فرهنگ را به امان خدا رها نکنيد!
در ايران اسلامي به ويژه به دليل پيشينه عظيم آن، فرهنگ از جايگاه والايي برخوردار است. در بند «ج» اصل سوم قانون اساسي آمده است جمهوري اسلامي نظامي است كه استقلال فرهنگي كشور را تأمين ميكند.
اهميتي كه قانون اساسي براي مقولات فرهنگي قايل است خود به خوبي نشان دهنده جايگاه مهم عرصه فرهنگ در جمهوري اسلامي ايران است.
اينكه گفته ميشود مبناي انقلاب اسلامي و مجاهدتهاي تاريخي ملت بزرگ ايران در طول تاريخ بر پاسداشت و ارج نهادن به ساحت فرهنگ و اخلاق جامعه استوار بوده است حقيقتاً سخني به گزاف نرفته است چه آنكه همگان واقف هستيم هدف از انقلاب پر خير و بركت ما حفظ و پاسداري از فرهنگ تعالي بخش اسلام در كنار حفظ هويت و اصالت ايراني بوده چه آن كه استقلال و آزادي نيز ثمره همين انديشه است.
با توجه به پيشينه بزرگ و تاريخي ملت ايران در پاسداري از سنگرهاي فرهنگي خود و نيز ضرورت توجه هر چه بيشتر مسئولان و دولتمردان به اين مهم به ويژه از متوليان عرصه فرهنگ، اين انتظار ميرود که با يك برنامه ريزي درست و اصولي به ساماندهي و هدايت مناسب جريان فرهنگي كشور اقدام كرده و بدين طريق مانع از انحراف مسير اين جريان به سمت مقاصد شوم و نامطلوب عده اي به ظاهر فرهنگ دوست شود.
ناگفته پيدا است كه در شرايط كنوني كه غرب با تمام امكانات خود در جنگي تمام عيار و با سلاح شبيخون فرهنگي به جنگ با ارزشها و فرهنگ والاي ايراني و اسلامي ما آمده است، چارهاي نداريم جز اينكه براي مقابله با شيوع و گسترش بهرهگيري مردم از اقلام فرهنگي ساخت غرب كه غالب آنها مخرب هستند به امر توليد محصولات فرهنگي متناسب با فرهنگ و روحيه ايراني و اسلامي روي بياوريم و اين مهم با همكاري همه نخبگان و دلسوزان وادي فرهنگ و هنر و ادب كشور صورت ميگيرد. بي شك وزير جديد فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين خصوص ميتواند با حمايتهاي مادي و معنوي خود از صاحبان انديشه و فرهيختگان متعهد، كشور را از هجمه غرب بيمه كند.
در همين خصوص به اعتقاد نگارنده توجه به نکات ذيل جهت نيل به اهداف مورد نظر بايسته است:
1- بايد دانست فرهنگ كالاي مصرفي نيست كه بتوان آن را خريد و فروش كرد و هر روز درباره آن نظري متفاوت با ديروز داد و برايش نسخه پيچي كرد!
فرهنگ عرصه فراخي است كه نيازمند توجه جدي و اصولي به آن است نه ميتوان آن را به امان خدا رها كرد و گفت كه فرهنگ به سمت خود ميرود و نه آنكه تماماً آن را مهرهاي در دست حكومت دانست و بدين طريق خيال خود را از بابت آن راحت کرد.
2- با رصد اوضاع فرهنگي مملکت خويش بايد بگوييم، حقيقت تلخي وجود دارد و آن هم اين كه متأسفانه در كشور ما اقلام فرهنگي همچون كتاب، موسيقيهاي مناسب و بهنجار، فيلمهاي سينمايي سازنده و به طور كلي اقلام ديداري و شنيداري مطلوب يا كم هستند و يا اينكه به طور مناسب به مردم عرضه نميشوند و در اين بين عدهاي سودجو و مغرض كالاي مورد نظر خويش را به جامعه ارزاني ميدارند.
وزير جديد فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونان و همکاران وي در دولت دهم و نيز ديگر دست اندرکاران مسائل فرهنگي کشور بايد هر چه سريعتر براي مهار اين حركت نامطلوب و خزنده در كالبد فرهنگ كشور تدابير لازم را اتخاذ كند و به اين وسيله درحد توان در رفع مظلوميت از ساحت فرهنگ بکوشند.
البته به نظر ميرسد راه حل معضل يادشده، چيزي نيست جز نظارت مناسب و قانوني. اگر نظارت مطلوبي بر جريانات فرهنگي وجود داشته باشد قطعاً جلوي بسياري از آفات شوم اين امور گرفته ميشود.
3- دولت جديد بايد در همه زمينهها به ويژه مقوله مهم فرهنگ به يك ايدئولوژي مناسب براي اداره كشور دست يابد تا به وضعيت دولتهاي پراگماتيست كه بستهاي تهي از ايدئولوژي و تفكر صرفا عمل گرا را مد نظر قرار ميدهند، نشود. مهمترين برنامه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد اين باشد كه اهداف متعالي نظام مقدس جمهوري اسلامي را در ميهن اسلامي پياده كند و آن هم در سه كلمه خلاصه ميشود: استقلال، آزادي و تحكيم مباني جمهوري اسلامي.
مادامي كه ايراني عزيز از لحاظ مسائل فرهنگي وابسته به شرق و غرب باشد و منفعلانه چشم به رويدادهاي فرهنگي بيگانگان ببندد ما با معضلات فرهنگي و نابسامانيهاي بزرگتري روبرو ميشويم. ترديد به خود راه ندهيم که راه پيشرفت و تعالي همانا تأكيد بر آزادي و استقلال فرهنگي توأم با ارزشها و اصول ايراني و اسلام است و بس!
مهدي مرادي
/انتهاي پيام/