تأثير تغذيه بر اخلاق
1- در روايات متعددى مى خوانيم : يکى از شرايط استجابت دعا پرهيز از غذاى حرام است؛ از جمله، در حديثى آمده است که شخصى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض کرد: «احب ان يستجاب دعائى؛ دوست دارم دعاى من مستجاب شود!» پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «طهر ماکلک ولاتدخل بطنک الحرام ، غذاى خود را پاک کن و از غذاى حرام پرهيز نما!»
همين معنى از همان بزرگوار با تعبير ديگرى آمده است، مى فرمايد: «من احب ان يستجاب دعائه فليطيب مطعمه و مکسبه; کسى که دوست دارد دعايش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند!»
با توجه به اين که در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم: «ان الله لايستجيب دعاء بظهر قلب قاس; خداوند دعايى را که از قلب قساوتمند برخيزد مستجاب نمى کند!» مى توان نتيجه گرفت که غذاى ناپاک و حرام، قلب را تاريک و قساوتمند مى کند; و به همين دليل، دعاى حرام خواران مستجاب نمى شود و از اينجا به رابطه نزديکى که در ميان ناپاکى درون و تغذيه حرام وجود دارد، مى توان پى برد.
در حديث معروف امام حسين عليه السلام در روز عاشورا آمده است که بعد از ايراد آن سخنان داغ و پر محتوا و گيرا در برابر لشکر لجوج و قساوتمند کوفه، هنگامى که ملاحظه کرد آنها حاضر به سکوت و گوش دادن به سخنانش نيستند، فرمود: (آرى! شما حاضر به شنيدن سخن حق نيستيد زيرا ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم; شکمهاى شما از غذاهاى حرام پر شده است، در نتيجه خداوند بر دلهاى شما مهر زده است (و هرگز حقايق را درک نمى کنيد!)»
2- در روايات ديگرى آمده است; که رابطه اى در ميان خوردن غذاى حرام و عدم قبول نماز و روزه و عبادات، وجود دارد; از جمله، در حديثى از پيامبراکرم صلى الله عليه و آله مى خوانيم: «من اکل لقمه حرام لن تقبل له صلوه اربعين ليله، و لم تستجب له دعوه اربعين صباحا و کل لحم ينبته الحرام فالنار اولى به و ان اللقمه الواحده تنبت اللحم; هرکسى لقمه اى از غذاى حرام بخورد تا چهل شب نماز او قبول نمى شود،و تا چهل روز دعاى او مستجاب نمى گردد; و هر گوشتى که از حرام برويد، آتش دوزخ براى آن سزاوارتر است; و حتى يک لقمه نيز باعث روييدن گوشت مى شود!»
بديهى است براى قبولى نماز، شرايط زيادى لازم است، از جمله حضور قلب و پاکى دل، اما غذاى حرام پاکى قلب و صفاى دل را از انسان مى گيرد.
3- در روايات متعدد ديگرى از پيامبراکرم صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام آمده است که: «من ترک اللحم اربعين صباحا ساء خلقه;کسى که چهل روز گوشت را ترک کند، اخلاق او بد مى شود!»
از اين احاديث بخوبى استفاده مى شود که در گوشت ماده اى است که اگر براى مدت طولانى از بدن انسان قطع شود،در روحيات و اخلاق او اثر مى گذارد،و کج خلقى و بد اخلاقى به بار مى آورد.
البته استفاده زياد از گوشت حيوانات نيز در بعضى از روايات مزموم شمرده شده، ولى از ترک آن براى مدت طولانى نيز در بسيارى از روايات نهى شده است.
4- در روايات زيادى که در کتاب «اطعمه و اشربه » آمده است، رابطه اى ميان بسيارى از غذاها و اخلاق خوب و بد، بيان گرديده به عنوان نمونه:
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى خوانيم: «عليکم بالزيت فانه يکشف المره .... و يحسن الخلق; بر شما لازم است که از زيت (زيت به معنى روغن زيتون يا هرگونه روغن مايع است) استفاده کنيد، زيرا صفرا را از بين مى برد... و اخلاق انسان را نيکو مى کند!»
5- در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم: که از کلام پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل مى کند «من سره ان يقل غيظه فلياکل لحم الدراج; کسى که دوست دارد خشم او کم شود گوشت دراج را بخورد!» (دراج پرندهاى استشبيه به کبک که گوشت لذيدى دارد)
از اين تعبير بخوبى استفاده مى شود که رابطه اى ميان تغذيه و خشم و بردبارى وجوددارد.
6- در روايت مشروحى از تفسير عياشى از امام صادق عليه السلام نقل شده درباره اين که چرا خداوند خون را حرام کرده مى فرمايد: «و اما الدم فانه يورث الکلب و قسوه القلب و قله الرافه و الرحمه لا يؤمن ان يقتل ولده و والديه ....; اين که خداوند خوردن خون را حرام کرده به خاطر آن است که سبب جنون و سنگدلى و کمبود رافت و مهربانى مى شود ... تا آنجا که ممکن است فرزند و يا پدر و مادرش را به قتل برساند!»
در بخش ديگرى از اين روايت مى فرمايد: «و اما الخمر فانه حرمها لفعلها و فسادها وقال ان مدمن الخمر کعابد الوثن و يورث ارتعاشا و يذهب بنوره و يهدم مروته; و اما شراب، خداوند آن را به خاطر تاثير و فسادش حرام کرده است و فرمود شخص دائم الخمر مانند بت پرست است بدنش لرزان مى شود، و نور (معنويت) او را از بين مى برد، و شخصيت او را ويران مى سازد!»
7- در روايات متعددى که در کافى درباره انگور آمده است رابطه ميان خوردن انگور و برطرف شدن غم و اندوه ديده مى شود; از جمله، در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم: «شکى نبى من الانبياء الى الله عزوجل الغم فامره الله عزوجل باکل العنب; يکى از پيامبران الهى از غم و اندوه (و افسردگى) به پيشگاه خداوند متعال شکايت کرد; خداوند متعال به او دستور داد که انگور بخورد!»
اين حديث تاکيد بيشترى است بر مساله ارتباط تغذيه با مسائل اخلاقى.
8- در احاديث متعددى نيز رابطه خوردن انار و از ميان رفتن وسوسه هاى شيطانى و به وجود آمدن نورانيت قلب ديده مى شود; از جمله، در حديث معتبرى از امام صادق عليه السلام آمده است که مى فرمود: «من اکل رمانه على الريق انارت قلبه اربعين يوما; کسى که يک انار را ناشتا بخورد، چهل روز قلبش را نورانى مى کند.»
9- در روايت متعددى در باب «خوردن » تعبيراتى ديده مى شود که همه نشانه ارتباط تغذيه با روحيات و مسائل اخلاقى است; از جمله، در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مى خوانيم که به جعفر (ابن ابى طالب)عليهماالسلام فرمود: «يا جعفر کل السفرجل فانه يقوى القلب و يشجع الجبان; اى جعفر! « به » بخور قلب را تقويت مى کند و ترسو را شجاع مى سازد!»
10- در بعضى از احاديث رابطه ميان غذاى اضافى و سنگدلى و قساوت و عدم پذيرش موعظه ديده مى شود; از جمله، در کتاب «اعلام الدين » از پيغمبر اکرم نقل شده که فرمود: «اياکم و فضول المطعم فانه يسم القلب بالقسوه و يبطى ء بالجوارح عن الطاعه و يصم الهمم عن سماع الموعظه; از غذاى اضافى بپرهيزيد که قلب را پر قساوت مى کند و از اطاعت حق تنبل مى سازد و گوش را از شنيدن موعظه کر مى نمايد!»
فضول الطعام (غذاى اضافى) ممکن است اشاره به پرخورى باشد يا غذاهاى باقى مانده و فاسد شده، و در هر حال از رابطه تغذيه و مسائل اخلاقى خبر مى دهد.
همين معنى در بحارالانوار از بعضى از روات اهل سنت از پيغمبراکرم صلى الله عليه و آله نقل شده است.
از اين حديث بخوبى استفاده مى شود کهغذاى اضافى سه پيامد سوء دارد: قساوت مى آورد; انسان را در انجام عبادات و طاعات تنبل مى کند; و گوش شنوا را در برابر مواعظ از انسان مى گيرد!
اين مطلب کاملا محسوس است که وقتى انسان غذاى زياد و سنگين مى خورد عبادات را به زحمت به جا مى آورد و نشاطى براى عبادت ندارد بعکس هنگامى که غذاى ساده و کم مى خورد قبل از اذان صبح بيدار است نشاط دارد و حالت مطالعه و عبادت دارد.
همچنين به تجربه رسيده است هنگامى که انسان روزه مى گيرد رقت قلب پيدا مى کند و آمادگى بيشتر براى شنيدن مواعظ در او حاصل مى شود; بعکس هنگامى که شکم پر است فکر انسان درست کار نمى کند و خودش را از خدا دور مى بيند.
11- در احاديث اسلامى در ارتباط نوشيدن عسل با صفاى قلب، از اميرمؤمنان على عليه السلام مى خوانيم: «العسل شفاء من کل داء و لا داء فيه يقل البلغم و يجلى القلب; عسل شفاى تمام بيماريها است و در آن بيمارى نيت بلغم را کم مى کند و قلب را صفا مى بخشد.»
نتيجه
از مجموع آنچه در بالا آورديم و روايات فراوان ديگر که ذکر آنها به طول مى انجامد بخوبى استفاده مى شود که رابطه نزديکى ميان تغذيه و روحيات و اخلاقيات وجود دارد، هرگز نمى گوئيم غذاها علت تامه براى اخلاق خوب يا بد است، بلکه همين اندازه مى دانيم که طبق روايات بالا يکى از عوامل زمينه ساز پاکى و اخلاق، تغذيه است هم از نظر نوع غذاها و هم از نظر حلال و حرام بودن آنها.
دانشمندان امروز نيز معتقدند بسيارى از پديده هاى اخلاقى به خاطر هورمونهائى است که غده هاى بدن تراوش مى کند و تراوش غده ها رابطه نزديکى با تغذيه انسان دارد; بر همين اساس، بعضى معتقدند که گوشت هر حيوانى حاوى صفات آن حيوان است، واز طريق غده ها و تراوش آنها در اخلاق کسانى که از آن تغذيه مى کنند اثر مى گذارد. گوشت درندگان انسان را درنده خو مى کند، و گشت خوک صفت بى بندوبارى جنسى را که از ويژگيهاى اين حيوان است به خورنده آن منتقل مى سازد.
اين از نظر رابطه طبيعى و مادى است، از نظر رابطه معنوى نيز آثار خوردن غذاى حرام غير قابل انکار است، غذاى حرام قلب را تاريک و روح را ظلمانى مى کند و فضائل اخلاقى را ضعيف مى سازد.
اين سخن با ذکر يک داستان تاريخى که مورخ معروف مسعودى در «مروج الذهب » آورده پايان مى دهيم:
او از «فضل بن ربيع » نقل مى کند که «شريک ابن عبدالله » روزى وارد بر «مهدى » خليفه عباسى شد، مهدى به او گفت بايد حتما يکى از سه کار را انجام دهى، شريک سؤال کرد کدام سه کار؟ گفت يا قضاوت را از سوى من بپذيرى و يا تعليم فرزندم را برعهده بگيرى، و يا غذائى (با ما) بخورى! شريک فکرى کرد و گفت سومى از همه آسانتر است، مهدى او را نگهداشت و به آشپز گفت انواعى از خوراک مغز آميخته با شکر و عسل براى او فراهم ساز.
هنگامى که «شريک » از آن غذاى بسيار لذيذ و (طبعا حرام) فارغ شد، آشپز رو به خليفه کرد و گفت اين پيرمرد بعد از خوردن اين غذا هرگز بوى رستگارى را نخواهد ديد! فضل ابن ربيع مى گويد مطلب همين گونه شد، و شريک ابن عبدالله بعد از اين ماجرا هم به تعليم فرزندان آنها پرداخت و هم منصب قضاوت را از سوى آنها پذيرفت.
___________________________
منبع : کتاب اخلاق در قرآن کريم آيه الله مکارم شيرازي، جلد اول صفحه 149
(سعيد کميلي/پيگاه سبطتين)/انتهاي پيام/