ماجراي نامه 293؛ دوستان نادان اصلاحات
پاتوق شيشه اي: شايد اين موضوع را شنيده ايد که مي گويند وقتي آش خيلي شور مي شود صداي خود آشپز را هم در مي آورد!
در اتفاقات بعد از رياست جمهوري جنگ رواني اصلاح طلبان در اوج خود قرار داشت روزي اسامي کشته هاي 72 نفري ! را منتشر کردند که چند روز بعدش خود کشته ها ! اين بيانيه را تکذيب کردند! و روزي خبر از بازداشت افراد خود و شکنجه کردن آنها و موارد بسيار در اين زمينه که يکي يکي دروغ از آب در آمد و ديگري نامه اي بود که مثلا به امضاي 293 فعال رسانه اي خطاب به مراجع منتشر شد که بعدا اکثر کساني که اسمشان به عنوان امضا کننده در ذيل نامه آمده بود آن را تکذيب کردند تا آنجا که اين نامه صداي سايت دوم خردادي عصر ايران را هم در آورد مطلب زير را به نقل از اين سايت بخوانيد:
صداقت ، ارزشي است که سران اصلاح طلبان ، بيش از هر چيز ديگر بر آن تاکيد کرده اند و حتي هنگامي که خاتمي قبل از اعلام کانديداتوري موسوي خود را به عنوان کانديداي رياست جمهوري مطرح کرد ، يکي از نکاتي که بدان اشاره داشت اين بود" مردم مرا به عنوان يک آدم صادق مي شناسند"(نقل به مضمون).
با اين حال پس از انتخابات رياست جمهوري ، گروهي از رده هاي مياني اصلاح طلبان که براي خود رسانه هايي هم - ولو فيلتر شده - راه انداخته اند ، با اقدامات غيرصادقانه خود ، بيشترين لطمات را به چهره اصلاحات در ميان مردم زدند و در شرايطي که اصلاحات بحران زده و مصيبت ديده بيش از هر زماني نيازمند ارائه چهره اي صادق و راستگو بود ، کارهايي انجام دادند که قطعاً به سود جناح مقابل بوده است.
به عنوان مثال چندي پيش نامه اي خطاب به مراجع عظام تقليد منتشر شد که در آن نسبت به وضعيت بعد از انتخابات در کشور انتقاداتي طرح شده بود.
انتشار دهندگان اصلاح طلب نامه ، در زير ان اسامي 293 نفر را به عنوان امضا کنندگان درج کرده بودند.
293 نفر ،عدد قابل توجهي است اما واقعيت چيز ديگري بود که پس از انتشار نامه عيان شد و سرافکندگي طراحان و نشر دهندگان را باعث شد و البته برگي ديگر از کوپن صداقت اصلاحات را سوزاند.
واقعيت اين بود که بخش قابل توجهي از امضاهاي آن نامه ، جعلي بود و افرادي که نام شان به عنوان امضا کننده ذکر شده بود ، ناگهان با تعجب ديدند که نام شان در رسانه هاي داخلي و خارجي به عنوان نويسندگان نامه مذکور مطرح است و چه تحليل هايي که حول آنها عنوان نمي شود!
جالب اين جاست که بعد از اعتراض بسياري از اين افراد و تصريح آنها به اين که چنان نامه اي را نه ديده اند و نه امضا کرده اند ، سايت هاي اصلي متولي انتشار اين نامه ، به جاي انتشار تکذيبيه آنها ، حداکثر کاري که کردند ، حذف نام افراد معترض از پاي نامه بود و البته بسياري ديگر از همين رسانه ها ، حتي همين يک کار را هم نکردند!
نمي دانم واقعاً آيا دوستان اصلاح طلب ما واقعاً لحظه اي به اين نکته ساده فکر نکرده بودند که بعد از انتشار اين نامه ، افرادي که حتي روح شان هم از آن خبر نداشت ، لابد اعتراض خواهند کرد و آبروريزي به بار خواهد آمد؟!
جالب اينجاست هم اکنون نيز که مدتي است از انتشار آن نامه مي گذرد ،هنوز هم تعدادي از اين افراد که تازه از آن خبردار شده اند در وبلاگ هاي خود به تکذيب امضاهايشان مي پردازند و اين روند همچنان ادامه دارد.
به راستي آيا يک نامه با چند امضاي معدود اما واقعي ، ارزشمند تر است يا نامه اي با صدها امضاي جعلي؟!
بديهي است که هر انسان عاقلي ، اولي را ارجمند تر مي داند ولي چرا بعضي ها که خود را عقل کل هم مي دانند و شعار صداقت و شفافيت و دموکراسي و ... مي دهند ، دومي را برگزيده و شرمساري جبهه اصلاحات را رقم زده اند؟
دشمن اصلاحات ، نه يک جريان خاص سياسي و اصولگرايان و اقتدارجويان ، که همين دوستان نادان هستند که هنوز براي شعور مردم ، ارزشي قائل نيستند و چه شباهت غريبي وجود دارد بين اينها و بعضي ها در جناح مقابل! /انتهای پیام/