پرهيز از رفتار و راه رفتن مغرورانه
هشتمين و نهمين نصيحت لقمان، خطاب به پسرش چنين است: «و لا تصعر خدک للناس و لا تمش في الارض مرحا ان الله لا يحب کل مختال فخور; (1) پسرم! با بياعتنايي از مردم روي مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو که خداوند هيچ متکبر مغروري را دوست ندارد.»
يکي از مهمترين بخشهاي آداب معاشرت اسلامي و انساني، رفتار متواضعانه، و پرهيز شديد از هر گونه کردار تکبرآميز و مغرورانه است، چرا که برخوردهاي مغرورانه و خودپسندانه، موجب ناهنجاري روابط، و عکسالعملهاي ناموزون، و پيامدهاي شوم و کينه توزانه، و قطع رشتههاي دوستي و صفا و صميميتخواهد شد. تکبر يک حالت انحرافي دروني است که نشانههاي آن به شکلهاي مختلف در زندگي انسان آشکار ميشود، در اين بخش از نصيحت حضرت لقمان، به دو نشانه تکبر و خودپسندي، اشاره شده که بايد از آن پرهيز کرد: 1- روي گرداني خشم گون و غيردوستانه از مردم 2- راه رفتن مغرورانه و تکبرآميز در کنار مردم.
اين دو خصلت که از حالت زشت تکبر نشات ميگيرد، آسيب شديدي بر آداب صحيح معاشرت ميرساند، و چه بسا دوستيها را به دشمني، و صفا و صميميت را به کدورت و خشونت تبديل نموده و باعث اختلافات و ناسازگاريهاي زندگي، به ويژه بين همسران، همسايگان و دوستان خواهد شد.
در حقيقت لقمان به جهانيان اعلام ميکند که از طريق نشانهها، حالتهاي دروني خود را بشناسيد، چرا که چگونگي حالات دروني، به طور ناخودآگاه در چهره و رفتار و کردار انسان آشکار خواهد شد، چنان که اميرمؤمنان علي (ع) در سخني فرمود: «ما اضمر احد شيئا الا ظهر في فلتات لسانه و صفحات وجهه; هر کس آنچه را در دل پنهان کند، از زبانش فرو ريزد، و در سيمايش خوانده شود» (2)
البته ناگفته پيداست که منظور لقمان از نصيحت فوق، پرهيز از هرگونه مظاهر تکبر و غرور است، اما از آنجا که صفت تکبر قبل از هر چيز خود را در حرکات عادي و روزانه نشان ميدهد، انگشت روي دو مظهر خاص گذاشته شده است. اکنون شايسته استبه تجزيه و تحليل اين دو نشانه و مظهر بپردازيم :
1- روي گرداني خشمگون
از آداب معاشرت صحيح اسلامي آن است که انسان در برخوردها و جداييهاي خود از مردم، اصول متانت و محبت را رعايت کند، و رفتارش با سلام و لبخند مهرانگيز باشد، از روي بياعتنايي و خشم آلود، از کنار مردم عبور ننمايد، چنين روي گرداني که از تکبر و خودپسندي نشات ميگيرد، باعث تيره شدن روابط، و سرد شدن کانون گرم پيوندها، و احيانا موجب تخريب آن کانون خواهد شد. در تعبير لقمان آمده «و لا تصعر خدک للناس; با بياعتنايي از مردم روي نگردان.» واژه تصعر از ماده صعر، در اصل، يک نوع بيماري است که شتر به آن مبتلا ميشود، به طوري که شتر گردن خود را کج مينمايد. اين تعبير بيانگر آن است که اين گونه برخورد با انسانها، نشانه بيماري رواني و اخلاقي است، و نوعي انحراف در تشخيص و تفکر است، و هرگز يک انسان سالم، دچار اين گونه روشهاي پنداري و خيالي نميگردد.
2- راه رفتن مغرورانه
يکي از مظاهر تکبر و خودخواهي که لقمان پسرش را به پرهيز از آن دعوت کرده راه رفتن مستانه يا مغرورانه است، که نشان دهنده حالت دروني زشتخودخواهي و خودبزرگ بيني است. اين گونه راه رفتن که از آن به «مشي مرح» (با مستي و غفلت) تعبير شده، يک نوع بلند پروازي و خود برتربيني است که موجب سرکشي و طغيان شده، و انسان را از مرز بندگي خدا خارج ميسازد، بر همين اساس خداوند در مورد ديگر از قرآن ميفرمايد: «و عباد الرحمن الذين يمشون علي الارض هونا; بندگان خدا کساني هستند که با تواضع و فروتني راه ميروند.» (3) نيز ميفرمايد: «و لاتمش في الارض مرحا انک لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولا; و روي زمين با تکبر راه مرو، تو نميتواني زمين را بشکافي، و طول قامتت هرگز به کوهها نميرسد.» (4)
اين تعبير سرزنشآميز الهي، براي شکستن غرور انسان است، که او هرچه تکبر کند، نميتواند زمين را بشکافد، و يا طول قامتش را به ارتفاع کوهها برساند، بنابراين با ديدن عظمت مخلوقات الهي، بايد خود را ناچيز بداند، و باد غرور را از مشک وجود خود خالي سازد، نه اين که براي جلب توجه مردم به او، هنگام راه رفتن پا به زمين بکوبد، يا گردن بر آسمان بکشد.
روزي پيامبر(ص) در حين عبور از کوچهاي جمعيتي را ديد که اجتماع کردهاند، نزد آنها رفت و فرمود: چه خبر است؟ آنها شخصي را نشان دادند و گفتند: اين ديوانهاي است که حرکتها و گفتار خنده آورش، مردم را متوجه خود ساخته است، مردم به تماشاي او پرداختهاند، پيامبر (ص) آنها را به سوي خود فرا خواند، و به آنها فرمود: «اين شخص دچار بيماري است، آيا ميخواهيد ديوانه حقيقي را به شما معرفي کنم؟» آنها عرض کردند: آري. فرمود: «المتبختر في مشيته، الناظر في عطفيه، المحرک جنبيه بمنکبيه، فذاک المجنون; ديوانه حقيقي کسي است که با تکبر و غرور راه ميرود، هنگام راه رفتن پيوسته به دو طرف خود نگاه ميکند، و پهلوهاي خود را با شانهاش تکان ميدهد (تنها خودش را مينگرد) اين است ديوانه حقيقي.» (5)
در سيره پيامبر (ص) ميخوانيم، او هرگز اجازه نميداد، هنگامي که سوار بود، افرادي پياده در رکاب او حرکت کنند، هر گاه سوار بر مرکبي بود، اگر پيادهاي در راه ميديد، او را بر ترک خود سوار ميکرد، و اگر آن پياده، سوار نميشد، به او ميفرمود: «پيشاپيش من حرکت کن، و در فلان محل با من ملاقات نما.» (6)
پينوشتها:
1. لقمان - 18.
2. نهج البلاغه، حکمت 26.
3.فرقان - 63.
4.اسراء - 37.
5.بحارالانوار، ج 76، ص 303; معاني الاخبار شيخ صدوق ، ص 237.
6.محدث قمي، کحل البصر، ص 163.
منبع: پايگاه حوزه