دوستت دارم مرد!
کد خبر:۴۲۵۵۲

دوستت دارم مرد!

بخاطر اين‌که از سر رأي ما دهاتي‌هايي که گشنه بوديم و پول گرفتيم! يا اين‌که گول خورديم و فرق تورم نقطه‌اي و متوسط را نفهميديم! و به احمدي‌نژاد رأي داديم، به خاطر نظر هاشمي و موسوي و خاتمي و کروبي و برخي مراجع نگذشتيد و رأي ما را باطل نکرديد

وبلاگ «نفسانيات يک من» در مطلبي درباره خطبه هاي نماز جمعه حضرت آيت الله خامنه اي در ماه مبارک رمضان، نوشته است:

حدود يک‌سال پيش با استاد طاهرزاده گفتگويي داشتيم براي نشريه ظاهرا مرحوم‌شده فتيان.

ضمن گفتگو از ايشان پرسيدم وقتي شما در دهه هفتاد مباحث نقد مدرنيته را با آن شدت و حدت طرح مي‌کرديد احتمالا با ادبيات رايج کارگزاراني‌ها و تکنوکرات‌ها که در بين مسئولان طرفدار زياد داشت، مشکلات زيادي داشتيد.

ايشان پاسخ قابل استفاده‌اي دادند که مي‌ذارمش اينجا. (حتما ببينيد.)

اون قسمتش که من مي‌خواهم ازش استفاده کنم اين بود که مي‌گفتند با روشي که مقام معظم رهبري در قبال قوت‌گرفتن برخي جريان‌هاي سکولار داشتند انقلاب را از دهان اژدهاي مدرنيته نجات دادند.

الآن که در مجموع به نحوه عملکرد رهبر انقلاب در انتخابات اخير و کل پديده ظهور احمدي‌نژاد و حمايت‌هاي ايشان از آن نگاه مي‌کنم به آينده انقلاب اميدوار مي‌شوم و معناي حرف هاي استاد طاهرزاده را عميق‌تر مي‌فهمم.

  ***********

يکي از انتقاداتي که در دلمان نسبت به رويکرد رهبري در سال‌هاي رهبري‌شان داشتيم اين بود که در اين سال‌ها، بوي انقلاب آن‌جوري که زمان امام(ره) مي‌آمد استشمام نمي‌شد و فضا بيشتر دست تفکرات سکولار بود که کشور را با شعارهايي مثل توسعه اقتصادي و سياسي در دست داشتند.

رهبري در اين سال‌هاي گذشته(قبل از 1384) گاهي حتي شعارهايي مي‌دادند که آدم احساس مي کرد مواضعشان به شعارهاي همين گفتمان مشهور که به آن انتقاد داريم نزديک است.

البته در دوران اصلاحات ايشان سفت و سخت در مقابل هجمه سکولارهاي حاکم ايستادند ولي گاهي اوقات ماهايي که آويني خوانده بوديم(منظورم به رخ کشيدن مطالعات وخنگ فرض کردن شماها در مقابل ماها! نيست، مي‌خواهم کدي را بگويم که مطلب مشخص شود.) احساس مي‌کرديم در مورد توسعه اقتصادي و حمايت از بعضي شعارها جور ديگري هم مي‌توانستند عمل کنند.

چيزي که مثلا مرحوم مددپور در مقدمه يکي از کتاب‌هايش به آن اشاره مي‌کند و از رويکرد همراه با مماشات رهبر انقلاب در قبال گفتمان توسعه رايج در دهه هفتاد انتقاد مي‌کند.

  ***********

به نظرم روي کار آمدن احمدي‌نژاد و حمايت رهبري از آن حتي اگر با تحليل‌هايي همچون کودتا و ... از سوي برخي افراد متوهم تعبير شود تقريبا پاسخ عملي به همه آن نقدهايي بود که در دلمان نسبت به سرنوشت انقلاب احساس مي‌کرديم.

اصلا اين‌که احمدي‌نژاد چقدر اصالت دارد و چقدر درست عمل مي‌کند مهم نيست به نظر من.

مهم اينست که ايشان مراسم تنفيذ رئيس جمهور را بدون حضور افرادي مثل هاشمي رفسنجاني، ناطق نوري، کروبي، خاتمي و ... برگزار کردند.

اين که ايشان در مقابل حمله بي‌سابقه و غيرمتعارف و شايد خلاف ادب رئيس جمهور به هاشمي رفسنجاني در يک برنامه زنده تلويزيوني در آن زماني که انتظار مي‌رفت موضع بگيرند حرفي نزدند و عملا با سکوتشان آراء احمدي‌نژاد را بالا بردند يا حداقل از شکسته شدن آراء احمدي‌نژاد در بين دوستداران انقلاب جلوگيري کردند.

اين که صريحا در نماز جمعه اعلام کردند که من با آقاي هاشمي در مواردي اختلاف نظر دارم.

ايشان در اين انتخابات و حوادث بعد از آن به نفع احمدي‌نژاد،عملا روبروي بسياري از انقلابيون سابق ايستادند.

  ***********

من اصلا مشکلم با آقاي هاشمي رفسنجاني مشکل مرگ بر غارتگر بيت‌المال لثارات و انصار حزب الله يا حساسيت به پيشنهاد دوچرخه سواري فائزه هاشمي نيست.

آقاي هاشمي يکي از ياران قديمي امام و انقلاب و يکي از چند شخصيت شناخته شده جمهوري اسلامي در سطح بين‌الملل است که چند برابر سن من و شما سابقه انقلابي دارد. به نظر من همه بايد به اين سوابق انقلابي و خدمت‌هايي که به ايران اسلامي کرده است احترام بگذاريم.

به نظر من آقاي هاشمي همانقدر محترم است که شخصيتي مثل آيت‌الله طالقاني در تاريخ انقلاب محترم است.

منتهي شما در تفسير پرتو قرآن آقاي طالقاني يا تفسير راهنماي آقاي هاشمي نبايد دنبال تفکر انقلاب اسلامي و امام(ره) باشيد و اگر ديديد چنين تفکري ـ که البته مي‌تواند در کنار بايستد و محترم باشد ـ ميدان‌دار همه چيز شده است بايد نگران باشيد.

يعني به نظر من اصولا در يک سري مسائل اساسي فارغ از خدمات اجرايي درخشاني(ديگه اينها را دارم با حداکثر همزباني با کارگزاراني‌ها مي‌نويسم! و به خودم هم يه کم داره فشار ميآد!) که داشتند نوع فکر ايشان با عالمي که امام(ره) به آن دعوت مي‌کرد متفاوت است.

موضوع اصلي تفاوت افق‌ها و طرز تفكرها و نسبت آن‌ها با انقلاب اسلامي است.

  ***********

به نظرم در حوادث اين انتخابات هيمنه گفتمان‌هاي مبتني بر انديشه‌هاي سکولار اقتصادي و سياسي کاملا شکسته شد.

يعني امروز احساس مي‌کنم آقاي هاشمي بعنوان يکي از مهمترين سمبل‌ها و پدران معنوي اين نوع فکر، روز بروز بيشتر به حاشيه مي‌رود.

و کاري که مقام معظم رهبري انجام داند اين بود که پشت اين قضيه ايستادند و عملا با موضع‌گرفتنشان(يا سکوت سياسي‌شان) از کاري که احمدي‌نژاد شروع کرد حمايت کردند.

اين که امروز در وزارت نفتي که افتخار تعداد زيادي از مديران آن حتي در زمان دولت قبلي احمدي‌نژاد اين بود که حکمشان را از هاشمي رفسنجاني گرفته اند وزيري انتخاب مي‌شود که نفتي نيست اتفاق کمي نيست.

البته شايد رويکرد نسبتا پوپوليستي احمدي‌نژاد در طرح آن مسائل در مناظره تاريخي سيزدهم خرداد 1388 قابل نقد باشد و حتي بتوان در دادگاه او را محکوم کرد اما به نظر من مسأله مهمي که پس از اين انتخابات و با اين مرزبندي شديد اتفاق افتاد اين بود که انقلاب از چنبره يک نوع فکر که سنخيت زيادي با مباني انقلاب و ديدگاه‌هاي امام(ره) نداشت کاملا آزاد شد و غل و زنجيرهايي که اين نوع تفکر زميني به پاي انقلاب زده بود باز شد.

البته اين‌که احمدي‌نژاد چقدر بتواند درست عمل کند يا اين‌که چقدر گرفتار حلقه برخي دوستان ناباب يا حداقل شبهه ناک اطراف خودش بشود و ده‌ها عيب ديگر احمدي‌نژاد و اطرافيانش، موضوعي است که مي‌توان راجع به آن زياد گفتگو کرد ولي به نظرم اصلا موضوع، احمدي‌نژاد نيست. موضوع شکسته شدن بت‌هاييست که به نوعي از تفکر سکولار براي پيشبرد انقلاب اميد داشتند.

موضوع رها شدن انقلاب از اين غل و زنجيرهاست.

نمي‌دانم، شايد بتوان گفت که چيزي شبيه به يک انقلاب داخلي در جمهوري اسلامي اتفاق افتاد. هدايت مستقيم اين انقلاب داخلي هم با خود رهبري بود.

  ***********

حرف هاي نماز جمعه تهران که در آن به برخي کدهايي که به همين تحليل ربط داشت اشاره کرديد باعث شد تا اين پست را بنويسم که بگويم احساس مي‌کنم بخاطر همه کارهايي که در اين مدت انجام داديد خيلي بيشتر از قبل شما را دوست دارم:

بخاطر اين‌که از سر رأي ما دهاتي‌هايي که گشنه بوديم و پول گرفتيم! يا اين‌که گول خورديم و فرق تورم نقطه‌اي و متوسط را نفهميديم! و به احمدي‌نژاد رأي داديم، به خاطر نظر هاشمي و موسوي و خاتمي و کروبي و برخي مراجع نگذشتيد و رأي ما را باطل نکرديد،

بخاطر همان پيام روز شنبه‌ي پس از انتخاباتتان که ما بيست و پنج ميليون را در مقابل آن‌همه آدم حسابي موجه که آن طرف بودند و مي‌خواستند انتخابات را ابطال کنند،آدم حساب کرديد،

بخاطر اين همه فشار که از ناحيه دوستان سابق تحمل کرديد،

بخاطر اهانت‌هايي که امثال هادي غفاري و کديور و ... در اين مدت به شما کردند و تحمل کرديد،

بخاطر تحمل خنگي نخبگان سياسي و فرهنگي مملکت،

بخاطر تحمل درد ندانم‌کاري‌هاي نيروي انتظامي و صدا و سيما و بسيج،

بخاطر تحمل کارهاي عجيب و غريب احمدي‌نژاد،

.

.

.

دوستت دارم مرد!

همين.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار