سي سال براي يک شکر استغفار کردم
کد خبر:۴۵۵۲۲

سي سال براي يک شکر استغفار کردم

بالاخره آتش چهار تا دكان را سوخته دكان تو را نسوخته يعني‏ دكان ديگري را سوخته «الحمدلله» معنايش اين است كه الحمدلله آتش‏ دكان مرا نسوخت، دكان او را سوخت پس من راضي شدم به اينكه دكان او سوخته بشود و دكان من سوخته نشود بعد به خودم گفتم: اولاتهتم للمسلمين‏ سري!

پاتوق شیشه ای- سایت تبیان مطلب آموزنده ای را به قلم سميرا لشكربلوكي در ارتباط با اخلاق این چنین آورده است:

سخن سري سقطي

مي‏گويند يكي از عرفا به نام " سري سقطي " مي‏گفت : من سي سال است كه‏ استغفار مي‏كنم به خاطر يك " الحمد لله " كه گفته ام ، به خاطر يك‏ شكري كه خدا را كرده ام : اني استغفر الله منذ ثلاثين سنه لقولي الحمد لله‏ گفتند چطور ؟ گفت من در بغداد دكاندار بودم ( اين داستان را هم سعدي به‏ شعر در آورده است ) يكوقت خبر رسيد كه فلان بازار بغداد را حريقي پيدا شد و سوخت . دكان من هم در آن بازار بود .

 به سرعت رفتم ببينم دكان من سوخته يا نه ؟ يك كسي به من گفت : آتش به دكان تو سرايت نكرده گفتم : الحمدلله بعد با خودم فكر كردم كه آيا تنها تو در دنيا بودي ؟ بالاخره آتش چهار تا دكان را سوخته دكان تو را نسوخته يعني‏ دكان ديگري را سوخته " الحمدلله " معنايش اين است كه الحمدلله آتش‏ دكان مرا نسوخت ، دكان او را سوخت پس من راضي شدم به اينكه دكان او سوخته بشود و دكان من سوخته نشود بعد به خودم گفتم : اولاتهتم للمسلمين‏ سري ! تو غصه مسلمين در دلت نيست ؟ ( اشاره است به حديث پيغمبر : « من اصبح لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم » ) هر كس كه صبح كند و همتش خدمت به مسلمانان نباشد ، او مسلمان نيست ) و من سي سال است كه‏ دارم استغفار آن الحمدلله را مي‏كنم . اين چيست ؟

استاد شهيد مطهري در كتابهاي (فلسفه اخلاق) و نيز كتاب (تعليم و تربيت اسلامي) در خصوص فلسفه اخلاق و نظريات مطرح در اين زمينه بحث و گفتگو مي كند و نظرات انديشمندان درخصوص اخلاق را بشرح زير دسته بندي مي نمايد:

  1-  نظريه كانت يا نظر وجدان اخلاقي

 كارهاي اخلاقي توسط وجدان اخلاقي به انسان الهام مي شود در حقيقت اين كارها جزء سرشت و فطرت انسان است و انسان را به كمال و نه (سعادت) دعوت مي كند.

 2- نظريه افلاطون

 اخلاق يعني آنجا كه روح انسان حالتي پيدا مي كند كه خود روح زيبا مي شود اگر كار زيباست به تبع روح زيباست – از نظر افلاطون پايه اخلاق (عدالت) است و عدالت مساوي با (زيبائي).

 3- نظريه عاطفي (نظريه هندي)

 كار اخلاقي كاري است كه از عاطفه اي عاليتر از تمايلات فردي يعني عاطفه، غير دوستي، سرچشمه مي گيرد.

 4- نظريه عاطفي و محبت (نظريه مسيحي)

 كار اخلاقي كاري عاطفي همراه با محبت است.

 كارهاي اخلاقي توسط وجدان اخلاقي به انسان الهام مي شود در حقيقت اين كارها جزء سرشت و فطرت انسان است و انسان را به كمال و نه (سعادت) دعوت مي كند.

  5- نظريه فلاسفه اسلامي ( نظريه اراده)

 اين مكتب ملاك و معيار اخلاقي بودن را عقل و اراده مي داند.

 6- نظريه زيبائي معقول

 امور اخلاقي في حد ذاته زيبائي دارد، با عظمت و با جاذبه و كشش است و حركت ايجاد مي كند و ستايش آفرين است.

شهيد مطهري

  7- نظريه عقل دورانديش

 اين نظريه را ماديون مطرح كرده اند و راسل هم از آن دفاع مي كند بر اساس آن انسان براي هر كار اخلاقي يك دورانديشي دارد و در نظر مي گيرد كه منفعت براي او ايجاد مي كند و انجام مي دهد.

 8- حسن و قبح ذاتي و عقلي

 كارهاي اخلاقي بدليل حسن ذاتي كه دارد و عقل انسان حسن ذاتي كارهاي اخلاقي و قبح ذاتي كارهاي ضد اخلاقي را درك مي كند، به سوي آن متمايل و يا از آن دوري مي جويد. استاد مطهري در باب اين نظريه در صفحه 70 كتاب (تعليم و تربيت اسلامي) اضافه مي كند كه: اين حرفي نيست كه صددرصد بتوان اثباتش كرد اگر چه اخلاق سقراطي بر اين مبناست، مخصوصاً حسن و قبح ذاتي افعال كه خود حكما برايش چندان پايه اي قائل نيستند.

  9- نظريه رضاي خدا

نظريه ديگري وجود دارد و آن اينكه اساساً اخلاق را برگردانيم به اخلاق مذهبي و بگوئيم بقيه نظريه ها همه فلسفي و علمي است. اين نظريه معتقد است كه فعل اخلاقي آن فعلي است كه هدف و انگيزه اش رضاي حق باشد (اين نظريه احتمالاً همان نظريه امر و نهي الهي يا حسن و قبح شرعي است) استاد مطهري نظر خويش را در مورد فلسفه اخلاق در كتابهاي فلسفه اخلاق و تعليم و تربيت و بعنوان مجموع سخنراني ها ابراز داشته اند و نظريه اي بنام (پرستش) را مطرح كرده اند ايشان به تمام نظريات كه در جهان مطرح شده است ايراد گرفته اند و آنها را ناقص مي دانند اما گفته اند اگر تمام نظريات با مبناي اعتقاد به خدا باشد مي توان آنها را پذيرفت.

 بهرحال از مجموعه صحبت هاي استاد چنين برمي آيد كه:

 1- امور اخلاقي در چهارچوب نظام الهي معنا پيدا مي كند

 2- انجام امور اخلاقي افراد سكولار و غير خداپرست، يك (عبادت و پرستش ناآگاهانه) است.

 3- از طريق آيات و روايات اثبات مي شود كه امور اخلاقي در (فطرت انسان) نهاده شده و يا به او (الهام) شده و مي شود.

 4- براساس (نظريه پرستش)، انسان به حسب فطرت كارهاي اخلاقي را شريف و شرافتمندانه  مي داند. (ص 126 كتاب فلسفه اخلاق) /انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار