خدايا، ببخشيد!
حقيقت معناي اين تقاضا آن است كه من را به گونهاي متحول كن كه حاكميت تو را در همه شئون زندگي و هستي حقيقتا درك كنم و بيابم، زيرا عذرخواهي از حق تعالي – به معناي حقيقي آن – اين است كه عدم توجه به مقام پروردگار، به توجه مبدل شود و انسان حق حاكميت حق تعالي را آنگونه كه هست بفهمد تا به مقتضاي آن عمل كند؛ نه آنطور كه خيال ميكند و حق تعالي را از موجودات و خود جدا پنداشته كه تنها آنها را آفريده و ديگر كاري به آنها ندارد! در حالي كه حاكميت او همواره با خود موجودات ظهور ميكند و حاكميت موجودات بر خودشان به ويژه انسان، حاكميت غير استقلالي و محدود است كه اگر به آن تجاوز شد، بايد از صاحبش عذرخواهي كرده و آن را جبران نمود.
افراد نيز بايد عذرخواهي ديگران را بپذيرند، زيرا هم صاحب حق حقيقي به آن امر كرده است و هم پذيرش عذر از لغزش ديگران، زمينه روحي را براي پذيرش عذر خداوند، از لغزش خود فراهم ميكند، چنانكه خداوند ميفرمايد:
و سرمايهداران و فراخ دولتان شما نبايد از دادن مال به خويشاوندان و تهيدستان و مهاجران راه خدا دريغ ورزند، و بايد عفو كنند و گذشت نمايند. مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده مهربان است.(نور/22)
چون حاكميت حق تعالي حقيقي و استقلالي است، بايد اين گونه عذر خواهي در حقيقت از او واقع شود، چنانكه در آيات بسياري از قرآن كريم، بندگان را به استغفار و رجوع به خويش دعوت نموده و به انسان به گونهاي خطاب كرده كه او را شرمنده ميكند.
رسول خدا و اهل بيتش(ع) همواره از خداوند متعال در موارد مختلف، اين عذرخواهي مينمودهاند. رسول خدا(ص) با اين كه هيچ گناهي مرتكب نشده بود، روزي بيست و پنج يا هفتاد بار استغفار ميكرد، زيرا هر مقدار توجه عبد به مرتبه وجودي حق تعالي و حق او و مرتبه وجودي خويش بيشتر باشد، عذرخواهي او از ساحت مولايش بيشتر و عميقتر ميشود.