دعوا نكنيد، من متعلق به همه هستم!؟
کد خبر:۴۳۴۰۰

دعوا نكنيد، من متعلق به همه هستم!؟

موسوي كه همچنان در توهم نوستالوژيك خود در خصوص خاطرات انقلاب غوطه مي­خورد، خود را هنوز نخست­وزير امام خميني و منسوب به ايشان معرفي مي كند.حال آنكه چنين جوسازي حتي براي تطهير اشتباهات بستگان امام­خميني هم منطقي نيست .

پاتوق شیشه ای- وبلاگ نسل خمینی  آخرین مطلب خود را به تناقضات بیانیه میرحسین موسوی اختصاص می دهد و این چنین می نویسد:

ميرحسين موسوي با تجاهل به وقايع روز قدس و حوادث اخير، بيانيه سيزدهم خود را صادر كرد. بنظر من اين بيانيه، نمود كامل شخصيت پارادوكسيكال نويسنده­ي آن مي­باشد. تناقض با مباني گفته­ شده­ي موسوي در بيانيه­هاي سابقش در اين بيانيه به اوج رسيده و گاه انتهاي پاراگراف به نقض ابتداي پاراگراف منجر شده است. در نوشته­ي پيش رو، به بررسي اين سياهه مي­پردازيم.

پارادوكس­هاي يك توهم فانتزي!

حتی نوه امام خمینی بودن هم نماد راه خمینی نیست. ان اکرمکم عندالله اتقیکم.

موسوي كه همچنان در توهم نوستالوژيك خود در خصوص خاطرات انقلاب غوطه مي­خورد، خود را هنوز نخست­وزير امام خميني و منسوب به ايشان معرفي مي­كند. او با كلماتي چون؛ «امام بارها به ما مي­گفت...»، «آن روزها...»، «در آن سالها...» و غيره سعي دارد با انتساب خود به امام­خميني خود را از خطر نقد و تكذيب برهاند. حال آنكه چنين جوسازي حتي براي تطهير اشتباهات بستگان امام­خميني هم منطقي نيست چه برسد به ايشان كه فرسنگ­ها از مباني مصرح امام­راحل فاصله گرفته است. هيچ جاي دنيا خميني را با گفتمان دموكراسي نمي­شناسند بلكه تاريخِ جهان، او را با نام ولايت فقيه ثبت كرده است. موسوي چگونه دائم از امام خميني دم مي­زند ولي نه تنها دفاعي از اصل ولايت فقيه نمي­كند بلكه به مبارزه با آن پرداخته است. موسوي چگونه در اين بيانيه به تجديد خاطرات دوران نوراني امام خميني مي­بالد و زير پا گذاشتن قانون اساسي را تقبيح مي­كند در حاليكه خودش در ماههاي اخير، قانون اساسي و نهادهاي قانوني مثل شوراي نگهبان و مجتهدينِ آن را لگدمال كرده است. او در اين بيانيه اظهار كرده است كه نبايد جنبش مردمي مبتني بر فرد باشد ولي خودش ولي­فقيهي را قبول دارد كه از او حمايت كرده باشد و كاري با اصل ولايت فقيه ندارد. شوراي نگهباني را قبول دارد كه از شخص او حمايت كرده باشد وگرنه اين نهاد قانوني نزد وي وجاحتي ندارد. موسوي در اين بيانيه تصريح كرده كه امام­خميني چنان بنيانهاي اين انقلاب را بنا نهاده كه هيچ­كس قادر نيست اين شالوده را ديگرگون كند. اين تصريح موسوي با اظهارات ديگرش كه مي­گفت نهادهاي انقلاب مسير انحرافي رفته­اند در تناقض است.

وسيله و هدف. در این بيانيه كه به بهانه روز قدس البته10روز بعد از روز قدس صادر شده، هيچ­كدام از تجاوزهاي وحشيانه اسراييل محكوم نشده و در اين بيانيه­ي 2300 كلمه­اي، هيچ دفاعي از مردم فلسطين نشده و تنها در مورد روز قدس و اهميت آن در به صحنه آوردن مردم سخن گفته است. به عبارت واضح­تر يك استفاده­ي ابزاري از روز قدس شده است.

امام­خميني: هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام. همانطور كه شبكه­هاي ماهواره­اي امريكا و انگليس پيش­بيني كرده بودند، حاميان موسوي در راهپيمايي روز قدس، عليه قدس شعار دادند ولي موسوي چشمان خود را مقابل حقيقتي به اين بزرگي بست و ابتكار امام­خميني براي نامگذاري اين روز را ستايش كرد! در حاليكه طبق پيش­بيني خميني ­كبير، سالهاست كه امپراطوري كمونيسم به زباله­دان تاريخ پيوسته است و امروزه بقاياي آن در روسيه هيچ ربطي به ابرقدرت شوروي ندارد و گاهي در معادلات منطقه­اي كشورهايي مثل هند از آنها مهمتر محسوب مي­شوند، ولي حاميان موسوي با شعار انحرافي «مرگ بر روسيه» بجاي «مرگ بر اسراييل» تلاش كردند كه به التقاط اين جريان دامن بزنند و متاسفانه موسوي هم چشمش را به اين وقايع واضح مي­بندد و همچنان از امام خميني و اهداف وي دم مي­زند و به حمايت اين افراد، به خود مي­بالد.

هر صدايي از مردم خارج شود در تاييد من است! همچنان موسوي همه چيز را مصادره به مطلوب مي­كند و هر حركت اجتماعي را حامي خود محسوب كرده و گروه اندك حاميانش با شعارهاي غيراسلامي را با انبوه مردم متدين، يكجا به حساب خودش واريز مي­كند. موسوي كه بخاطر شعارهاي شديد مردم انقلابي عليه وي، مجبور به ترك راهپيمايي شد چنان دچار توهم است كه مي­گويد شعار دهندگان مرگ عليه موسوي نيز جزء حاميان جنبش سبز محسوب مي­شوند!

نكته جديد موسوي در اين بيانيه نفي مبارزه است. وي كه شايد به كاهش شديد پشتوانه­ي اجتماعي خود پي برده است، بارها مبارزه را رد مي­كند و مي­گويد: «مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.» و ادامه مي­دهد كه راه سبز را بايد زندگي­كرد و در تفسيرش مي­گويد: « راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.» بعبارت ديگر، وجود ملت ايران خودش يعني حمايت از موسوي و يا اينكه هر صدايي از مردم خارج شود در جهت حمايت از موسوي است حتي اگر اين حركت غيرارادي و بي­ربط باشد.

نخست وزير امام خميني و شعارهاي جرج بوش! موسوي در ادامه بيانيه­اش همانند جرج بوش،

نگرانی مشترک امام خمینی و موسوی

نگرانی مشترک امام خمینی که از سال42 فریاد فلسطین سرمی داد وآقای  موسوی؟

سياستهاي خارجي جمهوري اسلامي كه مبتني بر آرمانهاي امام راحل و  ولي­فقيهِ زمان است را «ماجراجويانه» مي­نامد و در نفي مبارزه مي­گويد: « اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌کردیم که این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست»! گويا تمام تاكيدهاي خميني را يكجا فراموش كرد كه تا مبارزه هست ما هستيم و ما مدافع همه مظلومان جهانيم. جالب اين است كه بعد از پايان يافتن تهديدات نظاميِ پوچ امريكا و در آستانه انفعال غرب در برابر ديپلماسي فعال و بسته پيشنهادي ايران، موسوي بيان مي­كند به خاطر اين سياست خارجه­ي غلط، كشور در آستانه بحران­ است!

مسعود رجوي هم تهديد به سرنگوني مي­كرد! در اين بيانيه موسوي گفته است كه اگر روز قدس اتفاق نمي­افتاد، نظام «در روز 22بهمن به طور ناگهاني با هزينه سنگين عملكرد غلط خود مواجه مي­شد و ديگر خشونت چاره­ساز نبوده و وقت براي هر چاره ديگر دير خواهد بود.» دير بودن براي هر چاره­اي در مقابل آشوبها يعني سقوط، بعبارت ديگر موسوي در اين قسمت به سرنگوني جمهوري اسلامي(و يا حداقل سقوط دولت) تهديد مي­كند!

دعوا نكنيد، من متعلق به همه هستم! از نكات طنزگونه­ي بيانيه اخير موسوي درخواست وي از ملتهاي جهان براي عدم تحريم ايران است. سوال اينجاست مگر تاكنون ملتها بودند كه ايران را تحريم مي­كردند؟! شايد هم موسوي دولتهاي استعمارگر را مساوي با ملتهاي جهان مي­داند. اين احتمال از اينجا قوت مي­گيرد كه در ادامه، موسوي از حمايتهاي ملتهاي دنيا از خودش تشكر و قدرداني مي­كند، يعني امريكا، انگليس، فرانسه و... وگرنه بسياري از مردم عادي غربي حتي خاورميانه را هم خوب نمي­شناسند چه برسد به موسوي!

دروغ­گويي ادامه دارد. موسوي بار ديگر با تكيه به شنيده­هاي ناموثق در اين بيانيه مدعي شد كه مراجع رسمي همين دولت اعلام كرده­اند؛ ده­ها ميليارد دلار گم شده است! شايد ايشان مراجع رسمي دولت را نمي­شناسند و منظورشان ديوان محاسبات است كه چنين مسايلي را بررسي مي­كند كه آن هم زيرمجموعه قوه­ي مقننه است. بهرحال همين مرجع هم كه اتفاقا چندان دلِ خوشي از دولتي­ها ندارند، چنين شايعاتي را رد كرده و آن را بي­اساس توصيف كرده است. شايد  هم منظور موسوي بي­بي­سي يا مراجع رسمي دولت قبل بوده است!

نكته آخر هم موضوع جشن تولد موسوي است که این بیانیه در آن روز منتشر شد. روزنامه­ي دروغگوي حيات­نو با چاپ سه عكس بزرگ از سران اغتشاشات(كروبي­خاتمي­موسوي) در صفحه اول خود، به زندگي­نامه آْنها پرداخت و نوشت كه همگي اين آشوب­طلبان متولدين ماه مهر و صفا و دوستي هستند. بعد از حدود یک هفته از آغاز پروژه «متولدين ماه مهر» که رمز آشوب برای آغاز سال تحصیلی بود، موسوي با تاخير، در بيانيه­اش تولد خود را در مهرماه تلويحا تكذيب كرد (احتمالا طي اين مدت، تاريخ تولدش را يادش رفته بود!) تا بار ديگر ثابت شود كه رسانه­هاي غرب­پرست از هيچ دروغي براي اهداف خود دريغ نمي­كنند و اين دروغگويي نيز براي موسوي چندان اهميت ندارد مهم اين است كه آنها، راه سبز را زندگي مي­كنند! /انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار