نمازشب و نوافل
کد خبر:۴۴۰۶۹
جهاد با نفس؛

نمازشب و نوافل

دلها را آمادگي و بي رغبتي است؛ هرگاه آمادگي داشتند، نافله بخوانيد و اگر بي رغبتي نشان دادند برشما باد که بر نماز واجب بسنده کنيد.  

نمازهاي مستحبي زياد است و آنها را «نافله» گويند و بين نمازهاي مستحبي به خواندن نافله هاي شبانه روز بيشتر شفارش شده و آنها در غير روز جمعه، سي و چهار رکعتند که هشت رکعت آن نافله ظهر و هشت رکعت نافله عصر و چهار رکعت نافله مغرب و دو رکعت نافله عشا[1] و يازده رکعت نافله شب و دو رکعت نافله صبح مي باشد.[2]

تأکيد بر نافله ها

در اسلام تأکيد فراواني بر انجام نمازهاي مستحبي شده و ثواب هاي زيادي نيز براي آن منظور گرديده است که شمارش آنها، از حوصله درس خارج است. در اينجا تنها به ذکر يک روايت تبرّک مي جوييم: رسول اکرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود:
«إنّ للقلوب إقبالاً و إدباراً فإذا أقبلت فتنفّلوا و إذا أدبرت فعليکم بالفريضه»[3]

دلها را آمادگي و بي رغبتي است؛ هرگاه آمادگي داشتند، نافله بخوانيد و اگر بي رغبتي نشان دادند برشما باد که بر نماز واجب بسنده کنيد.

فلسفه نوافل

مي دانيم که هر کار مستحبي اعم از نماز و غير آن، عملي است که براي استحباب آن از سوي شرع حکمتي وجود دارد و داوطلبانه، به دلخواه شخص انجام مي گيرد که در اين صورت پاداش نيکو دارد و اگر هم انجام ندهد، عقاب و عذابي در کارنيست. در اينجا اين سؤال پيش مي آيد که فلسفه و علت تشريع کارهاي مستحب از جمله نمازهاي نافله چيست؟ در پاسخ گوييم چنين کاري دو علّت مهم و اساسي داشته است:

الف ـ تأکيد بر حفظ نمازهاي واجب

نمازهاي مستحبي، نمازهاي واجب را در برابر گردبادهاي اهمال و سهل انگاري محافظت مي کنند و قصد وسوسه و دستبرد شيطان به وسيله آنها شکسته و دفع مي گردد.

به عبارت ديگر، نمازهاي مستحبي سبب تقويت نمازهاي واجب در برابر آسيبها و حوادث احتمالي است.

حمّاد بن عبدالله گويد: علّت تشريع نمازهاي نافله را از امام صادق ـ عليه السلام ـ جويا شدم.

ايشان پاسخ داد: «علّت چنين کاري تأکيد بر نمازهاي واجب بوده است؛ زيرا اگر نماز مردم جز همين چهار رکعت نماز ظهر نبود، به آن اهميت چنداني نمي دادند و احتمال داشت که توفيق انجام آن را از دست بدهند، ولي وقتي نافله هم به آن اضافه شده، به خاطر زياد بودنش در انجام آن تعجيل مي کنند، همچنين است نماز عصر... .»[4]

نکته ديگر اينکه وضع نمازهاي مستحبي، لطف و عنايتي است از جانب خدا براي بندگان، به اين بيان که بيشتر مردم در بجاي آوردن نمازهاي واجب، از نظر آداب و شرايط پذيرش و گزاردن نمازي خداپسند، کوتاهي مي ورزند، از اين رو، خداوند، نمازهاي نافله را راه جبران اين نقيصه قرار داده است: شخصي به نام «ابوبکر» گويد: «حضرت امام باقر ـ عليه السلام ـ از من پرسيد: آيا مي داني نمازهاي مستحب براي چه وضع شده است؟ عرض کردم: فدايت شوم نمي دانم.

فرمود: «لِأَنَّهُ إِنْ کان فِي الْفَريضَهِ نُقْصانٌ قُضِيَتِ النّافِلَهٌ عَلَي الْفَريضَهِ حَتّي تَتُمَّ»[5]
برا ي اينکه اگر در نماز واجب کمبودي باشد، نافله آن را جبران کند، تا کامل شود.

امام کاظم ـ عليه السلام ـ نيز فرمود: «إِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالي أَتَمَّ صَلوهَ الفَريضَهِ بِالصَّلوهِ النّافِلَهِ وَ أَتَمَّ صِيامَ الْفَريضَهِ بِصِيامِ النّافِلَهِ»[6]
خداوند بزرگ، نماز واجب را با نماز نافله و روزه واجب را با روزه مستحب کامل کرده است.

ب ـ باز بودن مسير تکامل

تشريع انواع عبادتها در اديان الهي براي تکامل و تقرّب انسان به خدا صورت گرفته است که عبادتهاي واجب، حدّ ضروري و لازم آن است و هر کس مکلّف است با انجام آن خود را به چنين مرزي برساند.

از طرف ديگر، براي آنکه مؤمن توقّف نکند و راه تقرّب بيشتر به رويش باز باشد، عبادتهاي اختياريِ فراواني فرا روي او قرار گرفته تا بتواند بدين وسيله سير تکاملي خويش را ادامه دهد پس هر که عبادتش بيشتر باشد، تقربش بيشتر است. شاهد اين گفتار، سخن امام کاظم ـ عليه السلام ـ درباره قرآن است: «... دَرَجاتُ الْجَنَّهِ عَلي قَدْرِ اياتِ الْقُرْآنِ يُقالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَيَقْرَاُ ثُمَّ يَرْقي...»[7]
درجات بهشت به تعداد آيه هاي قرآن است. به او (مؤمن) گفته مي شود (آيه هاي قرآن را) بخوان و بالا برو، او هم مي خواند و بالا مي رود.

حضرت رضا ـ عليه السلام ـ در اين راستا فرمود: «بدانيد که نمازهاي نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشريع شده است؛ زيرا برخي از برخي، قوي ترند، نمازهاي واجب براي پايين ترين سطح وضع شده، سپس مستحبات در پي آن آمده است تا قوي و ضعيف در حد توانشان عمل نمايند، بنابراين هيچ کس فراتر از توانش مکلّف نشده است... همچنين است روزه و حج و براي هر واجبي، مستحبي بدين معنا وجود دارد.[8]

تجلّي عشق به معبود

پس از آنکه مؤمن طعم شيرين عشق الهي را در نمازهاي واجب چشيد در پي ارتباط بيشتر با معبود خويش به دامن مستحبات چنگ مي زند و براي جلب توجّه معشوق بي همتا، هديه گرانقدر و زيبايي به نام «نماز مستحبي» را پيش کش مي آورد. حضرت رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: «حَسِّنُوا نَوافِلَکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِيَّهٌ إِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ»[9]
نمازهاي نافله را زيبا ادا کنيد و آگاه باشيد که آنها هديه اي به پيشگاه خداي بزرگ است.

نماز شب

در ميان نوافل روزانه، ماهانه و سالانه، نماز شب از فضيلت بيشتري برخوردار است که قرآن و روايات بر آن تأکيد فراوان دارند. قرآن مجيد با لحن بسيار شوق آور از شب بيداران زنده دل ياد کرده، مي فرمايد
«تَتَجافي جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»[10]
از بستر خواب پهلو تهي کنند، پروردگارشان را با بيم و اميد بخوانند و از آنچه روزيشان کرده ايم انفاق کنند.

مرحوم طبرسي از امام باقر و امام صادق ـ عليهما السّلام ـ نقل مي کند که:
«منظور از مؤمنان در اين آيه شب زنده داراني هستند که براي اقامه نماز شب از بستر گرم خويش بر مي خيزند.[11]

آن گاه قرآن مجيد از پاداش بزرگ و نفيسي که خداوند به زاهدان شب عنايت مي کند، خبر داده، مي فرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّهِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما کانُوا يَعْمَلُونَ»[12]
هيچ کس نمي داند که در ازاي کاري که انجام داده اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشني اي براي آنها نهفته شده است.

حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ در تفسير اين آيه شريفه فرمود:
«ما مِنْ حَسَنَهٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَيَّنٌ فِي الْقُرْانِ إِلّا صَلاهُ اللَّيْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ يُبَيِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ»[13]
هيچ کاري نيکي نيست جز آنکه پاداشش در قرآن بيان شده است مگر نماز شب که خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نکرده و فرموده است: فَلا تَعلَمُ نَفس».

ممکن است دراينجا اين سؤال پيش آيد که چرا پاداش عظيم نماز شب مخفي نگاه داشته شده است؟ اين سؤال را به سه شکل مي توان پاسخ داد:

1. کارهاي ارزشمند و عظيم چنان است که حقيقت آنها به سادگي قابل درک نيست، درعين حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگيزتر است.

2. قرّه العين و چشم روشني، آن قدر بزرگ و گسترده است که دانش انسان از رسيدن به تمام خصوصيات آن ناتوان است.

3. چون «نماز شب» مخفيانه و دور از چشم ديگران انجام مي گيرد، پاداش آن نيز پنهان و دور از چشم مردمان است.[14]

رهبران بزرگوار اسلام نيز با تعبيرهاي گوناگوني مردم را به انجام اين عمل بزرگ تشويق مي کردند که در اينجا به يک نمونه آن بسنده مي کنيم؛ معاذ بن جبل گويد: «روزي رسول اکرم ـ صلي الله عليه و اله ـ به من فرمود: اگر مايلي راه هاي خير را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قيام الرّجل في جوف اللّيل يبتغي وجه الله»[15]

(يکي از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پي يافتن رضاي خداست.

برخي از آثار نماز شب

با اينکه همه پاداش اخروي نماز شب براي ما درک کردني نيست، ولي معصومين ـ عليهم السلام ـ از برخي آثار دنيوي و اخروي آن ما را مطلع کرده اند که نوضيح آن در زير مي آيد:

رسول اکرم ـ صلي الله عليه و اله ـ فرمود «إنّ قيام اللّيل قربه إلي الله و تکفير السّيئات و منهاه عن الاثم و مطرده الدّاء في الجسد»[16]
همانا نماز شب:

 1. نزديکي به خداست.

2. جبران کردن گناهان است.

3. باز دارنده از گناه است.

 4. دفع کننده درد بدن است.

 5. درسخني ديگر فرمود: «من صلّي باللّيل حسن وجهه بالنّهار»[17]
هر کس نماز شب بخواند، چهره اش در روز نيکو (نوراني) مي شود.


6. رزق روز را تضمين مي کند؛ چنانکه شخصي خدمت آن حضرت آمده، بگونه اي عرض نياز کرد که گويا به نان شب محتاج است. امام پرسيد: آيا نماز شب مي خواني؟ پاسخ داد آري، حضرت رو به ياران خويش کرده فرمود:
«کذب من زعم أنّه صلّي باللّيل و يجوع بالنّهار إنّ الله ضمّن بصلاه اللّيل قوت النّهار»[18]
کسي که ادعا مي کند نماز شب خوانده و در روز گرسنه مانده است، دروغگوست؛ زيرا خداوند به وسيله نماز شب روزي روز را تضمين کرده است.

7 و 8 و 9ـ چهره را زيبا مي سازد غم را مي زدايد و ديده را جلا مي دهد، چنان که پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و اله ـ درباره اين سه اثر فرمود:
«صلاه اللّيل تحسن الوجه و تذهب بالهمّ و تجلوا البصر»[19]
نماز شب چهره را نيکو مي کند و غم را مي زدايد و ديده را جلا مي دهد.

10. بهشت، پاداش آن است. رسول اکرم ـ صلي الله عليه و اله ـ هنگام ارتحال به ابوذر فرمود:
«يا أباذرًّ! إحفظ وصيّه نبيّک تنفعک، من ختم له بقيام اللّيل ثمّ مات فله الجنّه»[20]
اي ابوذر سفرش پيامبرت را حفظ کن که برايت سود آور است: هر کس آخر کارش با نماز شب باشد و بميرد، بهشت براي اوست.

[1] . تذکّر: دو رکعت نافله عشا نشسته خوانده مي شود و روي هم يک رکعت محسوب مي گردد.
[2] . توضيح المسائل، امام خميني (ره)، مسأله 764.
[3] . فروع کافي، ج 3، صفحه 454.
[4] . علل الشرايع، مترجم، صفحه 328، داوري.
[5] . همان.
[6] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 27.
[7] . اصول کافي، ج 2، صفحه 443، اسلاميه.
[8] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 22.
[9] . همان.
[10] . سجده (32)، آيه 16.
[11] . مجمع البيان، ج 7، 8، صفحه 331، دارالحيا التراث العربي.
[12] . سجده (32، آيه 17.
[13] . مجمع البيان، ج 7ـ 8، صفحه 331.
[14] . ر. ک: مجمع البيان، ج 7ـ 8،صفحه 331.
[15] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 123.
[16] . بحارالانوار، ج 87، صفحه 155.
[17] . وسائل الشيعه، ج 5، صفحه 270.
[18] . وسايل الشيعه، ج 5، صفحه 271.
[19] . همان، صفحه 272.
[20] . همان، صفحه 274.
منبع: پايگاه سبطين

پربازدیدترین آخرین اخبار