روسيه هم هستند و در نتيجه حمايت از آنها واجب است و بايد چنين هزينه هايي از درآمد مردم آمريکا انجام شود.

فارغ از بررسي رويکرد دولت آمريکا در اين ماجرا، آنچه مهم است ميزان استقبال جريان معارض داخلي از شعار «مرگ بر روسيه» است.

به عنوان نمونه جريان معارض داخلي نيز با اين استدلال که چون جناح حاکم از پشتيباني کشوري چون روسيه برخوردار است ما نيز به رسانه هايي چون VOA  و BBC پناه مي بريم که متعلق به رقباي روسيه در عرصه بين الملل هستند و اين دقيقا همان نتيجه گيري است که دولت هاي غربي در تلاشند تا آن را به اين جريان داخلي القا نمايند.

اما جمهوري اسلامي ايران بدون هيچ مسامحه اي و با رويکردي چون امام(ره) با همه پناه برندگان به شرق و غرب برخورد مي کند و در راه پايدارتر شدن استقلال کشور در مواجهه با وابستگان به شرق و غرب تفاوتي قائل نمي شود.

اين نگرش همان ديدگاه مترقي است که با گذشت 30 سال از عمر انقلاب اسلامي هنوز ايران را به عنوان کشوري مستقل و در عين حال تاثيرگذار در منطقه و جهان حفظ کرده است./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار