وقاحت!
پاتوق شيشه اي: نويسنده وبلاگ گام آخر در آخرين پست وبلاگ خود با اشاره به شيطنتهاي رسانه هاي موسوم به اصلاحات مي نويسد:
امروز روزي نامه حيات نو با دو تيتر پي گير وظيفه خطير جلبکي خود براي حمايت رسانهاي از موج دروغ و خرابکاري شد. هرچند به شخصه حتي پرداختن بي از حد به اتفاقات و جرياناتي که به عمد اين عده راه مياندازند تا با واکنش ما صاحب اعتباري بشوند مخالفم، ولي گاهي اين حرکات آنان همانطور که در 8 سال تسلطشان بر منابع مالي و انساني باعث هرز رفتن و خارج شدن از ريل حرکت واقعي و جايگزين نمودن ضدارزشها به جاي ارزشها بود، امروز هم درصدد شکستن انچه واقعاً بايد ازآن هراس داشت، برآمدهاند.
تيتر اول درباره تلاش کروبي براي آبرو بخشيدن به روي سياه فعاليتها خود و هم توهميهايشان(!) بود. «جنبش سبز اصلاح طلب است، نه برانداز» البته در مرحله اول نگاه به اين تيتر معناي اصلاح طلبي است که از آن تفسيري نشده (و نخواهد شد) همانطور که زمان حکومتشان هم شعار آزادي معنا شد. و نيز مشخص بود که هم شعار آزادي و هم شعار قديمي و نخنماي اصلاح طلبي همان روشهاي ديکته شده غربيهاست که امثال حجاريان به عنوان مغز متفکر اين طيف به خواستگاهها و اشتباه بودن آن تلويحاً اشاره کرد.
نميخواهيم وقتمان را با پرداختن به سخيف بودن شعار اصلاح طلبي هدر بدهيم، ولي اينکه هر روز با تيترهايي، چند روزنامه همزمان در دکهها،به گونهاي القا کنند که جنبش سبز(جلبکها) به عنوان بانيان اصلي خرابکاريها و کشتارهاي بعد از انتخابات، جزئي از زندکي عادي مردم هستند و در واقع جزئي از انقلاب و بدون ارتباط به بيگانه و بدون حمايت آنان و بيربط به جريانهاي دشمن است، و با اين کار ضمن مالهکشي زشتيهايشان خود را از قانون و مجازاتش دور کنند، موردي هشدار برانگيز است که نياز به روشنگري ساير رسانهها مبرا از اين خزهها و جلبکها ميباشد.
و چه خوب اين شيوه را در انتخابات هم به کار بردند که آنقدر دروغشان بايد بزرگ باشد و يا آنقدر تکرار کنند که همه باورشان بشود.
وقاحت به خرج داده شده ديگر، استقبال از يک تمجيد دشمن براي يکي ديگر از روسياهان انقلاب و مردودان اين انتخابات بود. «خاتمي برنده جايزه گفتگوي جهاني شد» به راستي آيا اين افتخار است که خاتمي همطراز با داريوش شايگان، نوچه خاندان پهلوي و يک مبلغ ابتذال مشترکاً برنده شوند!؟ جاي سوال نخواهد داشت چه قرابتي بين اين دشمن ملت ايران و اين به اصطلاح نخبه سياسي (جلبکي) است؟ روزنامه کيهان به عنوان يکي از رسانههاي بابصيرتتر از ديگر رسانهها نوشته است:«گفتني است داريوش شايگان در انجمن فلسفه متعلق به فرح پهلوي عضويت داشت و پس از انقلاب، مدت ها سردبيري مجله ايران نامه متعلق به بنياد مطالعات ايران و اشرف پهلوي را به عهده داشت. زماني که خاتمي شعار گفت وگوي تمدن ها را مطرح کرد، بسياري از محافل ضدانقلابي اعلام کردند که اين شعار توسط کساني چون شايگان و آشوري وضع شده و خاتمي فقط کپي برداري کرده است.زماني فرج سرکوهي در نشريه آدينه با لحني مواخذه آميز و معنادار پرسيده بود چگونه است که هر وقت سفارت فرانسه مي خواهد از روشنفکران در ايران حمايت و تمجيد کند، از شايگان حمايت مي کند. »البته وضع خراب امنيتي – سياسي – اجتماعي خاتمي هم براي ما و هم براي خودش به خوبي مشخص است و اگر روزي بنا بر اتمام صبر و اتمام حجت باشد، خاتمي بايد با لباس مبدل از ايران فرار کند!
به هر حال اين فتنه عريان که با کمي بصيرت به خوبي لزوم ايستادگي و افشاگري دربارهاش وظيفه هر صاحب رسانهاي خواهد بود و مردم عوام هم با کمي انصاف و دقت به ان پي خواهند برد و ديگر بهانهاي نزد خدا براي کم کاري و بيدقتي در برابر آن نخواهند داشت، شايد يکي از دلايل آينده روشن و وعده داده شده باشد.
راهي سخت و سنگلاخ که جز مرد راه نميطلبد و با زندگي عادي و مشي و سلوک و سر به زيري، به انجام وظيفه منتهي نخواهد شد. دشمني با نقاط ضعف خوديها هرچند واجب ولي در برابر اين فتنهها در اولويت چند دهم قرار خواهد گرفت. امري که همانطور که گفته شد و مشهود است نياز به بصيرت دارد تا بفهميم که اکنون وقت چيست و چه عکس العملي چه زماني از ما بايد سربزند و فاکتورهايي چون دشمن و دوست و آينده و گذشته را در آن درنظر گفت.
ميشود با بصيرت برخورد کرد و به نتيجه صحيح رسيد، فقط بايد حب و بغضها را کنار گذاشت، همه واقعايت را ديد، و نه قسمتي از آن و البته اطلاع رساني کرد./انتهاي پيام/