اسرار وضو
اي بپندار وجود آلوده، خود را پاک ساز کاين طهارت سالک ره را، نمازي مي کند.
تلخيص وضو، عبارت از دو شستن و دو مسح است.
وضو نيز که خود در جزو طهارت ظاهر است، داراي آداب ظاهريه و باطنيه مي باشد، و در اين هر دو نيز اسرار و رموزي نهفته است، که ما به لحاظ دوري جستن از اطاله کلام و خودداري از ايجاد ملال براي خوانندگان عزيز، بدون تفکيک آن دو، اجمالا بذکر بعضي از آن اسرار و رموز اکتفا مي نماييم:
همين وضو، که عبارت از دو شستن و دو مسح است( و شايد برخي از عوام الناس بنظر ناچيزي بر آن بنگرند) با قطع نظر از ازاله چرک ظاهر و پليديهاي جسمي که موجب حفظ بهداشت عمومي بدن است، داراي حکمتها، تذکرات، تنبيهات و بيدار باشهايي است که هر گاه فرد نمازگزار بدانها پي برده و همانطور که در اخبار ائمه اطهار عليهم السلام است و بوسيله علماء والامقام و حجج اسلام (کثر الله امثالهم و ايدهم بتاييداته) ترجمه و تلخيص گرديده و راه اجراي آنرا نموده اند معمول گردد، اصلاح باطن را متضمن بوده و بالفطره اصلاح نفس نيز بر آن مرتبت خواهد بود.
با رعايت آن آداب و اسرار، همينکه نمازگزار، دل از غير خدا پاک ساخت، نيمي از عمل معرفتش کامل گشته و خود را با خدايتعالي مانوس مي يابد، تدريجا بسياري از حقايق را در باطن خود دريافته و در نيمه ديگر از عمل معرفت، نوبت بتابش انوار جلال عظمت الهي ميرسد.
اينجاست که نمازگزار، بعظمت خلقت آگاه و باسرار دين آشنا گرديده و از روي شوق و رغبت، باطاعت و بندگي خدا مي پردازد.
آنگاه، انس بخدا را انجام شده، نفس خويش را آباد و منظور از عبادتش را بحصول پيوسته مي نگرد(اللهم الرزقنا)
در امر وضو، مستحبات و مندوباتي است که آداب آن در کتب فقهيه واضح و روشن است، و ما اکنون ببرخي از رموز و حکمتهاي آن اشاره نموده و سپس اهم اسرار و آداب آنها را متذکر مي شويم.
در شستن مواضع وضو، بايد بدانيم، اعضاء و جوارحي که امر بشستن آنها شده، چون در امور دنيوي بيش از ساير اعضاء بدن دخالت داشته و در کدورات طبيعت فرورفته، در تاريکي حوادث( نسبت بکارهاي روزانه) بيشتر مباشرت داشته و در نتيجه از اهليت در عبادت و مناجات خداوندي خارج شده اند، اکنون شستن آنها واجب گرديده است.
حکمت ديگر امر به وضو اينستکه بنده براي حصول قابليت در مذاکره و مکالمه با پروردگار خود، آماده و پاکيزه گشته، کسالت از وجودش برطرف و خواب از چشمانش بدر رود.
امر بوجوب شستن صورت و دستها، و مسح سر و پاها، از اين رو است که اين اعضاء در نماز بيشتر بکار مي آيد.
زيرا که سجده و خضوع بوسيله صورت و عرض حاجات با سر و رو بقبله انجام مي گيرد.
پاها نيز، قيام و قعود نماز را بجا مي اورند.
از آنجا که دل و قلب انسان که رييس و مدبر بزرگ اعضاء و جوارح است، محل نظر و رحمت و مورد عنايت ذات مقدس خداوند يکتا و بيهمتا است، نماز گزار بايد، بشروع وضو متذکر باشد که عزم بازگشت بسوي حضرت پروردگار را دارد، و لذا در نيت خود قصد کند که دلرا از علايق خسيسه دنيوي و اخلاق ذميمه پاک سازد، و سپس قبل از هر عمل ديگر خود را از کثافات خالي و از خباثت عاري نمايد، تا بدن آرام و راحت شده، براي معراج قابل و آماده گردد.
کثافات بر سه قسم طبقه بندي شده است.
اول: حدث اکبر، که غسل را ايجاب مي نمايد.
دوم: حدث اصغر، که وضو را لازم مي سازد.
سوم: ساير کثافات و نجاسات و پليديهاي بدن (که ازاله آنها لازم است.)
زيرا هر چيزي جا و محل معيني دارد( همچنانکه جاي درندگان در خلل و جبال جنگل، و جاي ماهيان در آب، و محل پرندگان در فضاي پهناور، و جولانگه خزندگان در زمين خاکي است.) ادمي را با همراه داشتن جزيي از اواع کثافات، در ملکوت و مجلس قرب الهي راه نيست تا بتواند، با آن حال ناشايست، بنماز قيام و در اين معراج قدم نهاده، با ارواح مقدسه و نفوس قدسيه هم افق گردد، و اين مسلم است که ناپاکانرا با مجالس پاکان، و اسيران را با منازي ازادگان نسبتي نيست.
عنايت الهي را بنگريد که چگونه خير و صلاح بندگان در تمام حرکات و اطوار و رفتار مطمح نظر قرار گرفته است.
و از سويي نماز گزار بايد توجه داشته باشد حال که قصد شروع معراج را دارد، تنها با شستشوي ظاهري پليديهاي بدن، وي را باين عوالم راه نيست، مگر اينکه دلرا نيز از صفات رذيله و شهوات خبيثه پاک ساخته، عزم خويش را جزم نمايد، تا اعضاء خود را که جزء الات شهويه بوده اند از شهوات دنيا باز گيرد، بنحويکه صفا و نورانيت در تطهير همه اعضايش اثر بخشد.
فرد نماز گزار علاوه بر پاک نمودن ظاهر بدن بايد در ستردن فضولات غير ظاهر نيز کوشا بوده و فضولات غير نجس را زدوده و مندوبات وضو را از ناخن گرفتن، و پيش از وضو هر دو دست را تا مچ شستن، دندان مسواک کردن را رعايت نمايد و بالاخره بهنگام شروع بکار وضو در دل بگذراند که اجراي اين امور و رعايت جزييات آنها همه براي عبادت و راز و نياز بدرگاه معبود چاره ساز است.
در تاييد اهميت وضو، ضمن روايات مي خوانيم که رخسار مبارک رسول اکرم ص بوقت وضو دگرگون مي شد.
وقتي از حضرتش علت دگرگوني و تغيير رخسار مبارک را که بهنگام وضو دست ميداد پرسيدند، فرمود:
هنگام اداي امانتي رسيده است که خدايتعالي آنرا باسمانها و زمين عرضه کرد و همه از تحمل آن ابا کردند.
نه فلک راست مسلم، نه ملک را حاصل آنچه در سر سويد اي بني ادم از اوست
اکنون اداب و اسرار اعمال وضو را با رعايت ترتيب آن در يابيم:
اول:
سه مرتيه مضمضه و استنشاق( در صورت پاکي آب و رغبت بدان)
که اين عمل از نظر باطن، قلب را از حرام، پاک و نوراني ساخته و زبان را بحکمت مي ارايد، و از نظر ظاهر بايد گفته شود که فلسفه استنشاق در گذشته از لحاظ بهداشت نيز ناپيدا بود و بظاهر چنين استنباط مي شد که تشريع وضو تنها براي نظافت و بهداشت است.
ديگر رساندن اب بر بيني( بويژه آنگاه که باطن بيني خالي از ماده لزجه باشد) چه لزومي دارد و هرگاه خالي نباشد با رساندن آب، آنهم اب سرد و بدون کمک دست بپاکيزگي آن چه اطميناني حاصل است، تا اينکه حکمت طبي استنشاق را دريافتند، که چون بيني يکي از دروازه هاي کشور بدن است و بعلت لزوم تنفس و احتياج با استنشاق هوا، چه در خواب و چه در بيداري راه ورود ميکربها بر آن باز است، در حين انجام تنفس گرد و غبار و کثافات مخلوط با هوا را در خود نگاهداشته و با پيشروي آنها به قصبه الريه( بلکه گاها با ورد آنها به ريتين) سلامت انسان را تهديد است.
پس منخرين، در عين حال عهده داري عمل مهم وارد ساختن هواي صاف به ريتين، مخزن کثافات و ميکربها نيز قرار مي گيرد که بالنتيجه در غضروفهاي بيني گاهي کرمي توليد مي شود که هم درد بسيار شديدي ايجاد، و هم موجب کاهش بينايي چشم مي گردد، و اينکه خداوند متعال، موهاي ريزي در مجري منخرين و رطوبت مخاطي در بيني مقرر فرموده از همين رو است که اين ميکربها مجذوب و بازداشت گردند.
عمل استنشاق و شستن بيني، با اب سرد، براي سهولت تنفس و برطرف شدن ميکربها و دفع اينگونه کرم، بهترين وسيله تشخيص داده شده که:
- همه روزه در چند نوبت ميکربها مجري نابود و مجذوب اب سرد شده، مجاري تنفس پاک، بهداشت و سلامتي و سعادت ما تامين مي شود.
- مجري را تميز و بي خطر مي سازد.
- از بروز امراض ريوي و ظهور سل و ضيق النفس مصون مي دارد.
- از حمله زکام ( که ام الامراضش مي ناميم) جلوگيري مي نمايد.
- حالت نشاط و رفع غم و تعادل فرح را، در وجود ما برقرار مي نمايد.
- تعادل عصبي، در تمام بدن بوسيله تحريک اعصاب سمپاتيک ايجاد مي گردد.
از روايات اهل بيت عصمت عليهم السلام چنين مستفاد مي گردد که اب گرم با همه مزايايي که در موارد مختلف دارد در وضو کراهت داشته و وضو با اب سرد افضل از ابگرم است.
زيرا ميکربهايي که بر اعضاء وضو قرار دارند و محتمل است نفوذ جلدي پيدا کرده و وارد بدن شوند، فرمانهاي ازتي اب سرد انها را نابود ميسازد و هر چه اب سرد تر باشد اکسيژن بيشتر و فعاليت ميکرب کشي فرمانها زيادتر است.
سنت است که اب وضو خشکانده نشود، تا بحال خود خشک گردد( گرچه در خشکانيدن بوسيله پارجه و حوله نظيف مجازيم) اما ابقاء رطوبت وضو بر خشکاندن رجحان داشته و مستحب مي باشد.
فلسفه اين امر نيز انست که مادام که اعضاء خشک نشده اند فرمانها به فعاليت خود ادامه مي دهند.
يک منظور ديگر شارع مقدس اسلام از استحباب مضمضه و استنشاق در غسل و وضو اين بوده که اب وضو پاکيزه و قالب شرب باشد.
با توجه باين دستورات، اب گنديده و پليد، نه تنها براي مضمضه و استنشاق و يا غسل و وضو منتج به زيان است، بلکه بجاي آب استنجا هم نمي توان از ان استفده نمود. زيرا نفوذ ميکرب بداخل بدن از مسامات جلدي نيز ميسر است.
اکثر پزشکان غرب، با اظهار شگفتي از اين دستورات ارزنده بهداشتي اسلام (انهم در چهارده قرن پيش، که نه ميکرب شناخته شده و نه ميکروسکوپ وجود داشته) همگي معترفند که موسس ديانت اسلام کاشف اين کشف بوده است.
زيرا از وجود ميکرب و راه ورود ان به بدن بخوبي آگاه بوده و طريق مبارزه با انها را نيک تشخيص داده و در نتيجه دستورات بهداشتي را نيز توام با دستورات ديني (در خور ظرفيت و ادراک مردم ان عصر) تبليغ فرموده است.
دوم:
نيت
(آنچه که تذکر ان در اينجا لازم مي ايد ان که از اول شروع وضو همينقدر که قربه الي الله شاعر بعمل خويش باشيم کافي بوده اوردن کلام بر زبان لازم نيست.)
سوم:
شستن صورت... از بالاي پيشاني تا چانه.
زيرا اکثر حواس ظاهره و بيشتر اسباب مطالب دنيوي در صورت ادمي قرار دارد.
چهارم:
شستن دستها - از مرفق(ارنج) تا سر انگشتان( مردان از پشت بالاي مرفق، زنان از روي مرفق) از آنجا که قسمت اعظم کارهاي پست و امور دنيوي و خواهشهاي نفساني و شهوات طبيعي، همه بوسيله دستها انجام مي گيرد.
پنجم:
مسح سر- با تري دست راست، بحدسه انگشت و سطح و درازي ان( تقريبا يک چهارم جلوي سر)
سر، منبع افکار و تدابير و محل تمرکز قواي دماغيه بوده و قوه فکر و عقل (که منشا برانگيختن حواس بر امور دنيايي، و مانع از توجه و اقبال بامور اخرتي است.) در سر ادمي قرار دارد، و مرادات نفساني از ان حاصل مي گردد.
با مسح سر و رسيدن رطوبت بر روي بشره جلو سر، دوران دم، در اين عضو فورا شديدتر شده و سلولهاي دماغي، براي تفکر اماده تر و در حقيقت با تامين اکسيژن هوا، با اين استنشاق جلدي، فعاليت سلولهاي دماغي نيز سريعتر مي گردد.
ششم:
مسح روي پاها- باب وضو (ابتدا بر راست) از سر انگشت تا جاييکه پنجه و پا بهم مي پيوندد. زيرا پاهاي آدمي، الت و افزار وصول بمحل مقصود و حصول کارهاي دنيوي است.
دانشمندان و پزشکان متحد القولند، همه بدن بويژه پاها، شديدا بجذب اکسيژن و هواخوري و استنشاق جلدي نيازمندند، لذا شارع اسلام، تامين چنين احتياج را نيز در ضمن مقررات اداب وضو از نظر دور نداشته و با اموختن فلسفه مسح پاها، از اين طريق نيز سلامتي جامعه اسلامي را تامين و تضمين فرموده است.
وضو مقررات و مستحبات ديگري دارد، که برخي از موارد ضروري انرا متذکر مي شويم:
- هر گاه عضو شسته شده قبلي بر اثر حرارت و يا باد، خشک شود، احتياط است که وضو از سر گيريم(بهمين سبب است که در مواقع بروز اشکال ((وجود باد و حرارت)) تعجيل در وضو را روا دانشته اند.)
- اين مسئله نبايد از نظرها دور بماند که وضو بايد تنها بقصد وضو باشد. بدينمعني که في المثل در هواي گرم نبايد بقصد خنک شدن وضو ساخته شود، و نيز اعمال وضو بايد پي در پي (بدون فاصله) انجام يابد، زيرا وضو مانند غسل نيست که بتوان عضوي را شسته، و بعد از لحظه اي عضو ديگر را شست، و لذا هرگاه در وضو چنين پيش ايد، بناچار بايد وضو از سر گرفت.
- بوقت ضرورت(کمي اب) در وضو نيز مانند غسل، همان تر شدن اعضاء کافي است. اما مسح کردن جاييکه بايد شست و همچنين شستن جاييکه بايد مسح نمود جايز نيست.
- هرگاه اضطرارا در زير باران نيت وضو بشود و باران اعضا وضو را تر کند وضو حاصل است.
- در وضو، شستن باطن بيني و دهان و چشم را لازم ندانسته اند ليکن استنشاق و گشودن چشم ( در هنگام شستن صورت) و ذکر بسم الله( در شروع بوضو) و مسواک دندان(قبل از وضو) مستحب است.
از انجا که ادمي هميشه بايد بياد خدا بوده و بذکر او گويا باشد سزاوار است(جز در حال اضطرار) اني بدون وضو نگذراند.
زيرا وضو، علاوه بر اينکه خود ذاتا در شمار عبادات بوده و شرط صحت نماز و بعضي از امور ديگر است، فلسفه ان(بالاتر از فوايد مادي و نتايج جسماني ) بفوايد معنوي و روحاني کشيده شده و مايه وصول به مقام قرب مي باشد. و از سويي بنفسه موجب صحت و طول عمر و نورانيت باطن است.
بعلاوه شخص دائم الوضوء علاوه بر بهره مندي از خواص بسيار آن، علم و ايمان و رزقش فزوني مي يابد.
با وضو بودن هميشگي برادران و خواهران ديني، بهنگام حضور در مجامع ديني و محضر علماء، دخول بمساجد و حرم و مقبره ائمه هدي اماکن شريفه و همچنين بوقت مس قران مجيد و خواندن احاديث و کتب علماء اعلام و بزرگان دين، اشتغال بمطالعه دروس و مباحثه، و ذکر اسماء الله و بر زبان راندن نامهاي مبارک حضرات معصومين سلام الله عليهم اجمعين خواصي زايد الوصف دارد، و حالت غير پاکي و نداشتن وضو غير قابل تصور است.
هر کس کشد بچشم حيا سرمه ادب بيند جمال شاهد مقصود بي حجاب
و به عنوان حسن ختام مبحث وضو:
از ذونون مصري پرسيدند چگونه طهارت مي سازي، و به چه قسم نماز مي گذاري؟
گفت:
بمجرد قصد نماز، از ريا استبرا مي کنم، از نفاق استنجا مي نمايم، از غل و غش طهارت مي سازم، از عجب و کبر بدور مي شوم، سرمه حيا در چشم مي کشم، لباس نياز در بر و عمامه تواضع بر سر، و نعلين خوف و خشيت در پا مي کنم، طليسان رضا بر مي افکنم، کمر خدمت در ميان جان مي بندم، طوق منت در گردن و تاج محبت بر سر مي نهم، شمع در دل مي افروزم، اتش عشق در جان مي زنم، انگاه بدر دوست مي ايم و با دوست راز گويم.
منبع: سبطين.