ديدن خدا
معاويه بن وهب خدمت امام صادق(ع) رسيد و عرض کرد: اي فرزند رسول خدا! نظر شما درباره روايتي که ميگويد رسول خدا(ص)، خدا را ديد چيست؟ خدا را به چه شکلي ديد؟ همچنين نظرتان درباره روايتي که ميگويد مومنان در بهشت، پروردگارشان را ميبينند چيست؟ آنان خدا را به چه شکلي ميبينند؟
امام صادق(ع) مهربانانه تبسمي کرد و فرمود: اي معاويه! براي آدمي چه ناپسند است که هفتاد، هشتاد سال در حکومت خدا زندگي کند و از نعمتهايش بخورد؛ اما او را آن چنان که بايد، نشناسد.
پس از اين نصيحت کوتاه که بيانگر ضرورت شناخت درست خدا بود، امام صادق(ع) به توضيح معني آن دو حديث پرداخت و فرمود:
اي معاويه! پيامبر(در معراج) پروردگار متعال را با چشم نديد. ديدن دو گونه است: ديدن با دل و ديدن با چشم، هرکه (از اين حديث) منظورش ديدن با دل باشد درست گفته است و اگر مرادش ديدن با چشم باشد به خدا و آيات او کافر شده است؛ زيرا رسول خدا(ص) فرمود: «هرکس خدا را به آفريدههاي او تشبيه کند، کافر گشته است.»
پدرم نيز از پدرش و او از حسين بن علي روايت کرده که از اميرمومنان(ع) سوال شد: اي برادر رسول خدا! آيا پروردگارت را ديدهاي؟ او فرمود: چگونه خدايي را که نديدهام بپرستم؟ ديدهها او را نميبينند؛ ولي دلهايي که به حقيقت ايمان رسيدهاند، او را ديدهاند.(بحارالانوار، ج4)
نکته
پاسخگويي به پرسشهاي علمي، نبايد يک مربي دلسوز را از پندهاي تربيتي غافل سازد. اهل بيت(ع) گاهي قبل از پاسخ و گاهي پس از پاسخگويي به پرسشهاي علمي – اعتقادي، به بيان مسائل تربيتي ميپرداختند و آن را بسان وظيفهاي واجب رعايت ميکردند.
اين حالت حتي در هنگامههاي نبرد نيز از چشم اهل بيت(ع) دور نماند. درحکايت بالا نيز امام(ع) پيش از ارائه پاسخ، پرسشگر را نصيحت فرمود./انتهای پیام/