تلوتلو خوردن هاي يک صدا و سيما!
پاتوق شیشه ای- سید مصطفی میرمحمدی درآخرین مطلب وبلاگ شخصی خود (خاکریزیسم) در رابطه با رویکرد متناقض صدا وسیمای جمهوری اسلامی می نویسد:
زمانی که علی لاریجانی کلید دفتر خود در صدا و سیما را به معاون پارلمانی خود واگذار کرد همگان بر این نکته اذعان داشتند که منش محافظه کارانه رییس مازندرانی این سازمان بشدت اعتماد عمومی را نسبت به این دستگاه حساس خدشه دار نموده است و خط قرمزهای بی جهت و بدون مبنا باعث شده تا مردم این حریم گذاریهای تنگ و غلیظ را در زمره دلایلشان در توجیه رویکرد بی رویه خود نسبت به دریافت شبکه های ماهواره ای قلمداد کنند.
اما معاون سابق و رییس جدید آن روز سازمان صدا و سیما با علم به این نقیصه کبری از همان بدو ورود، سعی خود را معطوف به شکستن این خطوط قرمز فاقد توجیه نمود و رویکرد متهورانه ای را در دستگاه تحت امرش آغاز کرد. حالا دیگر در بخش های خبری به حاشیه رویدادها هم پرداخته می شد، خبرنگاران جسارت پرسیدن سوالات چالشی تر از مسئولین را کسب کرده بودند، آسیبهای اجتماعی در قالب سریالها و برنامه های مختلف دیگر خیلی جدی مورد توجه قرار می گرفت، آرشیو بسیار پربار برنامه های خبری و فیلم و سریالها و گزارشات مختلف به روی خبرنگاران و برنامه سازان گشوده شد و...
سید عزت الله ضرغامی با این رویکرد توانست تعداد مخاطبین صدا و سیما را بصورت جهشی افزایش دهد و حتی با برخی برنامه های دیدنی تلویزیون، خیابانهای کشور را خلوت و مردمان را پای گیرنده هایشان میخکوب کند و این در نگاه اول امر مبارکی به نظر می رسید اما در این رهگذر اتفاقات بدی افتاده بود. واقع امر آن بود که صدا و سیما در این تابوشکنی جانانه روی سطح لغزنده ای حرکت می کرد و اساسا راهبرد و استراتژی مشخصی برای برنامه سازی برنامه سازان نداشت. این بی برنامه گی و گیج زدن را از رویکردهای متناقض صدا و سیما به مسئله ای واحد در موضوعات گوناگون می توان یافت.
از طرفی دعو صدا و سیمای جمهوری اسلامی بر تشویق جامعه به صرفه جویی و قناعت است و از سوی دیگر انبوه سریالهایی ساخته می شود که با نمایش جزئی ترین جزئیات زندگانی اقشار مرفه و مترف، در مردم خوی اشرافیگری و ماده گرایی که سهم مهلک هر ملت و تمدنی بوده است را ترویج می نماید. یک نمونه گیری از سریالهایی که اتفاقا همین روزها در حال پخش از شبکه های مختلف هستند این جهت گیری را بر ما روشنتر می سازد. مرور کنید پربیننده ترین سریالهای این روزهای تلویزیون را. "شمس العماره"، "دلنوازان"، "مسافران"
از سویی برابری شهرنشینان و روستاییان در تمامی جهات مورد تاکید مسئولان این سازمان قرار می گیرد اما در عمل انبوه انیمیشن ها و مجموعه های طنز و دیگر برنامه هایی پخش می شود که "شهرنشینان" را دانای کل به تصویر می کشند و روستانشینان بی نوا را انسانهایی عقب مانده از مدنیت و شعور و بدیهی ترین آداب معاشرت معرفی می کنند. علاوه بر آن، میزان وقتی که در اختیار شهرستانیها و علی الخصوص روستاییان قرار می گیرد در مقایسه با زمانی که به طرح مشکلات مردمان شهر و به خصوص تهرانیها اختصاص داده می شود تقریبا هیچ است! درمقطع فعلی شاهد هستیم که تنها برنامه ای که در رسانه ملی بطور حقیقی به روستائیان کشور اختصاص دارد برنامه "مستقیم آبادی" است که هفته ای نیم ساعت آن هم در ساعتهای پرت و مرده پخش می شود. جالب است که هنوز برای نگارنده روشن نشده که اخبار ترافیک بزرگراههای تهران چه ارتباطی با شهرستانیها و روستاییان دارد که مجبورند از رادیوپیامشان هر نیم ساعت یکبار به ان گوش فرا دهند!!
دیگر رویکرد متناقض رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی در پرداخت اسلامی به مسائل است. رسالت تعریف شده برای این دستگاه در همین راستاست اما نمونه های زیرپاگذاشتن این رسالت و نگاه ژئورنالیستی و مچ گیرانه به رویدادهای مختلف و ایجاد فضای هیجان و استرس در جامعه، دیگر از دایره شمارش خارج شده است. سمبل این تناقض برنامه هایی مثل نود و بخش خبری 20:30 هستند. اساسا عنصر اساسی برای تداوم این برنامه ها و پرمخاطب ماندن آنها همین جنجال سازی ها و پرداختهای کاملا ژئورنالیستی که تقلیدی ناقص از هارد پروگرام های اروپایی-آمریکایی است می باشد. همین چند روز پیش بود که در 20:30 مدیر ساده لوح انتقال خون یزد را به دروغ مدیری دغلباز جازدند و صدا و سیما پس از اعتراضات فراوان مردم و مسئولین در کمال وقاحت بر این بی انصافی خود پای فشرد و حاضر به عذرخواهی از افکارعمومی نشد.
این تناقضات و بی برنامه گی های تاسف بار به 3مولفه فوق الذکر ختم نمی شود و ذکر تمام این پارادوکس ها مثنوی هفتاد من می طلبد. مواردی مثل روابط زن و مرد، معلق بودن در فضای فیلم و سریال غرب و شرق، فیلمنامه های بی خاصیت و بدون هدف که تنها خاصیتشان اتلاف وقت و سرگرم کردن مخاطب است، پرداخت افراطی و بیش از حد به نخبگان بازیگر و فوتبالیست از میان تمام نخبگان اصناف مختلف -که این رویکرد حتی گلایه مقام معظم رهبری را نیز در پی داشت-، برخورد منفعلانه با مسائل سیاسی به خصوص در حوادث اخیر و بازی در زمین دشمنان و... از این دست تناقضات به حساب می آید.
خبرهای غیر رسمی از آن حکایت می کند که مقام معظم رهبری به عملکرد رسانه ملی انتقادات جدی دارند و همین امر باعث شده تمدید حکم رییس فعلی این سازمان با اما و اگرهایی همراه باشد. امیدواریم که مسئول آتی این دستگاه حیاتی با تدوین و تبیین مشخص راهبرد و بایدها و نبایدها و ترسیم دورنمایی الهی و قدسی، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را از این تلو خوردن ها و تحرکات سینوسی و متناقض نجات دهد و آن را در مسیر تعالی و رضایت پروردگار متعال رهنمون سازد./انتهای پیام/