نقد دلسوزانه يا تخريب منافقانه؟!
کد خبر:۴۴۱۷۳
یادداشت/ به بهانه مصاحبه روزنامه خبر با علي عسگري؛

نقد دلسوزانه يا تخريب منافقانه؟!

 جالب و تاسف بار اين كه در حالي آقاي عسگري، به ناحق رئيس جمهور محترم را متهم به قانون گريزي مي كند كه در مصاحبه ياد شده حتي يك كلمه هم به ده ها مورد قانون شكني آقايان موسوي و كروبي و هواداران و حاميان آنها از جمله آقايان خاتمي و حتي هاشمي رفسنجاني نمي كند،

حجت الاسلام علي عسگري كه زماني رداي نمايندگي مردم را در مجلس شوراي اسلامي بر تن داشت و اينك عنوان نماينده پارلماني مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام را با خود يدك مي كشد در مصاحبه‌اي با روزنامه خبر (مورخ 20 مهرماه سال جاري) با ابراز ناراحتي از بي حرمتي نسبت به آقايان ناطق و هاشمي رفسنجاني، در بخشي از مصاحبه با اين ادعا كه عدم حضور رئيس جمهور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت، نقض مسلم قانون است، در جملاتي اهانت آميز به رئيس جمهور محترم، اظهار مي دارد: عدم حضور رئيس جمهور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام، يك نحوه قانون گريزي است. جالب اينجاست كه ايشان هم اهانت مي كند و هم قهر مي كند، شايد هم با عملكردي كه داشته‌، خجالت مي كشد در اين جلسات، حضور پيدا كند.

جالب و تاسف بار اين كه در حالي آقاي عسگري، به ناحق رئيس جمهور محترم را متهم به قانون گريزي مي كند كه در مصاحبه ياد شده حتي يك كلمه هم به ده ها مورد قانون شكني آقايان موسوي و كروبي و هواداران و حاميان آنها از جمله آقايان خاتمي و حتي هاشمي رفسنجاني نمي كند، گو اينكه اساساً هيچ نوع بي قانوني و اقدامات ضد نظام از سوي كانديداهاي شكست خورده در انتخابات صورت نگرفته و از قضا اين شخص آقاي دكتر احمدي نژاد بوده كه باعث و باني همه اين ناگواري‌ها و تلخي‌ها محسوب مي شود!!

اي كاش آقاي عسگري و امثال ايشان كه اتفاقاً داعيه اصول گرايي و ولايت مداري دارند و به نوعي خود را اصولگراي واقعي مي دانند، در نقد دولت و عملكرد آقاي رئيس جمهور، فرمايشات مقام معظم رهبري را به طور جدي و فراتر از شعارهاي مرسوم، مورد نظر قرار مي دادند و بدين سان نقد خود را به جاي تبديل كردن به تخريب و تهمت، آراسته به موازين عدل و انصاف مي كردند.

اين نكته به ويژه از اين جهت مهم و بايسته است كه مي دانيم اولين قدم در مسير حركت به سوي اخلاق مداري در سياست ورزي، اين است كه هر طيف سياسي خود را ملزم به اين ببيند كه اگر هم نقدي دارد اولاً در آن تعصب كوركورانه و مغرضانه را كنار نهد و ثانياً در امر انتقاد معيارهايي چون انصاف، عدالت و مصلحت را همواره مدنظر قرار دهد.

اگر اين گونه شد، آن وقت انتقاد امري سازنده و گره گشا مي شود و از اين منظر به عنوان يك مسئله ضروري در جهت پويايي و نشاط يك جامعه خود را نشان مي دهد و اما برعكس، شكي نيست كه جز ضربه زدن به اعتماد عمومي از يك سو و پررنگ تر كردن تنش‌ها و كدورت‌ها حاصل و عايد ديگري براي نظام سياسي به همراه نخواهد داشت.

آن چه كه در شرايط كنوني مهم و ضروري است اين كه همه جريانات و اشخاص سياسي از هر طيف مي بايست در نقد عملكرد رقيب خود، نقد مومنانه و دلسوزانه را معيار و مبناي سياست ورزي خويش قرار دهد و در اين باره چه چيزي رهگشاتر از بيانات حكيمانه ديده بان دور انديش انقلاب، مقام معظم رهبري!

نكته ديگر ناظر به لزوم احترام گروه‌ها و افراد مخالف رئيس جمهور به عنوان منتخب قانون ملت است، احترامي كه حداقل منجر به توهين به ايشان و همكارانشان نباشد.

در هر صورت بايد دانست كه آحاد مردم با بصيرتي كه اينك دارند به خوبي نقد دلسوزانه را از تخريب منافقانه مي شناسند، آيا جز اين است؟!/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار