اين اقليت جرزن مزاحم
پاتوق شیشه ای-وبلاگ میرزا قلی خان راپورتچی در آخرین پست خود با توجه به اتفاقات و حوادث روز جهان وکشورمان به صور ت طنز این چنین می نویسد:
یکم- معمر قذافی رهبر بدون گارانتی لیبی در مجمع امم متحده چنان خطابهای کرد که اگر نبود شیرینعقلی او، تا حالا بعد از نصرالله و احمدینجاد سومین درجه محبوبیت را در میان اعراب حایز میشد؛ لیکن بسکه مشت کوبید بر این میز خطابه عنقریب بود دو نیم شود. مشارالیه شاکله شورای امنیت را تروریستی شمرده؛ ابن لادن را نه عراقی و افغانی که سعودی خوانده؛ به سر تا پای سازمان امم متحده رطوبت عنایت نمود و کتاب قانون آن را بهجانب بانکیمون پرتاب کرد تا بیقیمتی و فقدان ضمانت آن را فریاد کرده باشد؛ لیکن از آنطرف اعدام همتای معدوم عراقیاش را محکوم و از طالبان حمایت نمود؛ به همین جهت است که عرض شد شخصیت بی قاعدهای دارد. یاد آنجا افتادم که در اجلاس سران اعراب بادیه، ضمن یک توهم علیحده، خود را سلطان سلاطین عرب خوانده؛ یحتمل بعد از آن اجلاس هم با سران حزب سبز لجنی ایران ملاقات نموده؛ ویروس خانمانبرانداز توهم را طی یک ماچ عربی به اینان منتقل کرده باشد؛ شفاهم الله جمیعاً.
دویم - خطابه احمدینجاد در مجمع امم متحده، نتانیاهوی صهیونی را واداشت تا برای هولوکاست مدرک دست و پا کند و جداول و لوحاتی را بالای سر ببرد که به خدای صهیون قسم، هولوکاست واقع شده است؛ لیکن بالمآل جواب این سؤال را نداد که اگر - فرضاً- هولوکاستی هم بوده چرا دفع تاوان آن را به عهده فلسطین یکلاقبا گذاردهاید؟ اینهمه زمین حاصلخیز با باران فراوان در یوروپا و امریکای شمالی هست یهود را بدانجا کوچ میدادید.
سیم- برچیدن سپر عقب و جلوی موشکی در یوروپا از جانب ایالات سابقاً متحده گرچه یمکن برای تألیف قلوب روسها علیه ایران و توقیف فروش اس سیصد و بوشهر و سایر حمایتها باشد لیکن در صورت قضیه این چندمین بار است که ننگ میراث پلاسیده بوش را با رنگ دموغراتیک میپوشانند. تعطیل غوانتانامو و دستور خروج از عراق، سابقاً واقع شده بود و بعد از این هم یحتمل تا تحویل رجویها و اسلامآوردن هیلاری خاتون پیش برود.
چهارم- دگردیسی تئوریسین اصلاحات ایرانی و بیان آن در تلفزیون، نه فقط جایی برای بچهبازی اقلیت مزاحم جرزن باقی نمیگذارد بلکه لازم میکند سایر سران، قبل از توقیف قطعی، مدتی را در ارتفاعات دماوند یا طالقان با خود خلوت کرده ضمن استغفار بدرگاه الهی به رفتار طفولی در عین شیوخی خود بازنگریسته، نادم شده، یاد فشار قبری کنند که سخت جانکاه است بلکه خدا ببخشد، کیهان که نمیبخشد.
پنجم- یک طفل فراری و چند جوان تازه مرحوم در محله مسکونی این میرزا موجود بوده، جان میدهند برای سناریوسازی. مشارالیهم واجد کلیه شرایط فیلمنامههای آقایان بوده آماده معرفیاند لیکن روشن است که خرج دارد. فقط از هر محلی که میخواهید بدهید از محل وجوهات شرعیه نباشد لطفاً. اگر از پولهای شهرام جزیرةالعرب چیزی مانده، هم طعم ملسی دارد هم راحت الحلقومتر است.
ششم- وزارتخانههایی که فعلاً بلاصاحب و بلاوزیر ماندهاند صلاح نیست به همین منوال بمانند. تا اسپندیارخان مشاءالدولة در عالم وجود است و یکی دو اشتغال بیشتر ندارد جایز نیست این وزارتخانهها باری به هر جهة اداره شوند و از طرفی ظرفیتهای مکتوم آقا بلااستفاده بماند. پتانسیل ایشان بحمدالله خیلی بیش از اینهاست؛ مثل آقای دوکتور الهام که بعد از آنهمه اشتغال فعلاً معلوم نیست کجای دولت مشرف شدهاند. آن دستورالعملی هم که از قول خواجه نظام الملک نقل شد که " مردی و کاری"؛ روشن است که مربوط دارد به قرن پنجم هجری و فعلاً که قرن 14 بلکه 15 هست منسوخ شده و از آنجا که خلاف مرامنامه ماست لازم است به دیوار کوبیده شود.
هفتم- در تکذیبیه احدی از اکابر رفرمیستهای مملکت آمده است که ایشان ملاقات مکرر با آقای صوروص لطیف و مخملین را رد میکنند. به شیوه منطقدانان، مفهوم مخالف این جمله آن است که یکی دو سه ملاقات، صورت گرفته و مبرهن است که بر یکی دوسه بار، وصف " مکرر" صدق نمیکند. لذا ایشان که نخواسته روزهاش افطار شود طفلک راست گفته؛ عیب از کمسوادی امثال این میرزاست که منطق و فلسفه را خوب نخوانده، در مکتبخانه اکابر " مکرر" فلک میشدهایم. در لحظات پسینی که میخواستیم این راپورت را بطهران فکص نماییم خبر آمد جناب صوروص هم ملاقات را تکذیب کرده. والله من هم مشکوک شدهام که در این صورة، آن سخنانی که از جناب ایشان در خیابان پنجم نیویورک و در کاروانسرای " ترامپ" صادر شد چه بوده و پشت حجاب این تأییدها و تکذیبها چه میگذرد. عجالتاً قاعده استصحاب جاری ساخته، یقین سابق را به شک لاحق نمیآلاییم. العهدة علی الراوی.
هشتم- شیرین به اصطلاح عبادی از ائمه کفر هم سبقت گرفته پریروز در مباحثه با جریده طایمز از نحوه مقابله بریطانیا و مغرب با ایران گلایه کرده که چرا سفارتخانهها را نمیبندید، تحریم را غلیظ و پول ملت ایران را توقیف نمیکنید. مصرع: " هان ای شرم! سرخیات پیدا نیست." ناشزه مذکوره عنان خود و کلام خود را تا بدانجا رها کرده که صدای کفار هم درآمده که چه خبر است؟ ما هنوز به اینجایی که تو رسیدهای نرسیدهایم. وی در خاتمه امیدوار بوده که به ایران رجعت بنماید. به نظر میرسد محبس کهریزک با کلیه خواص و عوارض آن - تأکید میکنم با انواع مضیقهها- برای رجعت ایشان مکان مناسبی باشد./انتهای پیام/