ماستماليزيشن مدرن
کد خبر:۴۴۳۷۸

ماستماليزيشن مدرن

این کسی که در این چندماه نه تنها در جهت برآوردن منویات ولایت فقیه قدمی برنداشته، بلکه علنا با آن مخالفت کرده است و حتی التزامی به قانون اساسی نداشته و آن را نقض می کند، اصولا نمی تواند پیشنهاد دهنده ی چنین طرحی باشد .

پاتوق شیشه ای- خبرنامه دانشجویان ایران طی مقاله ای به قلم مهناز احمدزاده درارتباط با چرایی طرح وحدت ملی و ضرورت آن این چنین می نویسد:

آنچه که این روزها از سوی اهالی جنبش به اصطلاح سبز شنیده می شود، طرح  "وحدت ملی " است که هدف و اهمیت آن جای بحث دارد.

پس از شکست جریانات ساختارشکن در انتخابات، این جریان مسیری را طی کرد که یاد آوری آن، جهت پی بردن به چرایی طرح وحدت ملی، ضروری می باشد.

فاز اول:

این مرحله بلافاصله پس از شکست و مطرح کردن ادعای دروغین تقلب شروع شد که شامل دعوت به شورش های خیابانی و تخریب اموال عمومی، جهت ایجاد رعب و وحشت در مردم برای تحمیل فشار به نظام و رهبری شروع شد و پس از چند هفته، خصوصا پس از بیانات رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه ی تاریخی 29 خرداد، با اعلام انزجار مردم از این گروه ها و سران آشوب، این اقدامات بی نتیجه خاموش شد.

فاز دوم:

این فاز همزمان با دستگیری برخی از سران درجه 2 اغتشاشات از جمله ابطحی،حجاریان و... آغاز شد.

پس از پخش اظهارات دستگیرشدگان، موج اعتراضات مردمی شدت گرفت و خواهان مجازات عوامل اصلی این جریانات چون موسوی، خاتمی، مهدی هاشمی و... شدند.

این بار رفرمیست ها چاره ای نداشتند جز اینکه سیستم خود ایمنی خود را به کار اندازند و به خودی های معترف حمله کردند و آنها را خیال پرداز و دروغگو خواندند.

البته برای اینکه در این عریضه جای پای نظام را خالی نگذارند مجبور شدند بحث قرصهای فراموشی را مطرح کنند که این حرکت نیز با با انکار توسط همان خودی ها!بی نتیجه پایان یافت.

فاز سوم:

به دنبال اجرای تاکتیک های جنگ روانی، این بار پروژه ی سوژه سازی جهت بدنام کردن و خشن جلوه دادن چهره ی نظام کلید خورد.

از گریه بر سر قبهای خالی گرفته تا سند سازیهای دروغین، به بازی گرفتن بیش از پیش کروبی و تبادل نامه های همدردی وی با محربین و مفسدین و دشمنان علنی، اجرای سناریوی کوی دانشگاه، قتل ندا آقا سلطان و نسبت دادن آن به نظام و حتی تا آنجا پیش رفتند که برای بازگرداندن آبروی رفته ی خویش از عصمت بازداشت شدگان کهریزک خرج کردند و ماجرای قرص های روهیپنول و... .

اما از آنجا که مهمترین اسنادی که ارائه کردند به ضرر خودشان تمام شد و با زنده شدن کسانی که نامشان در لیست کشته شدگان بود و نیز مصاحبه ی خانواده های آنها، این پروژه نیز نتیجه ای جز سرخوردگی فرماندهان آشوب و اجراکنندگان آنها نداشت.

فاز چهارم:

در این مرحله شاهد بیانیه هایی از سوی موسوی بودیم که لحنی آرام تر از بیانیه های قبل به خود گرفت.

موسوی که در این چندماه شاهد ریزش بدنه ی اجتماعی جنبش بود و از طرفی با دست رد حامیان مادی و معنوی خود در بدنه ی سیاسی و نیز افزایش موج مطالبات مردمی جهت محاکمه خود و جدیت دستگاه قضا در برآوردن این مطالبه جهت احقاق حقوق حقه ی همه ی آسیب دیدگان مادی و معنوی مواجه شد،دست به کار شده و طرح وحدت ملی را مطرح کرد تا شاید بتواند با کمک این واژه ها،از قصاص در امان بماند.

اما پیشنهاد دهندگان این طرح باید بدانند که در نظام جمهوری اسلامی محور وحدت ملی دو چیز است که مهمترین آن پذیرش ولایت مطلقه فقیه و شرط دیگر آن پذیرش قانون اساسی است. بنابر این کسی که در این چندماه نه تنها در جهت برآوردن منویات ولایت فقیه قدمی برنداشته، بلکه علنا با آن مخالفت کرده است و حتی التزامی به قانون اساسی نداشته و آن را نقض می کند، اصولا نمی تواند پیشنهاد دهنده ی چنین طرحی باشد چرا که در این صورت پس از ابداع دیکتاتوری مدرن توسط گروههای حامی ایشان، این طرح نیز تنها حربه ای است جهت دور زدن افکار عمومی و دستگاه قضا به سبک مدرن برای نجات بحران آفرینان و آبرو دادن به آنها.

بنابراین بهترین راه این است که آقای موسوی قدری درنگ کنند تا تکلیف اتهامات ایشان و سایر دوستان و حامیانشان در محضر عموم مردم روشن شود،چرا که تنها در این صورت است که وحدت ملی در کنار اجرای عدالت محقق خواهد شد. /انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار