کم گوی و گزيده گوی...
اقسام بيهودهگويي
1- سخن گفتن درباره موضوع بيفايده: گاه انسان از موضوعي سخن ميگويد که هيچ فايدهاي براي او ندارد.
2- سخن اضافي (فضول کلام): سخن بيش از اندازه لازم و کافي، اگرچه درباره موضوعي سودمند باشد، از اقسام کلام بيفايده به شمار ميرود.
3- سخن بيجا: سخن کافي و به اندازه درباره موضوع سودمند و مفيد، اگر بيرون از جايگاه مناسبش گفته شود، از اقسام کلام بيفايده شمرده ميشود، نابجايي سخن، گاه از عدم تناسب سخن با مخاطب پديد ميآيد.
نکوهش بيهودهگويي
رسول خدا(ص) فرمود: در آنچه بيهوده است، بسيار سخن نگو که از رحمت خدا ساقط ميشوي.(مستدرک الوسائل، ج13)
حضرت علي(ع) فرمود: در شگفتم از کسي که سخني ميگويد که در دنيا سودي ندارد و در آخرت اجري نخواهد داشت.(غررالحکم، ص214)
رسول خدا(ص) فرمود: خوشا به حال کسي که زيادي کلامش را نگاه دارد و زيادي مالش را انفاق کند.(مجموعه ورام)
امام حسين(ع) به ابن عباس فرمود: هرگز از آنچه بيفايده است سخن مگو، چرا که من از وزر براي تو ميترسم و هرگز از آنچه مفيد است، سخن مگو تا هنگامي که جايگاهي مناسب براي سخنت ببيني.(اعلام الدين)
ريشههاي بيهودهگويي
عوامل ذيل، انسان را به وادي بيهودگي ميکشاند:
1- کنجکاوي: اشتياق به دانستن چيزي که براي شخص سودي ندارد يا کاوش در مسائل غير مفيد، از عوامل بيهودهگويي است.
2- علاقه فراوان و صميميت: شدت علاقه به ديگري، موجب پيدايش ميل فراوان به سخن گفتن با او ميشود که اين ميتواند انسان را به بيهودهگويي و پرگويي وادارد.
3- وقت گذراني: گاه گوينده به اشتباه گمان ميکند که وقت اضافي دارد و با سخن گفتن ميتواند اين وقت را پر کند.
4- حب جاه (جلب توجه): سخن گفتن گاه براي جاي گرفتن در دل ديگران است که در اين حال، فرد با سخن گفتن ميکوشد توجه ديگران را به خود جلب کند تا مردم به ارتباط با او تمايل نشان دهند.
پيامدهاي زشت بيهوده گويي
1- تباه شدن عمر: کمترين زيان کلام بيهوده براي شخص متکلم، تباه شدن عمر او است که بزرگترين سرمايه زندگي او شمرده ميشود.
2- حقارت در جامعه: کلام بيفايده و اضافي، سبب کاستي مقام گوينده ميشود.
3- درخواست پوزش: يکي ديگر از آثار زشت بيهوده گويي، اين است که چه بسا سخني بر زبان آورد يا برخوردي کند که از آن پشيمان شود و به ناچار از مخاطب عذر بخواهد.
4- زمينهسازي گناهان زبان: سخن بيهوده، زمينه ورود انسان به وادي گناهان زبان را فراهم ميسازد، زيرا بيهودهگويي، از شهوت کلام سرچشمه ميگيرد و اين اشتها به سخن گفتن، خطرهايي چون غيبت، دروغ، فرورفتن در باطل و... را در پي دارد. چنانچه پيامبر(ص) فرمود: کسي که بسيار سخن گويد، خطايش فراوان ميشود و کسي که خطايش فزوني گيرد، گناهانش بسيار ميشود و کسي که گناهانش فراوان شود دوزخ براي او بهتر است.(المحجه البيضاء، ج5)
5- دوري از رحمت الهي: بيهودهگويي، انسان را از رحمت خداوند دور ميسازد.
6- از دست دادن امور مفيد: هنگامي که شخص به امور بيفايده سرگرم شود، از آنچه مفيد و سودمند است، باز ميماند. حضرت علي(ع) فرمود: هرکس خود را به چيزي که به کارش نيايد سرگرم کند، آنچه را که به کارش آيد از دست ميدهد.(غررالحکم، ج477)
7- نابودي خرد: عقل، انسان را به پيشرفت و کمال فرا ميخواند. سرگرم شدن به امور زايد و بيفايده، حرکتي در جهت خلاف فرمان عقل بوده، موجب نابودي آن ميشود. امام علي(ع) فرمود: ضايع شدن عقلها، در جستجوي کارهاي زائد است.(همان)
8- گمراهي: با نابودي خرد، انسان راه کمال و سعادت را گم خواهد کرد. امام علي(ع) فرمود: قرار گرفتن تو در آنچه به کارت نميآيد، ناداني گمراه کنندهاي است.(همان)
9- قساوت قلب: دوري از ياد خدا، دل را سخت ميکند و نتيجه پرگويي در آنچه به کار نميآيد، کاهش ذکر خدا، و سرانجام آن، قساوت قلب است.
10- خستگي شنونده: بيهودهگويي، افزون بر زيانهاي پيش گفته، موجب ملامت و خستگي شنونده نيز ميشود که اين خود، بيميلي شنونده به هم سخن شدن با بيهودهگو را در پي خواهد داشت. امام علي(ع) فرمود: از پرگويي بپرهيز، زيرا بر لغزشها ميافزايد و کسالت و خستگي را به دنبال ميآورد.(همان، ص212)
راههاي درمان بيهودهگويي
درمان بيهودهگويي از دو راه علمي و عملي ممکن است:
علمي: دقت در پيامدهاي سخن بيفايده و يادآوري مستمر آنها، سبب ترک اين عادت ناشايست ميشود.
عملي: سرگرم شدن به کارهاي مفيد و سودمند، کوششي مناسب براي ترک عادت بيهودهگويي است، پرداختن به ذکر، دعا، مسائل مفيد علمي و ارشاد و تربيت، از جمله امور مفيدي است که انسان را از بيهودهگويي دور ميسازد.(منبع: کتاب اخلاق الهي)