پاسخي به گاف‌هاي جديد سايت آينده
کد خبر:۴۵۵۰۱

پاسخي به گاف‌هاي جديد سايت آينده

آينده با زيركي تمام سعي كرده است مرا جزو شبكه‌اي از پرونده‌سازان معرفي كند و نوشته‌ي مرا هم  مرتبط و در راستاي يكي از يادداشت‌هاي سايت منتسب به مشايي قرار دهد و به خوانندگان خود اينچنين القا كند كه نويسنده مطالب انتقادي عليه آينده از نزديكان مشايي است.

پاتوق شیشه ای- اميد حسيني در وبلاگ شخصی خود (آهستان) درباره ادامه رویه سایت آینده در دروغ پردازی و شایعه پراکنی می نویسد:    

مسئولان محترم سايت آينده لطف كرده‌اند و به مطلب من درباره «دروغ‌ها و شايعه‌پراكني سايت آينده» واكنش نشان داده‌اند. همان طوري كه انتظار داشتم، آينده به جاي پاسخي منطقي، درست و قانع كننده، به همان شيوه‌ي هميشگي خود دست زده و با توسل به دروغ و متهم كردن من، ناشيانه از جواب دادن به اتهامات وارده به خود طفره رفته است.

آينده با زيركي تمام سعي كرده است مرا جزو شبكه‌اي از پرونده‌سازان معرفي كند و نوشته‌ي مرا هم  مرتبط و در راستاي يكي از يادداشت‌هاي سايت منتسب به مشايي قرار دهد و به خوانندگان خود اينچنين القا كند كه نويسنده مطالب انتقادي عليه آينده از نزديكان مشايي است. غافل از آنكه اگر يك هزارم درصد در وابستگي آينده به آقازاده‌ي معروف، شك و ترديد وجود داشته باشد، در عدم وابستگي ما به آقاي مشايي اطمينان كامل وجود دارد. لطفا به نوشته‌هاي ما عليه آقاي مشايي مراجعه كنيد.

دومين اشتباه آينده اين است كه  نوشته مرا تحريف كرده و با آوردن بخش‌هايي گزینشی از مطلب من، به همان قسمت‌ها، جواب‌هايي كوتاه داده‌ است. البته اگر بشود اسم آن را جواب گذاشت! اي كاش آينده با آوردن همه مطلب و يا لااقل قرار دادن لينك نوشته من، اين فرصت را به خوانندگان خود مي‌داد كه با همه آنچه كه من درباره‌ آينده نوشته‌ام، آشنا شوند و خودشان قضاوت بكنند، نه آنكه مطلب تحريف شده‌اي را بخوانند كه خود آينده صلاح ديده است!

آينده ابتدا با عصبانيت تمام، مرا متهم كرده است كه با استفاده از بودجه سنگين بيت‌المال به فكر پرونده‌سازي عليه آنها هستم:«در ادامه این تلاش‌های مذبوحانه، گزارش مجموعه‌ای از پرونده‌سازی‌های یك شبكه كه با بودجه سنگین از بیت‌المال به مونیتورینگ و مستندسازی كل اخبار و كامنت‌های سایت آینده مشغول است، در قالب یك یادداشت منتشر شد و جالب آن‌كه بسیاری از اخباری كه به دلیل مشكل فنی اخیر، مسئولان و سایر مخاطبان سایت آینده هم به آن‌ها دسترسی ندارند، در این پرونده یافت می‌شود!»

آينده‌ي عزيز! كدام گزارش؟ هر كسي كه فقط مدتي کوتاه در دنياي خبر و اينترنت حضور داشته باشد، مي‌تواند بعد از بررسي اجمالي سايت‌هاي مختلف، نظر و ديدگاه خود را درباره نحوه انعكاس خبر و احيانا دروغ‌ها و شايعات مطرح شده در آن سايت‌ها، بنويسد. اگر من مشغول پرونده سازي و تهيه گزارش عليه شما هستم، پس چرا اين گزارش را به جاي ارسال به مسئولان مربوطه در وبلاگم منتشر مي‌كنم؟ و اگر قرار بر انتشار ‌چنين گزارشي باشد، چرا يك سايت معتبر آنرا منتشر نكند كه هم بازديد آن بيشتر از وبلاگ من است و هم تاثيرگذاري آن. اين چه گزارشي است كه حتي سايت‌هاي اصولگراي مخالف شما هم حاضر نشدند آنرا منتشر كنند و يا حتي به آن لينك بدهند؟!

ضمنا شما از كدام بودجه صحبت مي‌كنيد؟ اگر اطلاعاتي از چنين بودجه‌اي داريد، آنرا منتشر كنيد تا ما رسوا شويم و خوانندگان شما هم پرونده‌سازان و حيف و ميل كنندگان بيت المال را بشناسند. از دو حال خارج نيست. يا آنكه باز هم مثل هميشه دروغ مي‌گوييد و به جاي پاسخگويي به ديگران اتهام مي‌زنيد كه حرفي نيست و يا آنكه حقيقتا چنين مجموعه‌هايي وجود دارند و عليه شما پرونده‌سازي مي‌كنند. در آن صورت بايد پاسخ بدهيد كه شما چگونه از پرونده‌سازي آنها مطلع مي‌شويد؟! احتمالا ارتباط شما با سعيد مرتضوي در همين راستا بوده است!

همچنين من متوجه نشدم كه به چه اخباري دست پيدا كرده‌ام كه خود آينده‌اي‌ها نمي‌توانند به آن دسترسي پيدا بكنند؟ همه مواردي كه به آن اشاره كردم، در سايت آينده موجود است و من به آنها لينك داده‌ام به جز يك مطلب كه از سايتشان حذف شده؟!

آينده در ادامه پاسخ خود، از توهين من به بسيجي‌ها ناراحت شده و مي‌نويسد:«در گزارش پرونده‌سازان، در عبارتی توهین آمیز نسبت به بسیج، بسیجی را مترادف با لباس‌شخصی دانسته و … »

دلسوزي اين دايه‌هاي مهربانتر از مادر براي بسيج و بسيجي آنقدر مصنوعي و مضحك است كه هيچ عقل سليمي آنرا باور نمي‌كند. آقاي آينده! اين من نبودم كه بسيج را با لباس‌ شخصي‌ها مترادف دانستم، اين شما هستيد كه در صدد القاي اين نكته هستيد. اگر شما با اين مساله مخالفيد، پس نظرات توهين آميز عليه بسيج، پاي همان مطلب شما چكار مي‌كند؟ اين نظرات، پاي مطلبي از سايت شما عمومي شده است كه درباره لباس‌شخصي‌ها و عليه رجانيوز نوشته شده بود:

«خوب، همه بسیجی ها كه حسین فهمیده نیستند، بعضی هم حسین نفهمیده هستند! اما حساب فهمیده ها رو با نفهمیده ها یكی نكنید!»

«سلام ودرود شهیدان بر شما كادر زحمت كش سایت اینده این اراجیف را خواندم از سوز دلشان معلوم است كه شما در اطلاع رسانی موفق شده اید اینها را چه به بسیجی وبسیجی بودن تمام كارهای اینها بوی حماقت وتعفن میدهد اینها در گیر تحجر وتحیر هستند وقتی از مراجع تقلید جلو میزنند دیگه چه انتظاری میشه ازشون داشت بزركترین ضربه را بر پیكره پاك ومنزه بسیج این گروه عقب مانده فكری وذهنی وارد كرداینها چماقداران احمدی نژاد هستند و از نام پاك بسیجیان كه برهمه مردم ایران منت دارند سو استفاده میكنند»

«اقایان رجا نیوز و بسیج لطفا به منه فقیر و بیچاره هم كمك كنید در ازاش میام كمك». «آفرین به آینده ، همین روش رو ادامه بده. من خوب می دونم كه آینده ای ها بسیجیان واقعی هستن ، بسیجی واقعی امثال همت بود و باكری ، منتهی خوب می دونم كه زمانیكه بسیج ناپاك شد و آلوده ، همین آینده ای ها ازش كنار كشیدن …» «آقا اینجا چه خبره ؟ رجا نیوز شده سخنگوی سپاه !!!!! یعنی سپاه كه ضامن حفظ امنیت باید بشه ، خودش همون لباس شخصی ها هستن ؟»

آينده‌ي عزيز! اين نظرات آدم‌هايي است كه با خواندن نوشته شما درباره لباس‌ شخصي‌ها، به اين نتايج رسيده‌اند و به بسيج و بسيجي توهين كرده‌اند! مطلب من در واكنش به نوشته شما و توهين‌هاي خوانندگان شما به بسيج و بسيجي بود. شما خودتان متهميد، به ديگران تهمت مي‌زنيد؟!

البته ممكن است باز هم ادعا كنيد كه اين نظرات خوانندگان آينده است و ربطي به خود آينده ندارد. ارتباطش اينجاست كه وقتي ‌آينده مرا متهم مي‌كند كه لباس شخصي‌ها را با بسيجي‌ها يكي دانسته‌ام، چرا خودش مرتكب چنين اشتباهي شده و چرا اين نظرات را در سايت خود عمومي كرده و يا به آن واكنش نشان نداده؟ لااقل مي‌توانست نظرات را ويرايش كند. حتما مي‌پرسيد مگر آينده مي‌تواند در نظرات خوانندگان خود دست ببرد و يا آنرا ويرايش كند؟ بله. آينده وقتي دلش نمي خواهد كه برخي نظرات توهين آميز را حذف كند، معمولا آنها را ويرايش مي كند! بدين ترتيب كه بعضي اوقات توهين‌هاي برخي خوانندگان را با سه تا نقطه عمومي مي‌كند تا به نوعي حرف دل آينده را هم بزند! به عنوان مثال به نظرات زير توجه كنيد:

« این كركسهای ذوب شده در … بهتر است به لاشخوری خود ادامه دهند و در سیاست وارد نشوند !!» «… تو حزبتون (تمام اصولگرایان من الان الی قیام یوم الدین) از طرف یك بسیجی سبز»

اين نقطه‌چين‌ها در نظرات توهين آميز بالا، مساله‌اي را حل نمي‌كند. نكته جالب اينجاست كه آينده‌اي‌ها وقت خواندن و ويرايش چنين نظراتي را دارند، اما بعضي وقت‌ها ادعا مي‌كنند كه ما نمي توانيم نظرات را كنترل كنيم و لذا بطور اشتباهي عمومي مي‌شوند!

در ادامه، آينده به برخي از نكات مطلب من واكنش نشان داده و بخش های زيادي را هم بدون پاسخ گذاشته است. بنابراين نتيجه مي‌گيريم كه آينده‌اي‌ها هر كجا پاسخي به نوشته من نداده‌اند، اتهامات خودشان را  قبول کرده‌‌‌اند. يعني قبول دارند كه در سايتشان به امام و انقلاب و رهبري توهين مي‌شود! قبول دارند كه ولايت پذيري‌شان جالب و خنده‌دار است! قبول دارند كه ملاك و معيارشان در برخورد با ديگران، بر اساس دوستي و دشمني آنها با احمدي‌نژاد است. تا جايي كه حتي از ديدن پرچم ايران هم در گوشه تلويزيون حالشان خراب مي‌شود! قبول دارند كه در انتخاب تيترهاي وارونه تبحر خاصي دارند. قبول دارند كه با سعيد مرتضوي ارتباط داشته‌اند. ارتباط با رييس دفتر علي لاريجاني را هم قبول دارند. البته نفس ارتباط با آقاي لاريجاني و يا اعضاي دفتر وي اشكالي ندارد، اما شايد اين ارتباط به تدريج به حسادت‌هاي جناحي تبديل شود و بهانه‌اي باشد براي تخريب و شايعه پراكني و دروغ نويسي عليه سعيد جليلي در پرونده هسته‌اي كشور!

پاسخ‌هاي يك خطي  آينده به نوشته من

آينده به مطلب من درباره شايعات مربوط به ديدار هاشمي رفسنجاني با رهبر انقلاب اشاره كرده و در پاسخ نوشته است: «این در حالی است كه خبر مذكور كاملاً صحیح و دقیق بوده است.»

البته با اين جواب يك خطي، واقعيات و دروغ‌هاي آنها از بين نمي‌رود. بهتر است دوباره به اين دروغ بزرگ آينده در روزهاي انتخابات برگرديم. ماجرا از اين قرار است كه بعد از نامه سرگشاده آقاي هاشمي رفسنجاني به رهبر انقلاب، اين خبر منتشر مي‌شود كه:«شب گذشته و تنها چند ساعت پس از انتشار نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب، وی با آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کرده است. بنابر اظهار یک منبع آگاه پس از این دیدار، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با ابراز خرسندی و رضایت کامل از گفتگوهای انجام شده، اظهار داشت: «این دیدار یکی از دیدارهای کارساز من با رهبری معظم انقلاب بوده است»

نحوه انعكاس اين خبر به گونه‌اي بود كه مي‌خواست ديدار عادي و هفتگي آقاي هاشمي رفسنجاني را با رهبر انقلاب به نامه‌ي سرگشاده‌ي وي به رهبري مربوط كند! نامه‌اي كه در اعتراض به مناظره احمدي‌نژاد نوشته شده بود. نتيجه اين ديدار هم طبق گفته اين منبع آگاه رضايت‌بخش اعلام شد!

يك روز مانده به انتخابات پيامك‌هايي از سوي مخالفان احمدي‌نژاد منتشر شد كه از آخرين تلاش‌هاي آنها براي تاثير بر نتيجه انتخابات حكايت داشت. پيامك‌هايي با اين عنوان كه «رهبر انقلاب در ديدار هاشمي رفسنجاني به وي گفته است: مردم در مرحله‌ای هستند که باید خودشان معروف را از منکر تشخیص بدهند، امید است مردم با رای خود جواب دروغگویان و کسانی که به سرمایه های نظام توهین کردن را بدهند!!»

اين پيامك را بگذاريد كنار آن خبر قبلي كه مدعي شده بود اين ديدار يكي از ديدارهاي كارساز هاشمي رفسنجاني با رهبري بود! چه نتيجه‌اي ميگيريد؟ به هرحال بايد حرفي بين رهبر انقلاب و هاشمي رد وبدل شده باشد كه به آن نامه سرگشاده مربوط باشد. اما خوشبختانه سايت دفتر رهبر انقلاب اين خبر، اين شايعه و اين پيامك را تكذيب كرد و گفت «هیچگونه پاسخ شفاهی یا كتبی به این نامه از سوی معظم له داده نشده است»

اين تكذيبيه موجب خشم و عصبانيت شديد سايت آينده شد:«بنابر گزارش خبرنگار آینده این رسانه ها (فارس و رجا) ابتدا شایعاتی درباره پاسخ رهبری انقلاب به نامه آیت الله هاشمی تولید كرده و سپس به نقل از فردی نامعلوم در روابط عمومی دفتر رهبری آن را تكذیب كردند؟؟!! این در حالیست كه بنا بر اطلاعات موثق اصولا قرار بر ارائه پاسخی به آیت الله هاشمی قبل از انتخابات نبوده است. بنابر برخی اخبار، سیمای جمهوری اسلامی نیز مرتبا تكذیبه مذكور را زیرنویس كرده و سایت رهبری نیز آن را نمایش داده است در حالیكه خبر ارسال اصل نامه كه در مطبوعات و خبرگزاریها منتشر شد، در صداوسیما بایكوت شد و تاكنون تكذیب رسمی یك شایعه كه توسط هیچ رسانه داخلی و خارجی منتشر نشده توسط روابط عمومی دفتر رهبری بی‌سابقه بوده است!!»

تناقضات سايت آينده اينجاست كه خودشان ابتدا خبر ديدار هاشمي با رهبري و رضايت وي را از اين ديدار منتشر كرده و در صدد القاي اين نكته بودند كه در اين ديدار حرف‌هايي رد و بدل شده و هاشمي هم از نتايج آن راضي شده است، اما بعد از تكذيبيه دفتر رهبري، آينده عصباني مي‌شود و مي‌نويسد اصلا قرار نبوده پاسخي داده شود، چرا دفتر رهبري آن را تكذيب كرده است؟! البته سايت آينده فرداي آنروز وقتي مي‌بيند اين تكذيبيه براي آنها گران تمام شده، باز هم تغيير جهت مي‌دهد و به نقل از سايت آفتاب، آن را تكذيبيه عليه احمدي‌نژاد تعبير مي كند و كل ماجرا را تغییر می دهد و تيتر مي‌زند: شكست پروژه جعل نظر رهبري در شب انتخابات! (البته اين خبر، هم اكنون در اين سايت موجود نيست و حذف شده است!)

همين دروغ‌ها و همين تناقضات در پاسخ آينده به من هم وجود دارد:«ظاهراً پرونده‌سازان در این بخش از گزارش دچار كمبود حافظه شده و پروژه عملیات روانی خود را كه هدف آن القای حمایت رهبر انقلاب از دكتر احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری بوده، را متوجه سایت آینده كنند.»

آينده‌ي عزيز! ظاهرا و باطنا شما خودتان را به فراموشي زده‌ايد. چرا كه اصلا خبري از القاي حمايت رهبري از احمدي نژاد نبود، شما به دنبال القاي حمايت رهبري از هاشمي و مخالفت رهبري با احمدي‌نژاد بوديد كه شكست خورديد!  ضمنا شما هنوز هم علت ناراحتي خود را از تكذيبيه‌ي دفتر رهبري به شايعات بيان نكرديد؟ بالاخره ما نفهميديم كه شما چه كاره دفتر رهبري هستيد كه براي مسئولان آن تعيين تكليف مي‌كنيد كه چرا به يك شايعه پاسخ داده‌اند؟ البته خود شما يك روز بعد از اين عصبانيت، از پاسخ دفتر رهبري به اين شايعه اظهار خوشحالي كرديد! بالاخره ما نفهميديم تكذيب يك شايعه خوب است يا بد؟!‌ ظاهرا در اين مورد خاص شما دچار كمبود شديد حافظه شده‌ايد نه ما!

شايعات درباره مراجع:

من در مطلب خود، به مواردي از شايعات مربوط به مراجع و علما در سايت آينده اشاره كرده و نوشته بودم كه هدف آينده از اين كار القاي تقابل ميان علما با نظام و رهبري است. آينده در پاسخ به اين قسمت، باز هم دست به تحريف مي‌زند و مي‌نويسد:«گاف دیگر پرونده‌سازان این است كه خبرهایی در خصوص مهاجرت مراجع به نجف یا دعوت مراجع از آیت‌ا… سیستانی اساساً در سایت «آینده» منتشر نشده است.»

گاف آينده اينجاست كه با حذف قسمتي از مطلب من، يك دروغ را به من نسبت داده. من نوشته بودم:«البته در اين زمينه سايت‌هايي چون شيعه نيوز و شيعه آنلاين هم به همراه سايت آينده نقش زيادي در به راه اندازي چنين شايعاتي داشته‌اند. شايعاتي از قبيل مهاجرت مراجع قم به نجف و يا دعوت مراجع قم از آيت الله سيستاني براي مهاجرت به ايران!» منظورم اين بود كه آينده در انجام رسالت خود برای شايعه‌پراكني تنها نيست، و به دو مورد از شايعات دو سايت ديگر هم اشاره كردم، اما آينده با حذف اسم دو سايت شيعه آنلاين و شيعه نيوز، دست به تحريف مطلب من مي‌زند و نتيجه دلخواه خود را مي‌گيرد!

و جالب اينكه كمترين اشاره‌اي هم به ايراد‌هاي مطرح شده توسط من نمي‌كند و پاسخ نمي‌دهد كه چرا خبرها و بيانات و حمايت‌هاي صريح و آشكار و قاطع مراجع عظام تقليد از نظام و انقلاب و رهبري، در آينده سانسور مي‌‌شود؟ درباره رسول جعفريان هم بدون آنكه پاسخ بدهد چرا مخالفت مراجع با دولت را به مخالفت آنها با نظام و انقلاب و رهبري تعبير مي‌كند، دو لينك از سخنان اخير مراجع با فراكسيون روحانيون مجلس را قرار داده كه ربطي به نوشته من ندارد!

اين رفتار آينده، درباره سخنان آيت الله جوادي آملي هم تكرار مي‌شود. آينده باز هم دست به تحريف نوشته‌ام مي‌زند و بخشي را حذف و به بخش ديگر آن اشاره مي‌كند. آينده بدون پاسخ به اينكه چرا حمايت صريح آيت الله جوادي آملي را از نظام و رهبري در خطبه‌هاي نماز جمعه قم و ديدار با دانشجويان سانسور مي‌كند، به تيتر كيهان اشاره مي‌كند و مي‌نويسد كه آن تيتر كيهان تحريف شده بود!

آينده‌ي گرامي! مگر شما هميشه منتظر كيهان و فارس و رجا هستيد و تيتر خودتان را از نوشته‌هاي آنها انتخاب مي‌كنيد؟ شما چكار به خبر كيهان داريد؟ اصلا فرض كنيد كيهان خبر مذكور را تحريف كرده است، شما چرا اصل سخنان آيت الله جوادي آملي را منعكس نكرديد؟ چرا سخنان آيت الله جوادي آملي را هر وقت كه به مذاق‌تان خوش نمي‌آيد، سانسور مي‌كنيد؟ بالاخره آيا آيت الله جوادي آملي در نماز جمعه قم خطبه خوانده يا نه؟ چرا آن خطبه‌ها را سانسور كرديد؟ آيا آيت الله جوادي املي در جمع دانشجويان و طلاب سخنراني كرده يا نه؟ آيا آيت الله جوادي آملي حرف‌هايي درباره مرض سياسي بعضي افراد زدند يا نه؟ چرا سانسور كرديد؟ شما لطف مي‌كرديد و اصل سخنان ايشان را در ديدار با دانشجويان منعكس مي‌كرديد و به جاي تيتر كيهان، تيتر خودتان را مي‌زديد!

ضمنا ذوق زدگي شما از توضيحات دفتر آيت الله جوادي آملي هم، خيلي جالب و خنده دار بود. اولا توضيحات دفتر آيت الله جوادي آملي اصلاحيه بود نه تكذيبيه. چيزي تكذيب نشد. در اين اصلاحيه به تفاوت حكم فقهي و عرفاني و حقوقي اشاره شده است. منظور آنكه ممكن است فقيهي درباره مساله‌اي حكمي صادر كند و يا حرفي بزند، اما برخورد با آن مساله ربطي به فقيه نداشته باشد و به دستگاه‌هاي مسئول مربوط باشد. اما شما حتي همان اصلاحيه را هم تحريف كرديد و برداشت‌هاي خودتان را لابلاي متن خبر و اصلاحيه دفتر آيت‌الله جوادي آملي نوشتيد!

براي درك بيشتر اين مساله لطف كنيد و به كتاب «شريعت در آينه معرفت» تاليف آيت الله جوادي آملي مراجعه كنيد كه در نقد نظريه قبض و بسط شريعت آقاي سروش نوشته شده است. در مقدمه اين كتاب هم دقيقا عباراتي مانند اين اصلاحيه وجود دارد كه نشان از خط مشي علامه جوادي آملي در برخورد با جريانات و افراد مختلف دارد. در اين مقدمه آمده است «در متن كتاب به تفصيل روشن خواهد شد كه لوازم اين تئوري با بسياري از مسلمات و ضروريات انديشه و باور ديني سر ستيز و ناسازگاري دارد»

اما در توضيح اين قسمت مي‌خوانيم«تحليل فوق نظر به فرد و يا افراد خاص ندارد بلكه ناظر به انديشه‌هاي مختلف و جريان‌هاي فكري مربوط به آنهاست و به همين دليل اگر حكم به ناسازگاري تئوري قبض و بسط با مسلمات و ضروريات انديشه و باور ديني مي‌شود، اين حكم در همان مدار انديشه باقي مي‌ماند و از انديشه به فرد و يا افرادي كه حامل و ناقل آن هستند به سهولت گذر نمي‌كند… تسامح فقهي درباره ناقل و قائل هيچگاه مجوز تسامح عقلي در برابر قول نيست. زيرا اگر در برابر قولي كه ناسازگار با انديشه و باور ديني است تسامح شود، دير يا زود هستي و وجود قائل و ناقل را تسخير مي‌كند.»

اين يك مساله واضح است كه آيت الله جوادي آملي در مقام يك فقيه و يك حكيم، به يك مساله اشاره مي‌كنند و كاري به مسائل قضايي و سياسي پيرامون آن ندارند. اصلاحيه دفتر ايشان هم دقيقا به همين معنا است، اما آينده با تحريف همان اصلاحيه، غش مي‌كند!

اما قسمت آخر پاسخ آينده. واقعا خيلي خوشحالم كه مطلب من علي‌رغم همه اتهاماتي كه درباره دروغ‌هاي آينده به آنها نسبت داده بودم، باعث ناراحتي و رنجش خاطر عزيزان سايت آينده نشد و برعكس، باعث ادخال سرور آنها شده است!

البته همين جا لازم است از مسئولان محترم سايت آينده و مخصوصا از آقاي فواد صادقي بخاطر اشتباهي كه در مطلب قبلي مرتكب شده‌ام، معذرت خواهي بكنم. من در آن مطلب به اشتباه نوشته بودم كه «فواد صادقی در جریان حوادث بعد از انتخابات به علت نقش سایت آینده در تحریك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگیری بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگه‌های بازجویی را چشم بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شدید از رفتار خود، تعهد داد كه در آینده آنها را جبران كند. وی پس از این تعهدات آزاد شد.»

الان كه به نوشته قبلي خودم نگاه مي‌كنم، مي‌بينم امكان ندارد كسي با چشمان بسته، برگه‌هاي بازجويي را امضا كند. همين جا اشتباهم را تصحيح مي‌كنم و به اين صورت مي‌نويسم كه آقاي فواد صادقي با چشمان كاملا باز همه برگه‌هاي اعتراف خود را امضا كرده بود تا هر چه زودتر از بازداشت به درآيد و به اقدامات خود بطور حساب شده ادامه بدهد. اين را خود او بهتر از هركسي مي‌داند!

در پايان لازم است يادآوري كنم كه بهترين نمونه براي اثبات دغل بازي و شيوه‌هاي تحريف و سانسور اخبار در آينده، همين نحوه انعكاس نوشته من در اين سايت است. چرا كه آنها مطابق سياست هميشگي سايت خود عادت دارند كه با انعكاس وارونه خبر و انتخاب يك تيتر عجيب، كل ماجرا را به نحو ديگري منعكس كنند.

اي كاش مسئولان  سايت آينده، به جاي جواب‌هاي يك خطي و كوتاه، زحمت مي‌كشيدند و جوابي قانع كننده به موارد مطرح شده مي‌دادند و بقيه بخش‌ها را هم بدون پاسخ رها نمي‌كردند. به هر حال اين سوال براي من و بسياري ديگر از خوانندگان وجود دارد كه چطور سايت‌هايي چون پارلمان نيوز و ياري نيوز و نوروز و … فيلتر مي‌شوند و بعد از ما‌هها هنوز هم در دسترس نيستند، اما آينده يك هفته فيلتر مي‌شود و فورا همه چيز به خير و خوشي تمام ‌مي‌شود! اين چه روابط پشت پرده‌اي است كه تا اين اندازه دست آدم را براي تخلف و دروغ نوشتن باز مي‌گذارد؟ البته لازم به يادآوري است كه در اين ميدان، آدم‌هايي چون فواد صادقي تنها به عنوان يك واسطه و عنصر دست چندم شناخته مي‌شوند، سران پشت پرده اين جريان مخوف، ديگران هستند! /انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار