کمي نگري محض راه چاره نيست!
اين مسئله البته في نفسه امر مذمومي نيست اما اگر توام با بي توجهي و عدم برنامه ريزي جدي باشد، قطعا مشکل ساز خواهد بود. به زبان ساده يعني با وضعيت کنوني و وجود نگاه صرفا کمي نگرانه مسئولان، متاسفانه بايد شاهد موج تازه بيكاري فارغالتحصيلان در زماني نه چندان دور باشيم.
در اين بين، در طول ساليان اخير از طريق رسانه هاي جمعي بارها، در خصوص عوارض منفي افزايش بيش از حد ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشگاه هاي کشور که بي شک از جمله مهمترين آنها بر هم خوردن تناسب عرضه و تقاضاي اشتغال براي فارغ التحصيلان دانشگاهي است، صحبت شده است، هرچند گويا اين هشدارها چندان اثرگذار نبوده است، چه آن که در حالي که براساس اعلام وزارت علوم، در كنكور امسال حدود يك ميليون و 250 هزار داوطلب ثبت نام كرده بودند، ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشگاهها يك ميليون و 500هزار نفر اعلام شد و اين يعني ظرفيت دانشگاه ها 250هزار نفر بيش از تعداد داوطلبان بوده است!
ناگفته نماند نفس رشد كمي آموزش عالي به معناي افزايش ظرفيت پذيرش دانشجو در دانشگاه و مؤسسات آموزش عالي كشور كه در چند سال اخير به نحو چشمگيري صورت گرفته و اتفاقا از موفقيتهاي دولت دکتر احمدي نژاد نيز به شمار مي رود، امر مطلوب و ارزشمندي است اما وقتي متوجه مي شويم، هم اکنون نرخ بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهي بيش از نرخ متوسط بيكاري جامعه است به نحوي كه با اندكي اغماض مي توان گفت اين نرخ با نرخ بيكاري در مناطق محروم قابل مقايسه است، نگراني هايمان در اين خصوص رنگ و بوي جدي تري به خود مي گيرد!
با اين وجود نمي توان منکر شد كه افزايش قابل توجه ورودي سالانه دانشگاه هاي كشور مزايايي، با خود به همراه دارد کما اينکه مضرات و عوارض آن نيز غير قابل چشم پوشي است؛ مزاياي آن را تقريبا همه مي دانند اما بي شك مخاطبان عزيز تصديق خواهند كرد كه پيدا كردن شغلي متناسب با شان و تحصيلات خيل عظيم دانشجوياني كه طي نهضت اخير افزايش ظرفيت انواع دانشگاه ها از سراسري، شبانه و غير انتفاعي گرفته تا دانشگاه آزاد و پيام نور وارد دانشگاه ها شده و مي شوند چه كار بزرگ و البته دشواري است.
شايد برايتان جالب باشد که بدانيد، براساس آمار، سالانه رقمي بين يك ميليون تا يك ميليون و 500 هزار نفر فارغالتحصيل دانشگاهها وارد چرخه بازار كار ميشوند. جالب تر هم اين که بنا بر اعلام وزارت کار و امور اجتماعي، نرخ بيكاري فارغالتحصيلان هم اينك از رقم 16 درصد گذشته است. به عبارت گوياتر، 45 درصد بيكاران کشورمان را دانشآموختگان تشكيل ميدهند كه اين آمار واقعا نگرانكننده است.
همين مسئله باعث شده برخي از فارغ التحصيلان دانشگاه ها به كارهايي روي بياورند كه هيچ ارتباطي با نوع مدرك و سطح تحصيلات آنها ندارد به طوري که متاسفانه بنا بر يافته هاي يک تحقيق ميداني مسافر کشي به عنوان نخستين فعاليت شغلي فارغ التحصيلان بيکار شناخته شده است!!
نكتهاي كه در اين بين حائز اهميت است اين كه داوطلبان در رشتههايي پذيرفته ميشوند كه معمولا بازار كار ندارد، به عبارت ديگر، بين بازار كار و نيازهاي جامعه با رشتههاي دانشگاهي و تعداد فارغالتحصيلان تناسبي وجود ندارد.
نکته قابل توجه ديگر اين است که گرچه در مجموع، شيب افزايش ظرفيت پذيرش مطابق برنامه چهارم توسعه بوده اما شرايط و محدوديت هاي دانشگاه ها در اين زمينه چندان در نظر گرفته نشده است و از اين بابت هم بايد گفت امکانات آموزشي و رفاهي موجود در دانشگاه ها به هيچ وجه متناسب با کثرت جمعيت دانشجويي کشور نيست.
مخلص کلام هم اين که اوضاع و احوال كنوني اين مطالبه را به طور جدي مطرح مي كند كه مسئولان دست اندر کار قواي مجريه و مقننه، بايد ضمن تشکيل ستادي در اين باره قبل از آن که اين معضل به بحراني فراگير و خطرناک در کشور تبديل شود، فکر و چاره اي بينديشند.
سميرا مرادي
/انتهاي پيام/