زمينهها و عوامل گرايش جوانان مسلمان به معنويتهاي نوپديد
عوامل و زمينههاي گوناگوني در گرايش جوانان نقش دارند که به مهمترين آنها اشاره ميکنيم.
سکولار بودن
يکي از عوامل مهم اقبال برخي جوانان به معنويتگرايي نوپديد را ميتوان وجود روح سکولاريزم در تعاليم فرقههاي معنويتگرا دانست. در اغلب فرقهها التذاذات و ارضاي غرايز جنسي به هر اندازه و با هر شکل، آزاد گذاشته شده و هيچ حد و مرزي براي آن در نظر گرفته نميشود. در برخي فرقهها ارضاي بياندازه آن سفارش ميشود و آن را از راههاي مهم رهايي از حصر دنيا و تعالي روح شناخته ميشود. بديهي است که عرضه چنين تعاليمي، با عنوان و در قالب معنويت براي جوان که در اوج غرايز جنسي قرار دارد، تهييجگر و تحريک کننده است و آنگاه که رنگ و لعاب معنوي هم بر آن زده شود، مانعي در تن دادن به اين تعاليم احساس نميشود و واضح است که گرايش پديد ميآيد.
نداشتن شريعت
بايدها و نبايدها، تکاليفي هستند که اديان الهي براي رشد و ارتقاي بشر به سوي کمال وضع کردهاند و کمال روح آدمي را در گرو به کار بستن آنها معرفي ميکنند. انجام تکاليف، رياضتي براي صعود روح است و به يقين، مشقت و رنجي بر نفس افزونطلب آدمي فراهم ميآورد، نفس انسان، خواهان آزادي از هر قيد و بندي است و آدمي را به بيبندوباري فراميخواند و تکاليف، قيود و بندهايي است که انسان بر دست و پاي نفس خويش ميزند تا از سرکشي بازماند، اغلب اين فرقهها خالي از شرايع و قوانين بازدارنده هستند، به گونهاي که نفس آدمي در تعاليم اين فرقهها به هيچ قيد و بندي مقيد نميشود. آنها نويد معنويت و تعالي روح بدون ايجاد هيچ گونه محدوديتي را به مخاطبان خويش ميدهند و اين فريبي است که نفس تسويلگر آدمي با قوت پذيراي آن است، از اين رو با اين فريب، راه براي پذيرش اين فرقهها بدون داشتن دغدغه آلودگي به گناه بر جوانان مسلمان باز ميشود، آنها ميپندارند روحشان در حال سير صعودي است بدون آنکه به آنچه اديان الهي، حرام و واجبش مينامند، اعتنايي داشته باشند و به قطع چنين معنويتي که هيچ گونه مشقتي براي نفس آدمي فراهم نميآورد، خواستني است.
سادگي تعاليم
فرقههاي معنويتگرايي نوپديد براي رساندن مخاطبان خويش به آرامش، شادي و ساير تجربههاي معنوي که ادعاي رساندن آنها را به هواداران خويش دارند؛ شيوههاي آسان و به دور از پيچيدگي را آموزش ميدهند که البته با بکارگيري اين شيوهها، سطحي محسوس ولي ناپايدار و چه بسا کاذب از اين اهداف، قابل تحصيل است. آنها با تمرکز بر نور شمع يا کلمهاي، آرامش را به مخاطبان خويش وعده ميدهند و به اين ترتيب دامنه استقبال از تعاليم خويش را گسترش ميدهند؛ چرا که اين رفتارها و تجارب به سادگي براي اقشار گوناگون مردم، قابل تحصيل است و انسان هم به اقتضاي طبعش در پي سادگي و آساني است پس به آنها گرايش پيدا ميکند.
سرعت حصول نتيجه
آن سطح از نتايجي که اين فرقهها هواداران خويش را ميرسانند، افزون بر آنکه با اسباب و شيوههاي ساده و آسان قابل دستيابي است، به سرعت حاصل ميشود و نياز به زمان طولاني ندارد و طبيعي است جويندگان آرامش و شادي مشتاق گرويدن به آنها ميشوند. آنها بدون دقت به تفاوت آرامش حاصل آمده از مديتيشن متعالي با آرامش عميق و پايدار ذکر، به سرعت حصول آرامش پديد آمده از مديتيشن توجه کرده و آن را بر شيوههاي معنويت و عرفان ديني ترجيح ميدهند.
عرضه مناسب
رابطه متقابل عرضه با تقاضا، مسلم و غير قابل انکار است، اکنون که معنويت، تقاضايي جهاني شده است، بايد به عرضه تعاليم صحيح معنوي پرداخت و در اين بازار پيروزي از آن کساني است که کالاي خود را به فراخور حال متقاضيان و به اندازه تقاضايشان عرضه کنند. اين فرقهها تعاليم خود را در قالبهاي گوناگون و جذاب عرضه ميکنند، از اين رو در سراسر جهان مخاطبان بسياري پيدا مي کنند.
عدم آشنايي کافي جوانان با آموزههاي عرفاني
ناآشنايي جوانان با عرفان اسلامي باعث گرايش آنان به سوي اين فرقهها ميشود، البته علت آن کافي نبودن و عرضه نشدن ابعاد مختلف دين با زبان روز ميباشد. جوان براي اين با عرفان اسلامي آشنايي کافي ندارد که منابع کافي و قابل فهمي براي آشنا شدن او موجود نيست، همچنين توليدات هنري کافي و جذابي وجود ندارد که با ديدن آنها، با برخي مضامين عرفاني آشنا شود. بنابراين آنچه از دين ميبيند و ميشنود، اغلب به ابعاد تکليفي دين مربوط ميشود و اين امر او را به توهم ضعف آموزههاي عرفاني در اسلام مياندازد و در نتيجه براي تأمين خواهشهاي معنوي خويش به سراغ فرقههاي معنويت گرايي نوپديد ميرود.
منبع: عرفان ديني، معنويتگرايي نوپديد/انتهاي پيام/