تحليل هاي قبل و بعد از انتخابات
پاتوق شیشه ای- پايگاه خبري - تحليلي روايت در مقاله ای به قلم مصطفي نمازيان در رابطه با حوادث و اتفاقات اخیر این چنین می نویسد:
1- آقای کروبی نسبت به وضعیت بازداشت شدگان اغتشاشات اخیر هشدار داد ونامه نگاری را ادامه داد. اما گویا ایشان فراموش کرده اند چندسال پیش بااطلاع ایشان شاهد به تبعید رفتن و برخورد با چند طلبه جوان و مخالف دراویش بروجردی بودیم. گویا فراموش کرده بودند که چگونه حق شهروندی و آزادی بیان چند طلبه جوان ازآنها سلب شد و ایشان نه تنها نامه ای ننوشت بلکه به حمایت از دراویش برخاست تا شاید در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری دهم از رای بالای این جماعت بهره مند شود. اصولا یک قاعده کلی وجود دارد و آن این است حضرات 2خردادی و لیبرال همچون خاتمی، كروبي، ميرحسين وبرخي مراجع خودساخته به همراه روزنامه هاي طرفدارشان تنها در جايي حق را مي گويند كه به نفعشان باشد. از كسي حمايت مي كنند كه بدانند حتما به اينان راي خواهد داد يا احتمال راي دادنش زياد است. والا كروبي بهتر از هر كسي مي داند كه امثال دانشجويان عدالتخواه شيراز و كل كشور-طلبه هاي افشاكننده ماهيت دراويش در بروجرد و طلبه سيرجاني هيچگاه به امثال ايشان راي نخواهند داد و بهتر است زبانشان در كام و تنشان در حبس باشد تا فردا سراغ ثروتهاي بادآورده امثال كروبي ومهدي هاشمي نيايند. اگر تيغ عدالت به گردن اين عزيزان دلسوزآشنا شود پس تكليف خرج و مخارج اين نشريات و سايتها با كيست؟
2- من تا كنون بسياري سايتها و رسانه هاي حامي جريان 2 خرداد را بررسي كرده ام. از سويي بسياري كليپهايي كه جريان معاند نظام در مورد وضعيت دانشجويان و دانشگاه ساخته اند را مشاهده كرده ام. اين امر حاصل چند سال بررسي مي باشد. خيلي عجيب وجالب است كه هيچكدام از اين حضرات به فكر دانشجويان دانشگاه آزاد نيستند. اينان در جهت كوبيدن نظام و به خصوص دولت نهم به سمت حمايت از دانشگاهيان و دانشجويان دولتي رفته اند. ايجاد چهره اي خشن و مخالف آزادي بيان از دولت نهم. اما مانده ام در جايي كه فرياد قانون گرايي- همه در برابر قانون مساويند و حقوق شهروندي و..آنها گوش فلك را كر كرده است چرا هيچ دلسوزي به فكر وضعيت دانشگاه آزاد نيست؟ مگر دانشجويان اين دانشگاه دانشجوي اين مملكت نيستند؟ مگر آنهاحق اظهار نظر و فعاليت سياسي ندارند؟ وقتي كه امثال جاسبي حامي مالي ميرحسين موسوي باشد پس ديگر نبايد نسبت به سرنوشت اين عزيزان غصه خورد- ديگر نبايد كليپ جيغ و داد و بريدن گيسوان دختران آقاي هادوي از شاكيان جاسبي را در يوتيوپ مشاهده كرد- نداآقا سلطان مظهر دختران ايران است و دختران اقاي هادوي مظلومان فراموش شده- نميدانم امثال كروبي وخانم رهنورد كه خود را حامي زنان(زناني كه به آنها راي بدهند) مي دانند در صورت مشاهده اين كليپ چه مي گويند؟ راستي در منطق آقايان چه تعريفي از دانشجو و زن وجود دارد؟ آيا تعليق 11دانشجوي عدالتخواه دانشگاه آزاد فارس در سال 84 توسط مديريت كارگزاراني آن زمان را فراموش كرده اند يا اصلا خبر دارند؟ آيا كروبي، افروغ، مير حسين و.. نسبت به اعلام جرم عليه 5 دانشجوي عدالتخواه دانشگاههاي شيراز واكنش نشان داده اند؟ ايا دكتر محسن رضايي اعلام عزا ننموده است؟ آيا ميان علي خضريان منتقد دانشگاه آزاد و فلان دانشجويي كه به راحتي به قران وخدا توهين مي كند تفاوتي وجود دارد؟ آيا نه اين است كه در مملكت ما مي توان عليه خدا تظاهرات كرد- ولايت فقيه را زير سوال وتخطئه كرد- از امام زمان سوال پرسيد واستيضاح كرد ولي از آقاي جاسبي نبايد نقد كرد زيرا از سوي آقاي هاشمي به عنوان حسودان مزاحم شناخته مي شويم. از نقش فرزندان هاشمي در اغتشاشات اخير نبايد سوال كرد زيرا به ايشان بر مي خورد و...گويا فرزندان هاشمي فرزندان اين ملتند.
3- انتخابات تمام شد و آشوبها خوابيد و جنبش سبز از تب سياسي و بحران مشروعيت به زردي گراييده وتنها در بالاترين، صداي امريكا و.. طرفدار دارد. بسيار از توسعه سياسي آقايان شنيديم و خوانديم. بسيار از عقلانيت مدرن و احترام به راي مردم وتساوي آراء گفتند. اما شاهد بوديم كه بعد از انتخابات ديگر ميزان راي ملت نيست. در حقيقت ميزان راي ملت بود واكنون ميزان راي خانم آقاي هاشمي و خانواده ايشان است. ميزان راي قوميتها به دامادهايشان است.
4- نمي دانم ميزان اعتقاد به آزادي بيان كجاست؟ نمي دانم دلسوزي براي حق و حقوق زندانيان تا كجاست؟ ولي سوال جدي از آقايان خاتمي، كروبي، هاشمي وموسوي به علاوه رسانه هاي حاميشان دارم كه چرا يك ميليونم اين دلسوزي را در مورد طلبه سيرجاني به خرج نداديد؟ چرا در مورد وضعيت نگه داري ايشان ومسايل پيش آمده در مورد ايشان احساس خطر نكرديد؟آيا نه اين است كه طلبه سيرجاني وسيرجانيها فردا وفرداها يقه امثال شما را مي گيرند وبلاي جانتان؟ |آيا نه اين است كه سوالات از كجا آورده اي آغاز مي شود وشما از فرط محبوبيت بايد با 40 محافظ بين طرفداران گلچين شدتان بياييد و محافظان آقاي خاتمي در سفر تبليغاتيشان به شيراز بنده را به جرم سوال از ايشان 2نفري ضرب و شتم كردند و ايشان لبخند مي زد(البته زورشون بهم نرسيد وفهميدن من از اين سبزكا نيستم)؟ آيا دانش آموز دبيرستاني كه در حضور ميرحسين موسوي در يكي از مساجد شيراز توسط 3تن از طرفدارانش در مقابل ديدگانش ضرب و شتم شد حق شهروندي نداشت؟
5- موضوع كهريزك پيش آمد و دلسوزي كساني كه در دوران زعامت خود هيچ اعتنايي به جان مردم نداشتند. 400 كشته در نيشابور- 14كشته در سميرم- ضرب و شتم مردم لامرد به خاطر بي كفايتي موسوي لاري در ايجاد اختلافات منطقه اي و.. هزاران موردي كه در سايه دانستن حق مردم است در رسان هايشان سانسور شد. آنهم به خاطر اينكه اين سوژه ها در صورت مطرح شدن به ضرر آقايان تمام مي شود نه به ضرر نظام. از لزوم رعايت حق زندانيان گفتيد اما فراموش كرديد جانبازي را كه در دوران زعامت خاتمي در زندان به شهادت رسيد و دستان كروبي از نامه نگاري بازايستاد و شايد ايشان در خواب عصرانه بودند و روزنامه ها را به ايشا نرساندند. راستي توصيه مي كنم كه دوستان فيلم بازجويي از همسر سعيد امامي را ببينند تا معلوم شود عدالتخواهي يك طرفه يعني چه. آيا سعيد امامي و همسرش به اندازه كيان تاجبخش و متهمان سياسي اخير حق شهروندي نداشت؟ راستي خيلي جالب است كه اين آقايان در قبال حذف و مرگ مخالفانشان سكوتي از روي رضايت دارند و در مقابل براي طرفدارانشان عزاعزا مي گويند وسينه مي چاكند. عجب عدالتي وعجب يكسان نگري به مردم.
6- آقاي كروبي چند سال پيش وقتي كه آقاي دكتر احمدي نژاد در مورد حزب گرايي و حزب بازي مطالبي بيان داشته وانتقاداتي نموده بود، طي يك هشدار بسيار جدي به ايشان اعلام نمود كه منتظر انتخابات 88 باشد تا جواب اين حرفايش ر ابگيرد. تهديدي كه به واقعيت پيوست و عملا آقاي كروبي بدون تاثير بر ميزان مشاركت مردم در رده پنجم جاي گرفت تا بداند شرط اول حزب بازي داشتن افراد مطمئن و فداكار است نه معاون اولي چون كرباسچي. وقتي معاون اولت اينگونه باشد واي به حال بقيه دولتمردان دولت خياليتان. به اعتقاد من اگر آراء باطله نيز از امكان تشكيل ستاد وحضور در مناظرات برخوردار بود وضعيت آراء ايشان از اين هم بدتر ميشد. راستي مناظره نماينده ستاد آراء باطله با كروبي و ميرحسين موسوي جالب مي شد. /انتهای پیام/