زن، انتظار، ظهور
در اين دنياي اعجابانگيز و پر هياهو که ملتهاي مظلوم و بيدفاع آماج دسيسههاي شوم و سلاحهاي مرگبار مستکبران قرار ميگيرند تا آنان به اهداف پليدشان نايل گردند، اين سوال در ذهن انسان خطور مينمايد که آيا روزي فرا خواهد رسيد که فساد و خونريزي از دنيا رختبربندد و دنيا تحت فرماندهي منجي و مصلح جهاني قرار گرفته و صلح و عدل جهانگير شود؟
اين ايده و آرزو از دير باز مورد توجه جامعه انساني بوده و اعتقاد به ظهور مصلحي بزرگ که مرهم تمامي رنجهاي جانکاه بشريت است در همه اديان بروز و ظهور داشته است .
منشاء و ريشه اين اعتقاد را بطور کل ميتوان در دو امر خلاصه نمود . اول اين که بيدادگريها در طول تاريخ موجب گرديده انسانها ظهور مصلح جهاني را براي رفع و دفع ستم ستمگران امري اجتنابناپذير بدانند تا در سايه حکومت وي به آرامش و امنيتبرسند . دوم آن که توصيهها و تاکيدات اديان مختلف در زمينه مصلح کل، تقويت کننده و استحکام بخش اين عقيده و تفکر بوده است .
چرا که، اديان بزرگ الهي چون يهوديت، مسيحيت و اسلام، و نيز ساير اديان و مکاتب الهي و غير الهي ديگر به پيروان خويش نويد موعودي را ميدهند که روزي ظهور خواهد نمود و جهان را مملو از خير و نيکي خواهد کرد .
اين عموميت در عقيده به ظهور مصلح و منجي کل، بيانگر اين نظريه است که همه اين افکار و عقايد، برگرفته از منبع وحي ميباشد . علاوه بر آن فطرت انسان نيز که خواهان صلح و آرامش و جهاني دور از پليدي است، طالب روزي ميباشد که يک منجي بزرگ، نجات بخش او از گرداب بيدادگريها، جنايات، سرگردانيها و ... باشد .
مطلب حائز اهميت ديگر اين که، اعتقاد به مصلح و انتظار ظهور او، از نظر روحي و رواني براي جامعه بشري داراي ارزشي بس عظيم است . زيرا اگر نااميدي و ياس در فردي پديد آيد و اين بيماري از فرد به جامعه گسترش يابد، سعادت آن جامعه در معرض سقوطي حتمي قرار خواهد گرفت، اما اعتقاد به منجي موجب ميگردد که معتقدان به اين باور با اميد و اطمينان به پيروزي نهايي خير و عدل، و برکنده شدن شر و بيداد، روح تلاش و سازندگي را در جامعه بدمند و سايه شوم نااميدي را از آن دور سازند و با انتظاري شورانگيز، مهياي ظهور موعود آسماني گرداند .
عقيده به مصلح در اسلام
همانگونه که گذشت، اعتقاد به مصلح، عقيدهاي است همه گير و گسترده، اما اين عقيده تحت عنوان ظهور مهدي (عج) در عقايد اسلامي وسعت فوق العادهاي دارد و به عنوان يک عقيده زير بنايي شناخته شده است . چنانکه منکر آن از آئين اسلام بيرون خواهد بود . بنابر حديثي که از طريق شيعه و سني نقل گرديده است پيامبر اکرم (صليالله عليه و آله) ميفرمايند:
«من کذب بالمهدي فقد کفر» ; (1) هرکس مهدي را انکار کند براستي کافر است .
يا در جاي ديگر ميفرمايند: «من انکر القائم من ولدي في زمان غيبته مات ميتة جاهلية» . (2)
لذا، تمامي مسلمانان اعم از شيعه و سني به مساله مهدويت معتقدند . و احاديث فراواني که از رسول گرامي اسلام (صليالله عليهو آله) در باب مهدويت نقل گرديده جاي سخن را براي هيچ کس باقي نگذاشته است .
طبق گفته نويسنده شهير کامل سليمان: «مساله مهدويت و نويد ظهور مصلح غيبي، در اسلام بسيار قديمي و ريشه دار است و اختصاص به تشيع ندارد بلکه اتصال آن بوضوح به شخص نبي اکرم (صليالله عليهو آله) ميباشد» . (3) موضوع ظهور امام مهدي (عج) آنچنان روشن است که علماء اهل سنت کتب مختلفي پيرامون آن حضرت به قلم تحرير درآوردهاند .
آقاي «علي محمد علي دخيل» در کتاب «الامام المهدي» جمعا 205 کتاب از علماي سني معرفي مينمايد که پيرامون مهدي موعود ( عليهالسلام) بحث کردهاند . قابل ذکر آنکه اخبار حضرت مهدي ( عليهالسلام) در قديميترين منابع سنيان آمده است . و کتب مسند احمد حنبل، صحيح مسلم، صحيح بخاري، سنن ابن ماجه، سنن ترمذي، سنن ابن ابي داوود، رواياتي در مورد امام مهدي ( عليهالسلام) نقل کردهاند .
امام مهدي ( عليهالسلام) در آيات قرآني و احاديث
قرآن که منبع اصيل فرهنگ، عقايد و معارف اسلامي است، حاوي آيات زيادي مرتبط با امام عصر ( عليهالسلام) و ظهور آن حضرت ميباشد، که برخي از علماء و انديشمندان شيعه و سني اين آيات را جمع آوري و تفسير نمودهاند . کتاب «المهدي في القرآن» 106 آيه را تنها از منابع اهل سنت در مورد امام مهدي ( عليهالسلام) گرد آوري کرده است . دانشمند مشهور شيعي «سيد هاشم بحراني» نيز کتاب «المحجة فيما نزل في القائم الحجة» را درباره آيات مربوط به امام مهدي ( عليهالسلام) به تاليف درآورده است . که به جهت اختصار از پرداختن به اين آيات معذوريم .
مطلب مهم ديگر اينکه هنگامي که به مجموعههاي حديثي که در بردارنده روايات آل پيامبر (صليالله عليهو آله) است رجوع مينمائيم، با انبوهي از نويدها در مورد دوازدهمين نور مقدس يعني امام زمان (عج) و ظهور ايشان مواجه ميگرديم . که اين بزرگواران در مناسبتهاي مختلف و موقعيتهاي حساس از وجود گرانمايه حضرت حجت ( عليهالسلام) و ظهور و حکومت وي خبر دادهاند .
در حديثي از امام حسين ( عليهالسلام) است که فرمودند:
«اگر جز يک روز از عمر دنيا باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان دراز گرداند تا مردي از اولاد من قيام کند و زمين را پر از عدل و داد نمايد، چنانچه پر از ظلم و ستم شده باشد» . (4)
امام حسن عسکري ( عليهالسلام) پدر گرامي امام عصر (عج) نيز ميفرمايند:
«خدا را سپاس ... که جانشين بعد از خود را ديدم که شبيهترين مرد به رسول خدا از نظر خلقت و اخلاق است ... اوست که زمين را پر از عدل و داد ميکند بعد از آنکه پر از ظلم و تجاوز و غصب شده باشد .» (5)
روايات مربوط به امام عصر ( عليهالسلام) آنقدر فراوان است که دانشمندان شيعي در راه جمع آوري روايات مرتبط با مهدويت زحمات فراوان کشيده و کتب زيادي تاليف کردهاند که آوردن نام اين کتب و صاحبان آنها، خود کتاب مستقلي ميطلبد . اما مهمترين و جامعترين کتبي که روايت مهدويت را گرد آورده و تاليف شدهاند عبارتند از:
1 - کتاب «المهدي» تاليف فقيه بزرگوار سيد صدرالدين صدر
2 - «البرهان علي وجود صاحب الزمان» تاليف مرحوم سيد محسن الامين .
3 - «منتخب الاثر في احوال الامام الثاني عشر» تاليف حضرت آيت ا ... لطف ا ... صافي .
عقيده به ظهور منجي انسانيت، در حقيقتبا انتظار ظهور او پيوند خورده است . انتظاري حقيقي که ايجاد تحرک و تلاش براي سازندگي دارد و با ايجاد بيداري و آگاهي در انسانها آنان را مهياي ظهور ميسازد .
انتظار از نظر ريشه لغوي به معناي درنگ در کار، مراقب بودن، اميد و توقع داشتن است . (6)
اما از نظر اصطلاحي، انتظار به حالت کسي گفته ميشود که از وضع موجود ناراحت است و براي ايجاد وضع بهتري تلاش ميکند . (7)
اما انتظاري که اسلام معرفي مينمايد و يکي از پايههاي بزرگ اين دين استيعني تحصيل آمادگي براي پذيرش قيام مهدي (عج) . انتظار فرج بطور کل همه اعتقادات اساسي يک فرد مسلمان اعم از توحيد، نبوت، امامت و ديگر عقايد اسلامي را در بردارد و لذا از سوي معصومين به عنوان برترين عبادت معرفي شده است که «افضل العبادة انتظار الفرج» . (8)
حال بايد ديد فلسفه اين انتظار چيست؟
اسلام که تعليماتش بر اساس فلسفههاي عميق و صحيح اجتماعي قرار دارد براي انتظار نيز فلسفهاي خاص دارد و آن اينکه اصل انتظار را به عنوان پشتوانه براي بقاء جامعه اسلام قرار داده تا محرک روح فعاليت و رکتبه سوي آيندهاي بهتر براي اجتماع مسلمانان باشد . و همين عامل انتظار و اميد به آيندهاي روشن است که با وجود فراگير شدن کفر و الحاد و ستم، مسلمانان با ثبات قدم و ايمان مستحکم اسلام را از هر گونه گزند حفظ نموده و در اين راه از بذل جان و مال فروگذار ننمايند و با آمادگي و تلاش به سازندگي و اصلاح جامعه بپردازند اين حقيقت در سخنان معصومين نيز جلوهگر است آنجا که امام سجاد ( عليهالسلام) ميفرمايند: «انتظار الفرج من اعظم الفرج» ; (9) انتظار فرج خود از بزرگترين گشايشهاست .
و به همين دليل است که انتظار که شيرينترين و جذابترين تفکر ديني است اثرات سازندهاي دارد که در برگيرنده جنبههاي مختلف زندگي يک مسلمان است . تا آنجا که شخص را متعهد ميسازد براي تحقق اهداف عاليه اسلام با ايجاد روح مقاومت و ايستادگي به استقبال ظهور حق و تسلط عدالتبر جهان برود و در اين راه فداکاري نمايد .
رابطه جنسيتبا نحوه انتظار
زن و مرد با وجود دارا بودن مجموعهاي از صفات مشترک انساني، هر يک داراي صفات و ويژگيهاي خاص خويش ميباشند و بنابر خلقتخود هر کدام داراي تفاوتهايي هستند که اين تفاوتها ايجاب ميکند در بعضي موارد هر يک حدود و وظايف خاصي داشته باشند .
ذکر اين نکته الزامي است که زن و مرد در جوهره انسانيت هيچ تفاوتي ندارند و زمينههاي رشد و تکامل براي هر دو يکسان است . اما هر کدام بر طبق خلقتخاص خود داراي تفاوتهاي جسمي و روحي هستند که بر طبق اين تفاوتها، وظايف خاصي که با جنسيت آنان همخواني دارد را به انجام ميرسانند اما اين تفاوتها به هيچ وجه دليل بر برتري جنسي بر جنس ديگر نيستبلکه اين تفاوتها عين تناسب است .
و اين تفاوتها با وظايف محوله با آنان تناسبي خاص دارد . انتظار فرج و شيوه آمادگي براي ظهور نيز از اين قاعده مستثني نيست، به اين ترتيب که چگونگي انتظار و نحوه آمادگي براي قيام مهدي موعود نيز بايد با توجه به اين تفاوتها و سرمايههاي خاص انساني صورت پذيرد . البته زن و مرد هر دو در بسياري از وظايف يک منتظر، به يک اندازه مسئولند و فقط در شکل و نحوه ايفاء اين وظايف تفاوتهايي دارند، به عنوان مثال مرد با آمادگي رزمي و نظامي و زن با پرورش فرزندان صالح علاوه بر ساير وظايف مشترک ميتوانند منتظر ظهور باشند و اين در حقيقت نشانگر مکمل بودن زن و مرد در راه تحقق شرايط ظهور است .
سيماي زن منتظر
با توجه به آنچه گذشت، در بيان سيماي زن منتظر نيز بايد به تفاوتها و در نتيجه نحوه عملکرد زن منتظر توجه داشت اما پيش از پرداختن به وظايف زن منتظر بايد به وظايف مشترک منتظران اعم از زن و مرد پرداخت تا با منتظران واقعي بيشتر آشنا گرديم .
در باب وظايف شيعيان در دوران غيبتسخنان بسيار گفته شده و کتب مختلف پيرامون آن تاليف گرديده و علماء دين به شرح و بسط اين وظايف پرداختهاند .
مرحوم حاج ميرزا محمد تقي موسوي اصفهاني در کتاب ارزشمند (مکيال المکارم) تا هشتاد وظيفه براي منتظران ذکر کرده است . از آنجا که تبيين همه وظايف در اين محدوده نميگنجد به تعدادي از مهمترين آنها اشاره مينمائيم:
1 - تحصيل معرفت نسبتبه مقام والاي حضرت ولي عصر (عج):
اولين و مهمترين وظيفه کسب معرفت نسبتبه وجود مقدس امام عصر است آنچنان که در رواياتي که از پيامبر و ائمه ( عليهمالسلام) نقل گرديده، آمده است: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية» . (10)
مؤلف کتاب مکيال المکارم ميفرمايد: «... شناخت امام زمان جز به دو امر حاصل نميگردد: اول شناختن امام به نام و نسب، دوم شناخت صفات و خصائص او و تحصيل اين شناخت از اهم واجبات است» . (11)
2 - تهذيب نفس و دوري از گناهان:
در روايتي از امام صادق ( عليهالسلام) آمده است: «من سره ان يکون من اصحاب القائم فلينظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر» ; (12) هر کس دوست دارد از ياران قائم ( عليهالسلام) باشد بايد که منتظر و پرهيزکار باشد و با اخلاق نيک رفتار نمايد و در اين حال او منتظر است .
3 - دلبستگي و پيوند با مقام ولايت:
حفظ و تقويت پيوند با مقام ولايت و تجديد عهد با آن حضرت، يکي ديگر از وظايف مهم منتظران است تا با چنين عهد و پيماني ناگسستني براي ياري حضرتش تا پاي جان بايستند و هرگز تن به رکود و ذلت و ظلم و بيعدالتي ندهند .
4 - تحصيل آمادگي براي ظهور حجتحق:
يکي ديگر از اين وظايف کسب آمادگيهاي نظامي و غير نظامي براي ياري و نصرت امام زمان ( عليهالسلام) است . امام موسي کاظم ميفرمايند: «من ارتبط دابة متوقعا به امرنا و يغيظ به عدونا و هو منسوب الينا ادرالله رزقه، و شرح صدره، و بلغه امله و کان عونا علي حوائجه» ; (13) هر کسي اسبي را به انتظار امر ما نگه دارد و به سبب آن دشمنان را خشمگين سازد و او به ما منسوب باشد خداوند روزيش را فراخ گرداند و به او شرح صدر دهد، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواستههايش ياري کند . و به همين دليل بوده است که در گذشته منتظريني وجود داشتهاند که هماره با خود سلاح و اسبي داشتند که آن را براي در رکاب امام زمان ( عليهالسلام) بودن تهيه کرده بودند .
ذکر اين مطلب حائز اهميت است که از آنجا که آمادگي رزمي و نظامي، بيشتر با روحيه مردان سازگاري دارد و زنان از اين نظر معافند، بايد به گونهاي ديگر که موجب رضاي خدا و امام زمان باشد براي قيام حضرت بقية ا ... کسب آمادگي نمايند .
بدين صورت که زنان با ايمان و عفيف با خوب شوهرداري کردن و تربيت فرزندان شجاع و سلحشور ياران باوفايي براي امام ( عليهالسلام) بپرورانند . همچنين آنان، با تبليغ فرهنگ انتظار و دادن روحيه ياريگري امام عصر ( عليهالسلام) به مردان، کسب علم و دانش و .. . آماده ظهور آن مهر تابان گردند .
پينوشتها:
1) منتخب الاثر/لطف الله صافي/ص 200 - روزگار رهايي/کامل سليمان/ج1/ص 15/به نقل از عقد الدرر ص 157
2) منتخب الاثر/لطف الله صافي/ص 625
3) روزگار رهايي/ج 1/ص 14/کامل سليمان
4) بحار الانوار/علامه مجلسي/ج 51/ص 133
5) الصراط المستقيم/علي بن يونس عاملي/ج 2/ص 231
6) فرهنگ روس/خليل جر/ج 1/ص 337
7) تفسير نمونه/ناصر مکارم شيرازي/ج 7/ص 381
8) بحار الانوار/علامه مجلسي/ج 52/ص 125
9) بحار الانوار/علامه مجلسي/ج 52/ص 122
10) بحار الانوار/علامه مجلسي/ج 32/ص 321
11) مکيال المکارم/موسوي اصفهاني/ج 2/ص 107
12) کافي/مرحوم کليني رازي/ج 1/ص 194
13) کافي/مرحوم کليني رازي/ج 6/ص 535
منبع: حوزه نت