پرهيز از رفتار و راه رفتن مغرورانه
کد خبر:۴۴۹۹۳
آداب معاشرت اسلامي؛

پرهيز از رفتار و راه رفتن مغرورانه

يکي از مهم‏ترين بخش‏هاي آداب معاشرت اسلامي و انساني، رفتار متواضعانه، و پرهيز شديد از هر گونه کردار تکبرآميز و مغرورانه است، چرا که برخوردهاي مغرورانه و خودپسندانه، موجب ناهنجاري روابط، عکس‏العمل‏هاي ناموزون، پيامدهاي شوم و کينه توزانه و قطع رشته‏هاي دوستي و صفا و صميميت ‏خواهد شد.

هشتمين و نهمين نصيحت لقمان، خطاب به پسرش چنين است: «و لا تصعر خدک للناس و لا تمش في الارض مرحا ان الله لا يحب کل مختال فخور; (1) پسرم! با بي‏اعتنايي از مردم روي مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو که خداوند هيچ متکبر مغروري را دوست ندارد.»

يکي از مهم‏ترين بخش‏هاي آداب معاشرت اسلامي و انساني، رفتار متواضعانه، و پرهيز شديد از هر گونه کردار تکبرآميز و مغرورانه است، چرا که برخوردهاي مغرورانه و خودپسندانه، موجب ناهنجاري روابط، و عکس‏العمل‏هاي ناموزون، و پيامدهاي شوم و کينه توزانه، و قطع رشته‏هاي دوستي و صفا و صميميت‏خواهد شد. تکبر يک حالت انحرافي دروني است که نشانه‏هاي آن به شکل‏هاي مختلف در زندگي انسان آشکار مي‏شود، در اين بخش از نصيحت ‏حضرت لقمان، به دو نشانه تکبر و خودپسندي، اشاره شده که بايد از آن پرهيز کرد: 1- روي گرداني خشم گون و غيردوستانه از مردم 2- راه رفتن مغرورانه و تکبرآميز در کنار مردم.

 اين دو خصلت که از حالت زشت تکبر نشات مي‏گيرد، آسيب شديدي بر آداب صحيح معاشرت مي‏رساند، و چه بسا دوستي‏ها را به دشمني، و صفا و صميميت را به کدورت و خشونت تبديل نموده و باعث اختلافات و ناسازگاري‏هاي زندگي، به ويژه بين همسران، همسايگان و دوستان خواهد شد.

در حقيقت لقمان به جهانيان اعلام مي‏کند که از طريق نشانه‏ها، حالت‏هاي دروني خود را بشناسيد، چرا که چگونگي حالات دروني، به طور ناخودآگاه در چهره و رفتار و کردار انسان آشکار خواهد شد، چنان که اميرمؤمنان علي (ع) در سخني فرمود: «ما اضمر احد شيئا الا ظهر في فلتات لسانه و صفحات وجهه; هر کس آنچه را در دل پنهان کند، از زبانش فرو ريزد، و در سيمايش خوانده شود» (2)

البته ناگفته پيداست که منظور لقمان از نصيحت فوق، پرهيز از هرگونه مظاهر تکبر و غرور است، اما از آنجا که صفت تکبر قبل از هر چيز خود را در حرکات عادي و روزانه نشان مي‏دهد، انگشت روي دو مظهر خاص گذاشته شده است. اکنون شايسته است‏به تجزيه و تحليل اين دو نشانه و مظهر بپردازيم :

1- روي گرداني خشم‏گون

از آداب معاشرت صحيح اسلامي آن است که انسان در برخوردها و جدايي‏هاي خود از مردم، اصول متانت و محبت را رعايت کند، و رفتارش با سلام و لبخند مهرانگيز باشد، از روي بي‏اعتنايي و خشم آلود، از کنار مردم عبور ننمايد، چنين روي گرداني که از تکبر و خودپسندي نشات مي‏گيرد، باعث تيره شدن روابط، و سرد شدن کانون گرم پيوندها، و احيانا موجب تخريب آن کانون خواهد شد. در تعبير لقمان آمده «و لا تصعر خدک للناس; با بي‏اعتنايي از مردم روي نگردان.» واژه تصعر از ماده صعر، در اصل، يک نوع بيماري است که شتر به آن مبتلا مي‏شود، به طوري که شتر گردن خود را کج مي‏نمايد. اين تعبير بيانگر آن است که اين گونه برخورد با انسان‏ها، نشانه بيماري رواني و اخلاقي است، و نوعي انحراف در تشخيص و تفکر است، و هرگز يک انسان سالم، دچار اين گونه روش‏هاي پنداري و خيالي نمي‏گردد.

2- راه رفتن مغرورانه

يکي از مظاهر تکبر و خودخواهي که لقمان پسرش را به پرهيز از آن دعوت کرده راه رفتن مستانه يا مغرورانه است، که نشان دهنده حالت دروني زشت‏خودخواهي و خودبزرگ بيني است. اين گونه راه رفتن که از آن به «مشي مرح‏» (با مستي و غفلت) تعبير شده، يک نوع بلند پروازي و خود برتربيني است که موجب سرکشي و طغيان شده، و انسان را از مرز بندگي خدا خارج مي‏سازد، بر همين اساس خداوند در مورد ديگر از قرآن مي‏فرمايد: «و عباد الرحمن الذين يمشون علي الارض هونا; بندگان خدا کساني هستند که با تواضع و فروتني راه مي‏روند.» (3) نيز مي‏فرمايد: «و لاتمش في الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا; و روي زمين با تکبر راه مرو، تو نمي‏تواني زمين را بشکافي، و طول قامتت هرگز به کوه‏ها نمي‏رسد.» (4)

اين تعبير سرزنش‏آميز الهي، براي شکستن غرور انسان است، که او هرچه تکبر کند، نمي‏تواند زمين را بشکافد، و يا طول قامتش را به ارتفاع کوه‏ها برساند، بنابراين با ديدن عظمت مخلوقات الهي، بايد خود را ناچيز بداند، و باد غرور را از مشک وجود خود خالي سازد، نه اين که براي جلب توجه مردم به او، هنگام راه رفتن پا به زمين بکوبد، يا گردن بر آسمان بکشد.

روزي پيامبر(ص) در حين عبور از کوچه‏اي جمعيتي را ديد که اجتماع کرده‏اند، نزد آنها رفت و فرمود: چه خبر است؟ آنها شخصي را نشان دادند و گفتند: اين ديوانه‏اي است که حرکت‏ها و گفتار خنده آورش، مردم را متوجه خود ساخته است، مردم به تماشاي او پرداخته‏اند، پيامبر (ص) آنها را به سوي خود فرا خواند، و به آنها فرمود: «اين شخص دچار بيماري است، آيا مي‏خواهيد ديوانه حقيقي را به شما معرفي کنم؟» آنها عرض کردند: آري. فرمود: «المتبختر في مشيته، الناظر في عطفيه، المحرک جنبيه بمنکبيه، فذاک المجنون; ديوانه حقيقي کسي است که با تکبر و غرور راه مي‏رود، هنگام راه رفتن پيوسته به دو طرف خود نگاه مي‏کند، و پهلوهاي خود را با شانه‏اش تکان مي‏دهد (تنها خودش را مي‏نگرد) اين است ديوانه حقيقي.» (5) 

 در سيره پيامبر (ص) مي‏خوانيم، او هرگز اجازه نمي‏داد، هنگامي که سوار بود، افرادي پياده در رکاب او حرکت کنند، هر گاه سوار بر مرکبي بود، اگر پياده‏اي در راه مي‏ديد، او را بر ترک خود سوار مي‏کرد، و اگر آن پياده، سوار نمي‏شد، به او مي‏فرمود: «پيشاپيش من حرکت کن، و در فلان محل با من ملاقات نما.» (6)
پي‏نوشت‏ها:
1. لقمان - 18.
2. نهج البلاغه، حکمت 26.
3.فرقان - 63.
4.اسراء - 37.
5.بحارالانوار، ج 76، ص 303; معاني الاخبار شيخ صدوق ، ص 237.
6.محدث قمي، کحل البصر، ص 163.
منبع: پايگاه حوزه

پربازدیدترین آخرین اخبار