مزد سرسپردگی
کد خبر:۴۴۲۳۵
پشت صحنه جايزه صلح نوبل به اوباما!؟

مزد سرسپردگی

بررسي وضعيت دريافت کنندگان جايزه صلح نوبل نشان مي‌دهد که بسياري از آنها مورد حمايت و رضايت لابي صهيونيزم بين الملل بوده‌اند؛ اين لابي به ميزان فعاليتي که اين افراد در حمايت از حکومت صهيونيستي در فلسطين داشته‌اند، آنها را مورد حمايت قرار داده است.

 مهدی جهانتیغی - گروه اندیشه؛ جايزه صلح نوبل سال 2009 در حالي به اوباما داده شد که با وجود گذشت چندين روز از اعطاي اين جايزه، هنوز بسياري از شخصيت هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي و حتي علمي دنيا نسبت به اين موضوع اظهار شگفتي و اعلام نارضايتي مي کنند.

بسياري از رسانه هاي غربي از جمله «بي. بي. سي» و «سي. ان. ان» نيز از اين اتفاق ابراز شگفتي کرده اند و در اين ميان نظرسنجي هاي انجام شده نيز نشان مي دهند که بسياري از مردم جهان، اوباما را لايق دريافت جايزه صلح نوبل نمي دانند.

با اين وجود جالب است بدانيم اوباما در حالي کانديد جايزه صلح نوبل شد که تنها دو هفته از رياست جمهوريش مي گذشت؛ او همچنان ادامه دهنده دو جنگ بزرگ و خانمانسوز در عراق و افغانستان است - و جديدا خواستار اعزام 40 هزار نيروي نظامي ديگر آمريکا به افغانستان شده است- و در حال حاضر نيز فقط 9 ماه از رياست جمهوريش مي گذرد.

مجموع اظهارات منتقدان به اين موضوع نشان مي دهد که آنان معتقدند که اعطاي اين جايزه به اوباما يک حرکت سياسي بوده است نه يک عمل براساس واقعيات.

با نگاهي به کساني که موفق به دريافت اين جايزه شده اند، بيشتر به اين نتيجه خواهيم رسيد که اين جايزه در اين سال ها براساس تصميمات سياسي به اشخاص اعطا شده است؛ اشخاصي مانند كيسينجر، طراح كودتاي آلنده در شيلي كه منجر به كشته شدن ده ها هزار نفر در آن كشور شد؛ اسحاق رابين و شيمون پرز که دستشان به خون هزاران فلسطيني آلوده است چگونه ممکن است لياقت دريافت يک جايزه بين المللي و معتبر درباره تلاش براي صلح را داشته باشند؟

حتي شيرين عبادي به عنوان يک ايراني نيز با معرفي سازمان منافقين و به منظور چهره سازي براي مقابله با جمهوري اسلامي اين جايزه را دريافت كرده است.

پيش از اوباما به عنوان رئيس جمهور آمريکا، روزولت و ويلسون، ديگر رؤساي جمهور آمريكا بوده اند كه جايزه صلح نوبل دريافت كرده اند؛ كارتر و الگور نيز اين جايزه را به عنوان يک آمريکايي دريافت کرده اند.

مجموع اين مسائل نشان مي دهد که در پشت صحنه جايزه صلح به اوباما علل و عواملي وجود دارد که در ذيل به دو مورد آن اشاره مي شود.

رضايت لابي صهيونيزم بين الملل از اوباما

بي شک نفوذ و تاثيرگذاري لابي صهيونيستي در سازمان ها و نهادهاي بين المللي يک حقيقت آشکار است که نمي توان آن را انکار کرد و ناديده گرفت.

نگاهي به کساني که جايزه صلح نوبل را گرفته اند نشان مي دهد که بسياري از آنها مورد حمايت و رضايت لابي صهيونيزم بين الملل بوده اند؛ اين لابي به ميزان فعاليتي که اين افراد در حمايت از حکومت صهيونيستي در فلسطين داشته اند، آنها را مورد حمايت قرار داده است.

اشخاصي همچون اسحاق رابين، شيمون پرز، کارتر، الگور و انور سادات و اينک، اوباما که جايزه صلح نوبل را دريافت کرده اند، در حمايت از ادامه حکومت صهيونيستي در فلسطين ارتباط مستقيم داشته، و خوش خدمتي هاي خاصي نيز به لابي صهيونيزم بين الملل انجام داده اند.

در اين ميان اوباما، خود را مهره اي سازگارتر و اطاعت پذيرتر نشان داده است؛ عدم توفف شهرک سازي توسط اسرائيلي ها با وجود اصرار اوباما و نشان دادن چراغ سبز وي براي ادامه نسل کشي در فلسطين از آن مصداق هايي است که نشان مي دهد اوباما با وجود ادبياتي متفاوت با بوش، کارآمدتر از بوش است.

همچنين اوباما نشان داده است که در اختلاف نظرهاي پيش آمده ميان دولت آمريکا و رژيم صهيونيستي حاضر به کوتاه آمدن است؛ اين موضوع به قدري آشکار شد که داد بسياري را در خود آمريکا نيز درآورد.

شايد به همين دلايل است که شاهد هستيم با وجود مخالفت بسياري در سرتاسر جهان، مسئولان رژيم صهيونيستي از دادن جايزه صلح نوبل به اوباما اظهار خوشحالي و رضايت مي کنند تا جايي که شيمون پرز، رئيس رژيم صهيونيستي بيان كرد: اعطاي اين جايزه، اميدي تازه براي جامعه بشري به ارمغان آورده است!!! و ديگر شخصيت هاي مورد حمايت لابي بين الملل صهيونيزم از جمله نيكلا ساركوزي، رئيس جمهور فرانسه نيز گفت «اعطاي جايزه نوبل به اوباما، بازگشت آمريكا به همه قلب هاست» و ابومازن، رئيس تشكيلات خودگردان که امتيازات فراواني را به رژيم اسرائيل مي دهد باراك اوباما را شايسته دريافت جايزه نوبل مي داند؛ همان اوبامايي که در طول چندين ماه از دوره رياست جمهوريش هيچگاه سخن و انتقادي از زرادخانه هاي هسته اي رژيم صهيونيستي و نسل كشي هاي يك سال اخير اين رژيم نكرده است.

ادامه بازسازي چهره آمريکا و تلاش براي باورپذيري شعار «تغيير» در جهان، منفور شدن بيش از پيش آمريکا در جهان و بخصوص خاورميانه و جهان اسلام در دهه هاي اخير و مخصوصا در دوران رياست جمهوري بوش، صاحبان ثروت و قدرت در آمريکا را بر آن داشت که دست به طراحي براي بازسازي چهره آمريکا در ميان افکار عمومي جهان بزنند.

در اين ميان اوباماي سياه پوست با ريشه مسلماني! و شعار «تغيير» از جمله بهترين برنامه ها و طراحي ها براي سناريوي بازسازي چهره آمريکا مي باشد.

ادبيات دولت آمريکا از ادبيات جنگ، تهديد و زور به ادبيات گفت وگو، تعامل و صلح طلبي تبديل شد؛ هر چند که اين ادبيات فقط ظاهر قضيه مي باشد و استراتژي آمريکايي ها تغييري نکرده است.

بي شک اعطاي جايزه صلح نوبل به باراک اوباما - بخوانيد به رئيس جمهور آمريکا!-در راستاي همين هدف تعريف مي شود.

شعار تغيير اوباما که هنوز عملا هيچ دستاورد خاصي براي ملت آمريکا و ديگر ملت ها نداشته است با شکست در افکار عمومي روبرو بود، بنابراين اعطاي جايزه صلح نوبل به اوباما مي توانست به باورپذيري شعار تغيير در افکار عمومي کمک کند؛ به همين دليل است که شايد کميته اهدا کننده جايزه صلح نوبل اصرار دارد براي توجيه اعطاي اين جايزه به رئيس جمهور آمريکا بگويد در جواب تلاش هاي فوق‌العاده اوباما براي تحکيم ديپلماسي و همکاري ميان ملت ها اين جايزه را به وي داده است!!! تا بازسازي چهره آمريکا در نزد افکار عمومي ملت ها ابعاد تازه تري به خود بگيرد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار