دعوا نكنيد، من متعلق به همه هستم!؟
پاتوق شیشه ای- وبلاگ نسل خمینی آخرین مطلب خود را به تناقضات بیانیه میرحسین موسوی اختصاص می دهد و این چنین می نویسد:
ميرحسين موسوي با تجاهل به وقايع روز قدس و حوادث اخير، بيانيه سيزدهم خود را صادر كرد. بنظر من اين بيانيه، نمود كامل شخصيت پارادوكسيكال نويسندهي آن ميباشد. تناقض با مباني گفته شدهي موسوي در بيانيههاي سابقش در اين بيانيه به اوج رسيده و گاه انتهاي پاراگراف به نقض ابتداي پاراگراف منجر شده است. در نوشتهي پيش رو، به بررسي اين سياهه ميپردازيم.
پارادوكسهاي يك توهم فانتزي!
حتی نوه امام خمینی بودن هم نماد راه خمینی نیست. ان اکرمکم عندالله اتقیکم.
موسوي كه همچنان در توهم نوستالوژيك خود در خصوص خاطرات انقلاب غوطه ميخورد، خود را هنوز نخستوزير امام خميني و منسوب به ايشان معرفي ميكند. او با كلماتي چون؛ «امام بارها به ما ميگفت...»، «آن روزها...»، «در آن سالها...» و غيره سعي دارد با انتساب خود به امامخميني خود را از خطر نقد و تكذيب برهاند. حال آنكه چنين جوسازي حتي براي تطهير اشتباهات بستگان امامخميني هم منطقي نيست چه برسد به ايشان كه فرسنگها از مباني مصرح امامراحل فاصله گرفته است. هيچ جاي دنيا خميني را با گفتمان دموكراسي نميشناسند بلكه تاريخِ جهان، او را با نام ولايت فقيه ثبت كرده است. موسوي چگونه دائم از امام خميني دم ميزند ولي نه تنها دفاعي از اصل ولايت فقيه نميكند بلكه به مبارزه با آن پرداخته است. موسوي چگونه در اين بيانيه به تجديد خاطرات دوران نوراني امام خميني ميبالد و زير پا گذاشتن قانون اساسي را تقبيح ميكند در حاليكه خودش در ماههاي اخير، قانون اساسي و نهادهاي قانوني مثل شوراي نگهبان و مجتهدينِ آن را لگدمال كرده است. او در اين بيانيه اظهار كرده است كه نبايد جنبش مردمي مبتني بر فرد باشد ولي خودش وليفقيهي را قبول دارد كه از او حمايت كرده باشد و كاري با اصل ولايت فقيه ندارد. شوراي نگهباني را قبول دارد كه از شخص او حمايت كرده باشد وگرنه اين نهاد قانوني نزد وي وجاحتي ندارد. موسوي در اين بيانيه تصريح كرده كه امامخميني چنان بنيانهاي اين انقلاب را بنا نهاده كه هيچكس قادر نيست اين شالوده را ديگرگون كند. اين تصريح موسوي با اظهارات ديگرش كه ميگفت نهادهاي انقلاب مسير انحرافي رفتهاند در تناقض است.
وسيله و هدف. در این بيانيه كه به بهانه روز قدس البته10روز بعد از روز قدس صادر شده، هيچكدام از تجاوزهاي وحشيانه اسراييل محكوم نشده و در اين بيانيهي 2300 كلمهاي، هيچ دفاعي از مردم فلسطين نشده و تنها در مورد روز قدس و اهميت آن در به صحنه آوردن مردم سخن گفته است. به عبارت واضحتر يك استفادهي ابزاري از روز قدس شده است.
امامخميني: هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام. همانطور كه شبكههاي ماهوارهاي امريكا و انگليس پيشبيني كرده بودند، حاميان موسوي در راهپيمايي روز قدس، عليه قدس شعار دادند ولي موسوي چشمان خود را مقابل حقيقتي به اين بزرگي بست و ابتكار امامخميني براي نامگذاري اين روز را ستايش كرد! در حاليكه طبق پيشبيني خميني كبير، سالهاست كه امپراطوري كمونيسم به زبالهدان تاريخ پيوسته است و امروزه بقاياي آن در روسيه هيچ ربطي به ابرقدرت شوروي ندارد و گاهي در معادلات منطقهاي كشورهايي مثل هند از آنها مهمتر محسوب ميشوند، ولي حاميان موسوي با شعار انحرافي «مرگ بر روسيه» بجاي «مرگ بر اسراييل» تلاش كردند كه به التقاط اين جريان دامن بزنند و متاسفانه موسوي هم چشمش را به اين وقايع واضح ميبندد و همچنان از امام خميني و اهداف وي دم ميزند و به حمايت اين افراد، به خود ميبالد.
هر صدايي از مردم خارج شود در تاييد من است! همچنان موسوي همه چيز را مصادره به مطلوب ميكند و هر حركت اجتماعي را حامي خود محسوب كرده و گروه اندك حاميانش با شعارهاي غيراسلامي را با انبوه مردم متدين، يكجا به حساب خودش واريز ميكند. موسوي كه بخاطر شعارهاي شديد مردم انقلابي عليه وي، مجبور به ترك راهپيمايي شد چنان دچار توهم است كه ميگويد شعار دهندگان مرگ عليه موسوي نيز جزء حاميان جنبش سبز محسوب ميشوند!
نكته جديد موسوي در اين بيانيه نفي مبارزه است. وي كه شايد به كاهش شديد پشتوانهي اجتماعي خود پي برده است، بارها مبارزه را رد ميكند و ميگويد: «مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.» و ادامه ميدهد كه راه سبز را بايد زندگيكرد و در تفسيرش ميگويد: « راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانههایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشتهای روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار میشود.» بعبارت ديگر، وجود ملت ايران خودش يعني حمايت از موسوي و يا اينكه هر صدايي از مردم خارج شود در جهت حمايت از موسوي است حتي اگر اين حركت غيرارادي و بيربط باشد.
نخست وزير امام خميني و شعارهاي جرج بوش! موسوي در ادامه بيانيهاش همانند جرج بوش،
نگرانی مشترک امام خمینی و موسوی
نگرانی مشترک امام خمینی که از سال42 فریاد فلسطین سرمی داد وآقای موسوی؟
سياستهاي خارجي جمهوري اسلامي كه مبتني بر آرمانهاي امام راحل و وليفقيهِ زمان است را «ماجراجويانه» مينامد و در نفي مبارزه ميگويد: « اگر با منطق مبارزه پیش میرفتیم شاید سادهانگارانه تصور میکردیم که این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که میخواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست»! گويا تمام تاكيدهاي خميني را يكجا فراموش كرد كه تا مبارزه هست ما هستيم و ما مدافع همه مظلومان جهانيم. جالب اين است كه بعد از پايان يافتن تهديدات نظاميِ پوچ امريكا و در آستانه انفعال غرب در برابر ديپلماسي فعال و بسته پيشنهادي ايران، موسوي بيان ميكند به خاطر اين سياست خارجهي غلط، كشور در آستانه بحران است!
مسعود رجوي هم تهديد به سرنگوني ميكرد! در اين بيانيه موسوي گفته است كه اگر روز قدس اتفاق نميافتاد، نظام «در روز 22بهمن به طور ناگهاني با هزينه سنگين عملكرد غلط خود مواجه ميشد و ديگر خشونت چارهساز نبوده و وقت براي هر چاره ديگر دير خواهد بود.» دير بودن براي هر چارهاي در مقابل آشوبها يعني سقوط، بعبارت ديگر موسوي در اين قسمت به سرنگوني جمهوري اسلامي(و يا حداقل سقوط دولت) تهديد ميكند!
دعوا نكنيد، من متعلق به همه هستم! از نكات طنزگونهي بيانيه اخير موسوي درخواست وي از ملتهاي جهان براي عدم تحريم ايران است. سوال اينجاست مگر تاكنون ملتها بودند كه ايران را تحريم ميكردند؟! شايد هم موسوي دولتهاي استعمارگر را مساوي با ملتهاي جهان ميداند. اين احتمال از اينجا قوت ميگيرد كه در ادامه، موسوي از حمايتهاي ملتهاي دنيا از خودش تشكر و قدرداني ميكند، يعني امريكا، انگليس، فرانسه و... وگرنه بسياري از مردم عادي غربي حتي خاورميانه را هم خوب نميشناسند چه برسد به موسوي!
دروغگويي ادامه دارد. موسوي بار ديگر با تكيه به شنيدههاي ناموثق در اين بيانيه مدعي شد كه مراجع رسمي همين دولت اعلام كردهاند؛ دهها ميليارد دلار گم شده است! شايد ايشان مراجع رسمي دولت را نميشناسند و منظورشان ديوان محاسبات است كه چنين مسايلي را بررسي ميكند كه آن هم زيرمجموعه قوهي مقننه است. بهرحال همين مرجع هم كه اتفاقا چندان دلِ خوشي از دولتيها ندارند، چنين شايعاتي را رد كرده و آن را بياساس توصيف كرده است. شايد هم منظور موسوي بيبيسي يا مراجع رسمي دولت قبل بوده است!
نكته آخر هم موضوع جشن تولد موسوي است که این بیانیه در آن روز منتشر شد. روزنامهي دروغگوي حياتنو با چاپ سه عكس بزرگ از سران اغتشاشات(كروبيخاتميموسوي) در صفحه اول خود، به زندگينامه آْنها پرداخت و نوشت كه همگي اين آشوبطلبان متولدين ماه مهر و صفا و دوستي هستند. بعد از حدود یک هفته از آغاز پروژه «متولدين ماه مهر» که رمز آشوب برای آغاز سال تحصیلی بود، موسوي با تاخير، در بيانيهاش تولد خود را در مهرماه تلويحا تكذيب كرد (احتمالا طي اين مدت، تاريخ تولدش را يادش رفته بود!) تا بار ديگر ثابت شود كه رسانههاي غربپرست از هيچ دروغي براي اهداف خود دريغ نميكنند و اين دروغگويي نيز براي موسوي چندان اهميت ندارد مهم اين است كه آنها، راه سبز را زندگي ميكنند! /انتهای پیام/