با توهم سبزي ها چه بايد کرد؟
کد خبر:۴۲۰۸۳

با توهم سبزي ها چه بايد کرد؟

«توهم سبز»، پدیده ای است که به شدت فراگیر شده است. بارها مشاهده کرده ایم که از صدر تا ذیل سبزی ها را توهم فرا گرفته است. میرحسین موسوی به خانه یک دختر فراری که زنده است می رود و یک روز بعد برایش مجلس ختم می گیرد.

پاتوق شیشه ای- هادی سلیمانی در وبلاگ شخصی خود (وبلاگ بحر) به خاطره ای از اتفاقات روز قدس خود وتوهمات موج سبز در این روز می پردازد:

پیرمرد و عملیات چماق به دستان

روز قدس امسال از ابتدای صبح تا نزدیک اذان در حال راه پیمایی در اطراف دانشگاه تهران بودم. حوالی ساعت ده صبح بود. جماعتی از سبزی ها طبق قرار قبلی در میدان ولی عصر جمع شده بودند. از طرفی یک گروه از راهپیمانان روز قدس از خیابان فلسطین به سمت میدان فلسطین سرازیر شده بودند. جمعیت چند ده هزار نفری پرچم های فلسطین و ایران را حمل می کردند و من در نزدیکی تقاطع بلوار کشاورز تقاطع فلسطین ایستاده بودم. برخی سبزی ها از میدان ولی عصر به سمت چهار راه فلسطین آمدند. راه پیمایان روز قدس که به چهارراه می رسیدند شاهد صحنه های سبزی بودند که مطئنا فراموش نخواهند کرد. دخترکان و پسرکانی که تعدادشان به صد نفر هم نمی رسید شعار نه غزه نه لبنان سر می دادند. مشخص بود که برای ایجاد درگیری به سمت چهاراه آمده اند. مردم امسال با دیدن نفاق سبز با شور خاصی شعار «مرگ بر اسرائیل» می دادند. شعار های «مرگ بر انگلیس» و «مرگ بر بی بی سی» هم زیاد شنیده می شد. با برخی در چهار راه ایستاده بودیم تا از بروز درگیری احتمالی بین راهپیمایان با سبزپوشانی که بعضا بطری آب به دست در حال روزه خواری بودند، جلوگیری کنیم.

 

به یک باره دختری را دیدم که شال سبز برگردن، یک تنه به خط دشمن (راه پیمایان) زده است! و با پیرمردی به شدت دهان به دهان شده است. اطراف دختر، هیچ سبزی دیگری نبود و دور تا دورش بچه های حزب اللهی بودند که متعجب او و پیرمرد را نگاه می کردند. چون چفیه برگردن داشتم و پرچم ایران در دست، با خود فکر کردم که شاید پیرمرد به حرفم گوش کند. نزدیک شدم. پیرمرد را کنار کشیدم: حاج آقا! ولشون کنید! اینها ارزشش را ندارند، می خواهند روز قدس را به هم بزنند. مراسم شروع می شود، شما هم برید پایین.

پیرمرد از دیدن این همه نفاق داغان بود. یکی از بچه ها بوسیدش و گفت: «حاج آقا روز قدس فقط باید مرگ بر اسرائیل گفت». پیرمرد با چهره ای مغموم اما مصمم و «مرگ بر اسرائیل» گویان به راهش ادامه داد. به دختر نگاه کردم. یکی از اقوام بود! سلام و علیکی کردیم. راهنماییش کردیم که به سمت میدان ولی عصر نزد سبزی ها برود.

همان شب افطار در کنار اقوام بودم. مادر دختر مذکور با آب و تاب تعریف می کرد که دخترش را چماق به دستان طی یک عملیات حساب شده، دوره کرده اند و ضرب و شتم کرده اند! خود آن دختر هم تایید می کرد! ماجرا را برایشان تعریف کردم و خواهش کردم لااقل در مقابل من که شاهد آن ماجرا بودم، از توهمات سبز خود سخن نگویند!

 

توهم فراگیر

 

«توهم سبز»، پدیده ای است که به شدت فراگیر شده است. بارها مشاهده کرده ایم که از صدر تا ذیل سبزی ها را توهم فرا گرفته است. میرحسین موسوی به خانه یک دختر فراری که زنده است می رود و یک روز بعد برایش مجلس ختم می گیرد. سایت جبهه مشارکت اسامی 72 تن از یاران امام (!) میرحسین را اعلام می کند و به فاصله چند روز تعداد کشته ها را به سی تن کاهش می دهد (که آن لیست هم با افشاگری مواجه می شود!). روزی دختر جواد امام را قائم می کنند و بعد اعلام می کنند نیروهای لباس شخصی او را دزدیده اند. روز دیگر از تجاوز به زندانیانی سخن می گویند که در دسترس نیستند ...

 

توهم جمعیت سبز

 

یکی از ابعاد مهم «توهم سبز»، توهم میزان جمیعت آنهاست. بعد از یک ماه تبلیغات وسیع اسرائیل و اصلاح طلبان، جمعیتی در حدود شش تا هفت هزار نفر در روز قدس جمع می شوند. جمعیت آنقدر کم است که حتی رهبران سبز بیش از پنج دقیقه نمی توانند در میان جماعت عصبی راه پیمایان دوام بیاورند و به زور گاز اشک آور و چماق پلیس از دست مردم می گریزند. اما نکته لطیف آنجاست که توهم سبز اصرار دارد با کمک فتوشاپ ثابت کند که تهران روز سبزی را به سر برده است. (به لینک  https://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=26305 مراجعه شود)

نماز جمعه تاریخی به امامت رفسنجانی را به یاد آوریم. نمازی که ادعا شد میلیون ها نفر در آن شرکت کرده اند. اما نمازگزارانی که با کفش نماز می خواندند آن قدر ناچیز بوند که حتی فتوشاپ هم نتوانست یک عکس معمولی از خیابان طالقانی بعد از تقاطع وصال برای آنها بسازد، تا مشخص شود نمازی با ابعاد همیشگی برپا شده است.

 

یا ماجرای طنزی که روزنامه اعتماد ملی ادعا کرد که در مراسم مسجد قبا، در کوچه قبا صدها هزار نفر شرکت کرده اند! و بعد عکس های آن منتشر شد که جماعتی کمتراز پانصد نفر حتی کوچه قبا را هم پر نکرده اند.

 

توهم استادیومی

 

در آخرین نمونه، موج سبز با اراده امت اسلامی در روز قدس به کف تبدیل می شود. مغز پسته ای ها در حالیکه مشغول کار با فتوشاپ برای لاپوشانی افتضاح به بار آورده بودند، متوجه می شوند که پخش مستقیم بازی استقلال به دلایل فنی انجام نشده است. مغزهای پسته ای به کار می افتد و در سلسه توهمات خود افشا می کند که ده ها هزار تماشاگر سبزپوش در استادیوم حاضر هستند و صدا و سیما نمی تواند بازی را پخش کند! ساعتی بعد از پخش فیلم بازی پرده ای دیگر از توهمات سبز کنار می رود تا کلکسیون توهمات سبز، با اضافه شدن نوع استادیومی آن، تکمیل شود.

چه باید کرد؟

 

در قبال توهم سبز چه باید کرد؟ توهمی که از صدر تا ذیل این جریان بی ریشه را گرفته است. یک راه، راهی است که نیروهای حزب اللهی در پیش گرفته اند و آن افشای دروغ های موسوی و طرفداران بی منطقش است. اما تجربه نشان داده است که این راه، پاسخ مناسب نمی گیرد. یعنی هرچند که برای عموم مردم برای شناخت جریان نفاق سبز موثر است اما برای خود این افراد مناسب نبوده و نیست.

 

نگارنده فکر می کند که دوستان حزب اللهی ما به جای بحث های بی پایان و افشاگری های هر روزه دست به دعا بردارند و برای شفای امراض قلوب سبز دوستانمان به درگاه پروردگار عالم روی آورند تا شاید خداوندگار فکری به حال این جماعت کند.

 

با این کینه ها و لج بازی ها بعید است که از دست بشریت کاری ساخته شود، مگر آنکه خداوند کاری کند. انشاءالله  /انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار