ورزش در قرآن
طالوت و نيرومندي جسماني
از جمله مواردي که نيرومندي جسماني به عنوان يک مزيت و امتياز در قرآن ذکر شده، داستان طالوت و قوم بني اسرائيل است. قوم يهود که در زير سلطه فرعونيان، ضعيف و ناتوان شده بودند، بر اثر رهبري هاي خردمندانه حضرت موسي(ع) از آن وضع اسفانگيز نجات يافته و به قدرت وعظمت رسيدند، ولي پس از مدتي دچار غرور شده و دست به قانون شکني زدند، و به همين جهت، سرانجام از قوم "جالوت"- که در ساحل درياي روم، بين فلسطين و مصر مي زيستند- شکست خورده و 440 نفر از شاه زادگانشان نيز به اسارت جالوتيان در آمدند.
اين وضع، چندين سال ادامه داشت، تا آن که خداوند پيامبري به نام "اشموئيل" را براي نجات و ارشاد آن ها برانگيخت. بني اسرائيل گرد او اجتماع نموده و از او خواستند رهبر و اميري براي آن ها انتخاب کند، تا همگي تحت فرمان و هدايت او، با دشمن نبرد کنند و عزت از دست رفته خويش را باز يابند.
اشموئيل به درگاه خداوند روي آورده و خواسته قوم خود را به پيشگاه حضرت احديّت عرضه داشت، به او وحي شد که طالوت را به پادشاهي ايشان برگزيدم:
"وَ قالَ لَهُم نَبِِِيِهُم اِنَّ اللهَ قََََد بَعَثَ لَکُم طالُوتَ مَلِکاً؛
و پيامبرشان به آن ها گفت: خداوند، طالوت را براي زمام داري شما مبعوث [و انتخاب] کرده است."
از آن جا که طالوت مردي کشاورز بوده و توانايي مالي چنداني نداشت، اشراف با انتخاب وي مخالفت نمودند:
"قالُوا اَنّي يکُونُ لَهُ المُلکُ عَلُينا وَ نَحن اَحَقُّ بِِالمُلکِ مِنُه وَ لَم يُوتَ سَعَهً مِنَ المالِ؛
گفتند: چگونه او برما حکومت داشته باشد، با اين که ما از او شايسته تريم؟ و او ثروت زيادي ندارد."
او نه ثروت و قدرت مالي دارد و نه موقعيت اجتماعي و خانوادگي، زيرا از خاندان نبوت و پيامبري نبوده و از خاندان پادشاهي نيز نيست. اشموئيل در پاسخ گفت:
"اِنَّ اللهَ اصطَفيهُ عَليکُم وَ زادَهُ بَسطَهً فِي العِلمِ وَ الجِسمِ
خداوند او را بر شما بر گزيده و علم و [قدرت] جسم او را وسعت بخشيده است."
چنان که ملاحظه مي شود، اشموئيل پيامبر، دو خصلت "گسترش علمي و توانايي جسمي" را بر دو خصوصيت ديگر، يعني قدرت مالي و افتخارات نژادي و نسبي، فضيلت و ترجيح مي دهد و دارنده اين دو خصلت را براي احراز مقام رهبري شايسته تر مي داند، در اين جا قدرت بدني با صراحت به عنوان يک مزيت و فضيلت مطرح شده و در کنار علم و قدرت علمي قرار گرفته و با آن مقايسه شده است.
شجاعت و توان رزمي حضرت داوود(ع)
هنگامي که طالوت براي مبارزه با جالوت به سوي او حرکت مي کند، جنگ جويان فراواني از مردان بني اسرائيل وي را همراهي مي کنند، ولي در نهايت با تعداد نيروي اندکي که داراي ايماني راسخ و استوار بودند، در برابر لشکر انبوه و مجهّز جالوت، صف آرايي مي نمايد. خداوند متعال به اشموئيل پيامبر وحي مي فرستد که قاتل جالوت شخصي است که زره حضرت موسي(ع) به تن او اندازه باشد، و او مردي است از فرزندان "لاوي بن يعقوب" و نامش "داوودين ايش" است. ايش، مرد چوپاني بود که ده پسر داشت و داوود کوچک ترين آن ها بود.
طالوت به هنگام گردآوري سپاه، به دنبال ايش مي فرستد که خود و فرزندانت در لشگر من حضور يابيد. آن گاه زره حضرت موسي(ع) را به تن يک يک فرزندان ايش مي کند، ولي براي هر کدام يا کوتاه است و يا بلند؛ مي پرسد: آيا پسر ديگري نيز داري؟ مي گويد: آري، کوچک ترين پسرم را با خود نياورده ام، تا از گوسفندان نگهداري کند.
طالوت به دنبال داوود مي فرستد و وقتي زره را به وي مي پوشاند، آن را درست به اندازه وي مي يابد.
داوود شخصي قوي هيکل، نيرومند و شجاع بود. طالوت براي اين که به توان رزمي و قدرت بدني داوود پي ببرد، از او مي پرسد: آيا تاکنون قدرت و نيروي خود را آزمايش کرده اي؟
وي پاسخ مي دهد: آري، هر گاه شيري به گله من حمله نموده و گوسفندي را به دهان مي گيرد، من خود را به آن شير رسانده و با قدرت، دهانش را باز نموده و گوسفند را از آن خارج مي کنم!
جالوت که داراي عظمت و ابهّت ويژه اي بود، در پيشاپيش لشکر خويش بر فيلي سوار بوده و تاجي بر سر داشت، ياقوتي نيز بر پيشاني وي مي درخشيد.
داوود به اقتضاي شغل چوپاني، فلا خوني در اختيار داشت که سنگ در آن نهاده و به طرف حيوانات درنده اي که قصد دريدن گوسفندان را داشتيد پرتاب مي کرد. سنگي در آن نهاده و آن را به طرف سربازاني که در سمت راست جالوت بودند پرتاب مي کند و آنان را متفرق مي سازد. سربازان سمت چپ وي را نيز به همين ترتيب از او دور مي سازد. آن گاه آخرين سنگي را که به همراه آورده بود، در فلاخن نهاده و آن را به سوي جالوت پرتاب مي کند. سنگ به ياقوتي که روي پيشاني جالوت بود اصابت نموده، آن را خرد کرده و به مغزش اصابت مي کند!
ناگاه پيکر بي جان جالوت بر روي زمين قرار مي گيرد.
و خداوند بدين گونه رهروان راه حق را به پيروزي مي رساند و به داوود نيز که خدمت بزرگي نموده و شايستگي خويش را به خوبي به اثبات رسانيده بود، حکومت و دانش مي بخشد:
"فَهَزَمُوهُم بِاذِنِ اللهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ انيهُ اللهُ المُلکَ وَ الحِکمَهَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ؛
سپس آنان به فرمان خدا، ايشان [سپاه دشمن] را به هزيمت و شکست وا داشتند و داوود [جوان کم سن و سال نيرومند و شجاع که در لشکر طالوت بود] جالوت را کشت، و خداوند حکومت و دانش را به او بخشيد، و از آن چه مي خواست به او تعليم داد."
سپس آنان به فرمان خدا، ايشان [سپاه دشمن] را به هزيمت و شکست وا داشتند و داوود [جوان کم سن و سال نيرومند و شجاع که در لشکر طالوت بود] جالوت را کشت، و خداوند حکومت و دانش را به او بخشيد، و از آن چه مي خواست به او تعليم داد."
طالوت نيز با ديدن لياقت، شايستگي و شجاعت داود، دختر خويش را به عقد ازدواج وي در آورد.
نکته قابل توجهي که در اين جا به چشم مي خورد، اين است که قدرت و توان بدني و جسماني به تنهايي براي تکميل شخصيت انسان کافي نيست؛ به همين خاطر مي بينيم خداوند متعال در کنار قدرت جسماني و حکومت بر مردم، حکمت و دانش نيز به داوود آموخته و مطالب فراواني را نيز به او تعليم مي دهد.
(گزيدهاي از ورزش در اسلام)