از حكميت تا حكميت
پاتوق شيشه اي: سيد مهدي قريشي نويسنده وبلاگ (يادداشتهاي خاکستري )در آخرين پست وبلاگ خود با مقايسه دوران پس از حضرت رسول اکرم(ص) و دوران امروز انقلاب اسلامي مي نويسد:
صحنه اول:
شرايطي پيش آمده كه تمامى دشمنان اسلام ، نقاب از چهره خويش كنار زده و با تمام توان در مقابل آئينه حق و حقيقت و وصى به حق رسول خدا (صلى الله عليه وآله) ايستادهاند. پس از جنگ جمل و نبرد با ناكثين(پيمان شكنان) اميرالمؤمنين علي (ع) بارها با گسيل سفيران و ارسال نامه ، معاويه و شاميان را به پذيرش حكم قرآن دعوت ميكند اما معاويه به فتنه جوييهاي خود ادامه ميدهد . مردم شام را عليه حكومت علي(ع) تحريك ميكند، براي فريب مردم به دروغ ادعاي خونخواهي از قتل خليفه سوم را مطرح ميكند . دوستداران مقام و قدرت و اشرافي كه اموال زيادي را به ناحق تصاحب نموده بودند و كساني كه قلباً مسلمان نشده و منتظر فرصت براي ضربه به پيكر اسلام بودند با معاويه همنوا ميشوند. قاسطين (ستمگران مخالف عدالت) شكل ميگيرند و جمع فتنه جويان جمع ميشود.
بالاخره جنگ در منطقه اي به نام صفين درميگيرد. پس از چندي بالاخره نشانههاي شكست سنگين و نابودي كامل سپاه فتنه آشكار ميگردد. معاويه و عمروعاص كه کار را تمام شده ميديدند دستبه حيله ميزنند. قرآن بر سر نيزهها ميرود. فقط اندكي مانده تا چشم فتنه كاملاً كور شود ولي گروهي نادان فريب اين نيرنگ را خورده و مانع پيروزي ميشوند . ماجراي حكميت اتفاق ميافتد و فتنه جويان به اهداف خود ميرسند.
صحنه دوم:
پس از سال ها انتظار، انقلاب مردمي با رهبري مردي بزرگ به پيروزي ميرسد و حكومت اسلامي برپا ميشود. دشمنان طاقت اين شكست را ندارند و مدام دسيسه ميكنند . جنگ راه مياندازند ولي اثري ندارد ، ترور و حذف شخصيتهاي تأثير گذار ، تحريم ، تهديد ، انواع فشارها و خلاصه هر كار كه در توانشان است انجام ميدهند ولي گويا انقلاب محكم سرجاي خود ايستاده است . به گروهي شيفته غرب متوسل ميشوند . نداي اصلاح سر ميدهند بلكه بتوانند از درون انقلاب را نابود كنند . سالهاي بدي است .همه نوع دسيسه ميكنند ولي وجود رهبري فرزانه مانع آنهاست . دوباره مردم آگاه مدعيان اصلاح را حذف ميكنند و به اصل انقلاب رجوع ميكنند . گويي دوباره انقلاب شده ، بازگشت به همان شعارها و همان رويكردها. دوباره دشمن دست بكار شده، اينبار برنامه مفصل تدارك ميبيند . گروهي از ثروتمندان و اشراف ، مديران فاسد ، دوستداران پست و مقام ، دشمنان انقلاب ، حتي تروريستها همه و همه در اين برنامه هستند . نقابها از صورتها كنار رفته و چهره نفاق هويدا ميشود. دوباره فتنه اي بزرگ در راه است و دوباره هوشياري مردم و درايت رهبري مانع پيروزي فتنه جويان. باز هم چند قدم مانده تا چشم فتنه كور شود ولي به بهانه وحدت نداي حكميت بلند ميشود .
# مدتي است برخي چهره هاي سياسي به دنبال حوادث پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري به بهانه ايجاد وحدت ، مطالبي با عناوين " طرح آشتي ملي" ، "شوراي برون رفت از شرايط كنوني" يا "شوراي حكميت" را مطرح ميكنند.
سؤال اينجاست كه آيا در بين عموم مردم تفرقهاي وجود دارد كه نياز به ايجاد طرح وحدت ملي باشد؟ آيا در شرايط فعلي كشور مشكلي هست كه بخواهند آنرا تغيير دهند؟ تا آنجا كه مشخص است حضور ميلوني مردم در انتخابات ، نماز جمعه ، راهپيمايي روز قدس و ... نشان از وجود وحدت و آرامش در بين عموم ملت ايران دارد. تنها عده اي معدود با تحريك برخي كه به دنبال اهداف سياسي خود هستند با عموم ملت وحدت ندارند. كساني كه چشمشان به بيگانگان دوخته و آرزوي تغيير نظام اسلامي را دارند متحد اين ملت نيستند .
اينبار نيز اشخاصي كه به غلط نتيجه انتخابات را فقط در آراء شمال تهران ميدانستند اكنون نيز با مشاهده برخي اتفاقات در همان نقاط آنهم به تحريك برخي افراد - كه گويا بر حسب تصادف گروه هدف طرح وحدت هم هستند- آنرا به تمام كشور تعميم داده و اعلام ميكنند كه اوضاع كشور بحراني است و به دنبال حل بحران در كشور هستند!!!
جاي تأسف است كه در ميان اين افراد نام برخي چهره هاي شناخته شده نظام و شخصيتهايي كه داراي خدمات ارزنده براي كشور و ملت در كارنامه خود هستند نيز ديده مي شوند. اين عزيزان بايد پاسخ دهند بين چه كساني و سر چه موضوعي بدنبال ايجاد وحدت هستند؟ ملت ايران كه هميشه متحد بوده و شرايط فعلي كشور هم كه مشخص است. تمام كسانيكه حول محور ولايت فقيه قرار دارند و از عمق وجود خود رهبري را بعنوان تنها عنصر وحدت بخش ميشناسند با يكديگر وفاق و اتحادي ناگسستني دارند. پس آيا بدنبال وحدت بين مردم و كساني كه ساز و كارهاي نظام را قبول نداشته و هيچگونه اعتقاد و التزام نظري و عملي به قانون اساسي و ولايت فقيه ندارند، هستند ؟
بزرگاني كه به دنبال "طرح آشتي ملي" هستند پاسخ دهند كه اقدامات - شعارها و اهداف جريان شكست خورده در انتخابات با كداميك از اهداف و آرمانهاي امام (ره) و انقلاب سنخيت دارد؟ آيا اقدامي در مخالفت با نظام باقي مانده كه اين آقايان انجام نداده باشند؟ نگاهي به سير برخي اقدامات اصلاح طلبان در قبل ، حين و بعد از انتخابات نشان از يك برنامه گسترده براي كودتاي مخملين عليه اين نظام مقدس دارد. اقداماتي همچون : همنوايي با دشمنان نظام و انقلاب - درخواست دخالت بيگانگان در انتخابات- مخالفت با حمايتهاي اصولي نظام از مقاومت مردم فلسطين و لبنان –درخواست تغيير ساختارهاي نظام حتي قانون اساسي- ايجاد شبهه در افكار عمومي و ادعاي تقلب در انتخابات - هجمه به نهادهاي قانوني – عدم تمكين در برابر قانون – ايجاد اغتشاش و تحريك مردم- تهمت به نظام اسلامي – مخالفت با ولي فقيه- ايجاد ارتباط با مطرودين حضرت امام (ره) -تغيير شعارهاي اصيل انقلاب و ...
در هر صورت استقبال گسترده و خوشحالي اصلاحطلبان شكست خورده در انتخابات و مسببان اصلي اغتشاشات از اين طرح و در مقابل برخورد سرد عموم مردم و مخالفت اصولگرايان واقعي با اين پديده كاملاً عيان است. پر واضح است كه اين استقبال بدليل نجات و حفظ كساني است كه خيال كودتاي مخملين در سر داشتند.
اكنون كه ماهيت واقعي بسياري افراد و گروهها مشخص شده و سران فتنه همه آنچه در درون نسبت به نظام اسلامي داشته اند نمايان كرده اند چرا نبايد مطابق قانون با آنان برخورد شود ؟ چه ضرورتي است كه عدهاي بخواهند اين چهره هاي سياسي مجرم را كه جايگاهي هم در بين مردم ندارند تطهير كنند به گونهاي كه گويي هيچ اتفاقي نيافتاده ؟
تاريخ هميشه تكرار شده و اكنون نيز موقعيتي شبيه به همان اتفاق زمان اميرالمؤمنين(ع) پيش آمده است . درست زماني كه نابودي فتنه گران فرا رسيده بود عده اي نادان باعث پيروزي فتنه گران شدند و قضاياي حكميت را بوجود آوردند كه نتيجه آن روي كار آمدن حكام فاسد و جلوگيري از برقراري عدالت علوي و به دنبال آن عدم بهرهمندي بشريت از ظرفيت و بركت وجودي ائمه اطهار-عليهم السلام- كه زيان ناشي از آن تا همين امروز باقيست. اكنون نيز كه فتنه گران به پايان راه رسيده اند عده اي كه خود را به اصطلاح "عقلاي قوم" ميدانند در صدد نجات فتنه گران بر آمده اند. نتيجه اين حكميت نيز مشخص است . تطهير فتنه گران – تجديد قوا همراه با تجربيات تازه - تكرار شديدتر همين اتفاقات در آيندهاي نزديك و ...
اگر در غائله 18 تير 78 با سران فتنه بدون هرگونه تعارفي برخورد قاطع انجام ميگرفت امروز شاهد اين حوادث و فتنه دوباره نبوديم.
بزرگاني كه با تحريك و حيله ديگران وارد اين قضيه شده اند بايد بصيرت به خرج داده و گذشته را مرور نمايند و آبروي خود را به دست خود حفظ نمايند تا نكند سرنوشت حكميت دوباره تكرار شده و بعدها افسوس ابوموسي اشعري شدن خود را بخورند./انتهاي پيام/