يادت بخير ميرزا
گروه انديشه - گوش كنيد كه چهها عرض ميكنم عزيز با عزت من! اينها كه ميگويم به درد شما ميخورد» تكيه كلام آقا ميرزا جواد براي همه كساني كه تا همين سه چهار سال پيش، از ساعت 9 تا 10 صبح زيباترين لحظات تحصيلي شان را در مسجد اعظم پاي درس استاد سپري ميكردند، هميشه جذاب بود؛ با گفتن اين جملات صدها شاگرد استاد كه گرداگرد مسجد را پر كرده بودند، لبخندي زده و به عشق استاد محبوبشان در اين حلقه به معناي واقعي كلمه، تعليم و تعلم ميديدند.
حالا ديگر سه سالي از سفر ملكوتي آن يار سفر كرده ميگذرد و ما همچنان در حيرت آن كوچ به ياد ماندني هستيم!
دوشنبه 29 آذر سال 85 ،براي هميشه به خاطرهاي تلخ مبدل شد. خاطره وداع فقيهي كه به فرموده رهبر عزيزمان تقوا و پارسايياش در كنار خلق و خوي مردمي و رعايت پدرانهاي كه با شاگردان وارداتمندان خويش به كار ميبرد او را در ميان طلاب و جوانان و بسيجيان، شخصيتي محبوب ساخته بود. هيچ گاه از ياد نميبرم صبح سه شنبه پس از آن كه اولين دسته طلاب مدرسه معصوميه يك دست سياه پوش بر سر و سينه ميزدند و پارچه نوشته بزرگي در تسليت آن فقيه رباني حمل ميكردند و از ميرزا با عنوان عالم بسيجي ياد كرده بودند.
حقيقتا نحوه گفتن از كسي كه نه در حرف، بلكه در عمل مظهر علم و تقوا و البته خضوع و خشوع عاشقانه بود در عين آسان بودن بسيار سخت است! شخصيتي كه عشق و ارادتش به اهل بيت واقعا مثال زدني است. با پاي پياده رفتن به دستههاي عزاداري در عاشورا وبه خصوص ايام فاطميه و گريههاي بي امانش در رثاي آل ا... تنها گوشهاي كوچك از يك دريا عشق و دلدادگي اوست!
سه سال پيش مردي در جوار حرم كريمه اهل بيت آرام گرفت كه به قول خودش بيش از 40 سال بود كه براي كسب علم ومرفت، روي آرامش و آسايش را به خود نديده بود و چه زيبا بود وداع عاشقان اهل بيت و دوستداران مرجعيت و روحانيت اصيل با ميرزا !
بي شك اخلاق و منش والاي ميرزا براي همه ما الگو است و هيچ گاه از خاطره با عظمت روح آن مرجع فقيد يادمان نميرود.
راستي! ميرزا براي همه ما حرفهاي زيادي هم به يادگار گذاشت؛ به جوانان هميشه ميگفت: «جواني را غنيمت بشماريد كه زود گذر است، درس خواندن براي خدا از بهترين اعمال است و زحمات و مشقات آن را تحمل نموده تا انشاءا... به درجات عاليه علم و عمل برسيد» .
توصيهاش به طلاب جوان اين بود « درسهايي را كه ضعيف هستيد در روزهاي تعطيل و ايام فراغت به طور جدي تقويت كنيد و بر خداوند بزرگ توكل كنيد انشاءا... موفق خواهيد بود»
در مقام استاد سخنش اين بود «توصيه اين جانب به شما اين است كه ابتدا به درس اهميت دهيد و از نظر علمي و اخلاقي خود را پرورش دهيد. در مجادلات علمي سعي كنيد از جاده انصاف و اعتدال خارج نشويد...»
ميرزا، البته حرفهاي جالبي هم براي كساني داشت كه سنگ عرفان را به سينه ميزنند. او ميگفت: «سير در مراحل عرفاني وجوب شرعي ندارد. وظيفه شما پس از تحصيل اعتقاداتي صحيحه، عمل به رساله عمليه است و از ورود در مراحل عرفاني ولو به كمك استاد از آن نظر كه بيم اشتباه در تعيين استاد حقيقي و خوب وجود دارد و امكان ضلالت در عقايد و اعمال هست، بايد اجتناب كرد وا... الهادي الي سواء السبيل».
خودش به عنوان يك عاشق اهل بيت(ع) و به ويژه مادر سادات حضرت زهرا (س) به عزاداران خاندان رسالت ميگفت: «در عزاداري از اعمالي كه عنوان حرام بر آن منطبق ميشود بايد پرهيز كرد و از اموري كه موجب سوء استفاده دشمنان اسلام و اهل بيت(ع) است بايد اجتناب نمود، ولي ذكر فضايل اهل بيت و عزاداري به صورت دسته هاي سينه زني و مواكب حسيني كه موجب زنده نگهداشتن خاطره مظلوميت و سيره اهل بيت (ع) و بيانگر كرامات آن خاندان باشد از عبارت است».
به سياستمداران هم توصيههاي جالبي داشت آنجا كه ميگفت: «بينش سياسي به وسيله تحصيل و تجربه ميتوان بدست آورد البته بايد آن را نزد اهل خبره كه متدين اند كسب نموده تا مبادا دين را قرباني سياست بنمايد».
و اما سخن آخر؛
ميرزاي عزيز! اگر روي پل صراط پايمان لغزيد، تو را به اشكهايي كه بر بضعه رسولا... ميريختي، ما را فراموش مكن! /انتهاي پيام/