لبخند تسليم و رضا
کد خبر:۴۴۰۲۱
نگاهي به سيره امام صادق(ع)

لبخند تسليم و رضا

بزرگان دين، گرچه از مرگ فرزندان خود غمگين مي‌شدند، اما اين ناراحتي، آنان را به نا شکري و نا شکيبايي وا نمي‌داشت.

آن روز گروهي از دوستان امام صادق(ع) مهمان حضرت بودند. همين که مقدمات پذيرايي آماده شد، خبر رسيد که اسماعيل(فرزند بزرگ امام که در بستر بيماري افتاده بود) از دنيا رقت.

حضرت صادق(ع) از سر تسليم در برابر پروردگار، لبخندي زد و دستور داد که غذا بياورند، سفره پهن شد و همه بر سر سفره نشستند.

امام(ع) بهتر از روزهاي گذشته غذا مي‌خورد و مثل آنکه هيچ اتفاقي نيافتاده، با روي باز به رفقايش تعارف مي‌کرد و ظرف‌هاي غذا را در برابر شان مي‌گذاشت.

دوستان امام(ع) از کار آن بزرگوار خيلي تعجب کردند؛ زيرا هيچ اثري از غم و اندوه در چهره ايشان نمي‌ديدند.

وقتي خبر در گذشت اسماعيل رسيد، آنها فکر مي‌کردند الان امام صادق(ع) بي‌تابي خواهد کرد و بر سر و روي خود زده و جلسه مهماني از هم مي‌پاشد.

سفره که جمع شد يکي از مهمانان به امام عرض کرد: يابن رسول الله! ما چيز عجيبي از شما ديديم. چنين پسري را از دست داده‌ايد اما اصلا اظهار غم و اندوه نمي‌کنيد؟!

امام(ع) فرمود: (چرا چنين نباشم حال آنکه راستگوترين راستگويان؛ يعني پروردگار جهانيان خبر داده که من و شما همگي خواهيم مرد. گروهي از انسانها مرگ را شناخته‌اند و همواره به ياد آنند و در مرگ يکي از بستگان خود اظهار ناخشنودي نمي‌کنند و در برابر خواست و فرمان آفريدگار خود تسليم گشته‌اند.)(بحارالانوار، ج47)

نکته‌ها

بي‌تابي بر اثر جهل است. کسي که مردن را نابودي نمي‌داند نه از مرگ مي‌ترسد و نه بر مرگ ديگران سينه چاک کند.

البته در جاي ديگر اهل بيت(ع) بر فرزندان خود گريسته‌اند و اگر کسي بر آنان اعتراض کرده فرموده‌اند که فرزندان ما جگر گوشه‌هاي ما هستند و ما در غم آنها احساس ناراحتي مي‌کنيم.

در نتيجه مي‌توان گفت که بزرگان دين، گرچه از مرگ فرزندان خود غمگين مي‌شدند، اما اين ناراحتي، آنان را به نا شکري و نا شکيبايي وا نمي‌داشت.

 

پربازدیدترین آخرین اخبار