جلبكهاي سبز ريشه ندارند
وبلاگ خوب آهستان به قلم اميد حسيني به بررسي قهرماني حميد سوريان و اهداي مدال طلاي او به رئيس جمهور دولت دهم و مسائل بوجود آمده پرداخته است
فكر ميكردم مطلب قبلي وبلاگم آنقدر واضح باشد كه نيازي به توضيح بيشتري نداشته باشد اما با خواندن نظرات بعضي از خوانندگان عزيز، ناگزير به نوشتن اين توضيح هستم. اين بار بطور خلاصه ماجرا را به اين شكل مينويسم:
1- حميد سوريان براي چهارمين بار قهرمان دنيا شد
2- حميد سوريان مدال قهرمانياش را به احمدي نژاد اهدا كرد
3- سوريان پس از اهداي مدال به احمدي نژاد، از سوي عدهاي از مدعيان وطنپرستي كه من اسمشان را جلبك سبز مي گذارم، به خيانت متهم شد!
در مطلب قبلي به همين مساله اشاره كردم و تيتر نوشتهام را هم بر اساس همين موضوع انتخاب كردم. عكسي را هم از توهينهاي صورت گرفته به سوريان در سايت بالاترين به همراه لينك مربوطه قرار دادم تا به همه ثابت كنم وقتي ميگويم بالاتريني ها كيلومترها با جامعهي حقيقي ايران فاصله دارند، بيجهت و بياساس نيست و دقيقا به خاطر همين مساله است كه من به آنها ميگويم جلبك سبز.
فكر ميكنم بيشتر از اين نيازي به توضيح نباشد وكاملا معلوم است كه منظورم از جلبكهاي سبز چه افرادي هستند؟ آدمهايي كه به بهانه حمايت از موسوي، رنگ سبز را علم كردهاند، اما كمترين شناختي از جامعه خود و مردمانش ندارند. آدمهايي كه به بهانه آزادي و آزادي بيان، چماق ديكتاتوري خودشان را بر سر ديگران ميكوبند. قبلا هم توضيح دادهام كه به هيچ وجه قصد توهين به راي دهندگان به موسوي را ندارم. چرا كه انتخابات تمام شده و اين جلبكهاي سبز هم ربطي به روزهاي انتخابات و اكثريت حاميان موسوي ندارند.
اما واكنش و نظرات بعضي از دوستان و خوانندگان به نوشته قبلي وبلاگ جالب است، اول اينكه بعضيها ادعا مي كنند كه استفادهي از عبارت جلبكهاي سبز، يعني توهين به همهي حاميان موسوي در انتخابات! برخي هم به جاي قضاوت درباره توهينهاي صورت گرفته نسبت به سوريان، خبر تكذيب تهديد سوريان به مرگ را برايم فرستادند كه من اصلا متوجه نشدم كه چرا اين خبر را براي من فرستادهاند؟!( شايد بخاطر تيتر مطلب قبلي كه نوشته بودم بايد اعدام شود!) در صورتي كه من اصلا به مساله تهديد سوريان اشاره اي نكرده بودم و حرف اصليام اعتراض به توهينهاي صورت گرفته به وي به بهانه اهداي مدالش به احمدينژاد بود.
بعضيها هم كه دقيقا متوجه منظور من شده بودند و توهينهاي دوستان خودشان را هم ديده بودند، به راحتي چشم خود را بر آن همه توهين بستند و به من ايراد گرفتهاند كه «تو چرا به جلبكهاي سبز توهين كردهاي و به آنها گفتهاي بيشعور؟!» واقعا جالب است. عكس سايت بالاترين را به همراه لينك توهين كاربرانش به قهرمان ايران و قهرمان دنيا در وبلاگم قرار دادهام، آنوقت به من اعتراض ميكنند كه تو چرا به آنها توهين ميكني؟!
البته دليل عصبانيت جلبكها كاملا معلوم و مشخص است. همان طوري كه قبلا هم گفته بودم، سير و سياحت در سايتهايي مثل بالاترين و موج سبز آنقدر درصد توهم و تخيل آدمها را بالا ميبرد كه بعضيها واقعا تصور ميكنند همه ايران و همه ايرانيان به موج سبز موهوم آنها پيوستهاند، اما هروقت با چشمان خود خلاف آنرا ميبينند شروع ميكنند به فحش دادن و توهين كردن به ديگران.
دقيقا مثل اين روزها كه هنرمند و ورزشكار و هنرپيشه و كارگردان و خواننده و نويسندهي اين مملكت همگي توسط جلبكهاي سبز خائن و خيانتكار لقب گرفتهاند! با اين وجود امروز بايد اكثريت ملت ايران را جزو خائنين به وطن به حساب بياوريم! البته با توجه به همين موارد مي شود جايگاه و اندازهي اين جلبكهاي سبز را در كشور و در بين مردم سنجيد. ببينيم آيا مردم هم به قهرمانان و هنرمندان خود به چشم خائن نگاه ميكنند؟ ضمنا يك نكته را هم فراموش نكنيم كه جلبكهاي سبز ريشه ندارند، نه در ايران و نه در هيچ كجاي جهان! / انتهاي پيام/