بازي با آمار براي افزايش سرانه مطالعه!
کد خبر:۴۴۰۴۷

بازي با آمار براي افزايش سرانه مطالعه!

در خصوص دلايل خلا فرهنگ مطالعه در جامعه ما، بدون شك بايد به مقوله خانه و خانواده اشاره كرد؛ چرا كه اساساً نهاد خانواده نقش غير قابل انكاري در شكل‌گيري يا عدم شكل‌گيري روحيه مطالعه و كتابخواني افراد جامعه دارد. 

گروه اندیشه - اواخر سال گذشته بود كه بنابر تازه ترين آمار منتشر شده از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سرانه مطالعه در كشور به طور متوسط 10 دقيقه در روز عنوان شد.

چند ماه بعد از اين تاريخ، آماري از سوي نهاد كتابخانه‌هاي عمومي ‌كشور مطرح شد كه 18 دقيقه در روز را به عنوان سرانه مطالعه مطرح مي کرد. 

البته در طول ساليان اخير علاقه‌مندان كتاب و كتابخواني عادت كرده‌اند كه از سوي نهادها و ارگان‌ها، آمار‌هاي مختلف و گاه متناقض در اين باره بشنوند و دليل مهم اين مسئله شايد به نوعي نبودن متولي اصلي اعلام چنين آمارهايي از يك سو و از سوي ديگر خلا يك مكانيسم سنجش درست و علمي ميزان مطالعه‌ ايرانيان در كشور است.

جداي از آمار سرانه مطالعه كشور آنچه به اعتقاد نگارنده ‌اين سطور مهم‌تر از اين بحث است ضرورت ترغيب افراد جامعه به سمت كتابخواني و مطالعه و نيز چگونگي تحقق اين مهم است. 

اگر چه در زمانه كنوني به دليل رشد تكنولوژي، انسان امروزي براي برآورده كردن نياز اطلاعاتي خود به منابع مطالعاتي ديگري - بجز كتاب و مطبوعات - نظير اينترنت پناه مي‌برد، اما بد نيست بدانيم با اين وجود، مصرف سرانه كاغذ يكي از شاخص‌هاي مهم توسعه در جهان به شمار مي‌رود؛ كه اين ميزان در كشورهاي ژاپن و آمريكا در حدود 220 كيلوگرم است، در حالي كه در كشور ما اين رقم شايد به زحمت به 14 كيلوگرم برسد.

دليل اين مسئله اگر چه به اعتقاد برخي جامعه ‌شناسان ايراني، حكايت از قدرت فرهنگ شفاهي در مقايسه با فرهنگ مكتوب در كشورمان است، اما بايد به‌ اين واقعيت هم توجه داشت كه بحث كتاب و كتاب‌خواني هنوز براي بخش عمده مردم ما به عنوان يك ضرورت در زندگي اجتماعي مطرح نيست؛ چه آن كه اگر اين مقوله به‌اندازه مباحثي چون ورزش، تفريحات، تغذيه، بهداشت و ... در زندگي توده‌هاي مردم از اهميت لازم برخوردار مي‌بود، بي هيچ ترديدي فرهنگ مطالعه در جامعه ما چنان گسترده و نفوذي داشت كه سرانه مطالعه ما حداقل به‌اندازه متوسط سرانه مطالعه در جهان بود.

و اما در خصوص دلايل خلا فرهنگ مطالعه در جامعه ما، بدون شك بايد به مقوله خانه و خانواده اشاره كرد؛ چرا كه اساساً نهاد خانواده نقش غير قابل انكاري در شكل‌گيري يا عدم شكل‌گيري روحيه مطالعه و كتابخواني افراد جامعه دارد. 

خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است؛ محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.

كشور ما از ساليان دور كشوري با قدمت فرهنگي بالا بوده و نويسندگان و شاعران درخشاني داشته است، ولي متأسفانه سرانه مطالعه و كتابخواني زيبنده مردم ما نيست.

همين كه آمار دقيق از ميزان مطالعه مردم موجود نيست، خود نشاني از مهجوريت كتاب و كتابخواني در جامعه ما مي‌باشد.

در ريشه‌يابي اين معضل بايد از كودكي شروع كنيم؛ اولين نهادي كه در آن، كودك با كتاب و كتابخواني انس مي‌گيرد، خانواده است؛ پدر و مادر بهترين معلم كودك هستند كه بايد شوق مطالعه را در او تقويت كنند، همچنين در منازل بايد محلي اختصاصي براي كتابخانه در نظر گرفته شود. 

اگر والدين و افراد بزرگتر خانواده به مطالعه علاقه مند باشند، فرزندان آنها نيز که همواره از اثرات طبيعي روابط عميق عاطفي حاکم در خانواده هاي ايراني برخوردار هستند، با کتاب بيشتر و بهتر آشنا شده و به مطالعه و کتابخواني عادت مي کنند. 

آنچه مشخص است اين كه ميان خانواده‌هاي ايراني، تماشاي دسته جمعي تلويزيون به رسم دلپذيري تبديل شده كه مشاركت در آن نوعي فعاليت مفرح و نشانه‌اي از خانواده‌ دوستي محسوب مي‌شود.

اعضاي خانواده ساعت‌هاي طولاني، لام تا كام با هم حرف نمي‌زنند و در اين مدت به تماشاي جعبه جادويي مي‌پردازند، در حالي كه مطالعه جز در مواري كه بتوان از آن به منفعت مشخص رسيد از جمله كنكور و كلاس زبان، بي معني و گاه عملي مخرب است! 

بر عكس اين وضعيت، خانواده‌اي را در نظر بگيريد كه اگر چه هر كدامشان در تنهايي خويش و در اتاقي مشغول خواندن كتاب‌هاي مختلف در زمينه‌هاي متفاوتي هستند، اما داراي رابطه‌اي گرم و سازنده و معنادارند.

در اين خانواده مسلما والدين اهل مطالعه، بهترين الگوي فرزندان خود هستند و مطالعه خود مسئله‌اي ارزشمند است، ولو اينكه در قبال آن منفعت خاصي دنبال شود يا نشود. 

از اين حيث به اعتقاد نگارنده مهم‌ترين گام براي بارور شدن امر مطالعه در جامعه، ترويج فرهنگ كتابخواني و تعميق آن در نهاد خانواده‌هاست. 

صد البته براي تحقق اين امر مهم نمي‌توان از نقش و جايگاه‌ حساس رسانه‌هاي جمعي به راحتي گذشت! به عبارت بهتر به دليل تأثيرپذيري بالاي خانواده از رسانه‌هاي جمعي، خاصه تلويزيون در جهان كنوني كه به درستي آن را عصر رسانه و ارتباطات نام نهاده‌اند، اين رسانه‌ها هستند كه در ترويج فرهنگ مطالعه ميان اعضاي خانواده بيشتر در خط مقدم قرار دارند و با فعاليت خاص خود، جامعه‌اي را اهل مطالعه و يا گريزان از مطالعه مي‌كنند!!

آنچه در اين ميان مهم است اين كه حاكميت، به طور خاص و دولت بايد به درستي رسانه‌هاي جمعي، خصوصاً صدا و سيما را هر چه بهتر به سمت و سوي نهضت باور كردن مطالعه ايرانيان رهنمود كنند و بي‌ترديد اين انتظار زيادي نيست!

نویسنده:م.حقگو

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار