راههاي نجات از گناهان
معالجه كلى درباره بيماري جسماني اين است كه، مرض را ابتدا به غذائى كه طبعا ضد آن بيمارى است، علاج مىكنند، چنانكه مرض سردى، به غذاى گرم معالجه مىشود، و اگر اين معالجه سود نبخشيد به دوا درمان مىكنند، و اگر باز هم تأثير نكرد از داروهاى سمى استفاده مىكنند و اگر به آن هم، شفا و بهبود حاصل نشد با سوزاندن و يا قطع عضو عمل مىكنند و اين آخرين علاج است.
قانون كلى در معالجه نفسانى
اول: اول بايد انحراف و يا رذيله اخلاقي خود را شناخت، پس از شناخت انحراف، بايد به تحصيل فضيلتى كه ضد آن انحراف باشد مبادرت كرد، و بر كارهائى كه آثار آن فضيلت است، مواظبت و مراقبت نمود، و اين به منزله غذاى ضد بيمارى است، هر فضيلتى كه در نفس پيدا شود، رذيلت ضد آن را برطرف مىكند.
دوم: اگر دستور العمل اول، سود نبخشيد بايد نفس را بر اين رذيلت و انحراف اخلاقى در انديشهها يا در گفتار يا در عمل توبيخ و سرزنش كرد، و او را به زبان حال يا مقال مورد خطاب قرار داد: كه اى نفس اماره خود را به هلاك افكندى و در معرض خشم الهى قرار دادى، و بزودى در دوزخ با شياطين و بدكاران به عذاب گرفتار خواهى شد.
سوم: اگر دومي هم اثر نکرد، بايد به آثار رذيلتى كه ضد آن رذيلت است، مشغول شد؛ بشرط آنكه تعديل را حفظ كند؛ بنابراين شخصي که ترسو است، به كارهاى متهوران و بىباكان، يعنى به امور ترسناك و هولانگيز دست بزند و خود را در خطر بيفكند. و شخص بخيل، در بذل و بخشش اموال، بسيار اقدام كند؛ و اين به منزله مداواى با سم است.
چهارم: اگر سومي هم به سبب نيرومندى و استوارى بيمارى سود نبخشيد، بايد نفس را به انواع كارهاى سخت و شاق و رياضتهاى رنجآورى كه نيروى برانگيزنده اين رذيلت را ضعيف ميسازد تنبيه كند، و اين كار همانند سوزاندن و قطع عضو است، كه آخرين علاج است.
(علماخلاقاسلامى)